۱۳۹۲ تیر ۹, یکشنبه

«سیب سبز»؛ کتاب آثار هنری میرحسین و رهنورد در اروپا منتشر شد

کتاب سیب سبز، مجموعه ای از آثار هنری میرحسین موسوی و رهنورد در اروپا منتشر شد.این آثار از آب مرکب و سوخت تکنیک خراش بر کاغذ حساس عکاسی تا سوخت و بریدن قطعات رنگی و یا نوع خاصی از انتقال رنگ با قطعات فلزی بر سطح کاغد یا بوم نقاشی به همراه سوخت است و از نظر شکلی انتزاعی و از نظر محتوایی متکی بر عرفان شرقی است....


کتاب سیب سبز، مجموعه ای از آثار هنری میرحسین موسوی و رهنورد در اروپا منتشر شد.
به گزارش کلمه این کتاب با سه مقدمه انگلیسی و فرانسه و فارسی توسط انتشارات ارمتان فرانسه منتشر شده است.
کتاب سیب سبز در دو بخش به آثار هنری مهندس موسوی شامل نقاشی های وی از ابتدا تا اخرین اثار منتشر نشده قبل حصر اختصاص دارد.
این آثار پیش از این در نمایشگاه های شخصی و جمعی به نمایش درآمده است.
این آثار از آب مرکب و سوخت تکنیک خراش بر کاغذ حساس عکاسی تا سوخت و بریدن قطعات رنگی و یا نوع خاصی از انتقال رنگ با قطعات فلزی بر سطح کاغد یا بوم نقاشی به همراه سوخت است و از نظر شکلی انتزاعی و از نظر محتوایی متکی بر عرفان شرقی است.
در مجموعه آثار هنری زهرا رهنورد تصاویر نقاشی با رنگ و روغن تکنیک های نقاشی روی کاغد عکاسی و نقاشیهایی با متریال شیشه و ترکیبی است.
همچنین آثار مجسمه سازی این بانوی دربند شامل مجسمه مادر، مجسمه های دانشگاه الزهرا و تعدادی دیگر از آثار وی است.
برای هر دو بخش کتاب نرگس موسوی دختر این همراهان زندانی مردم مقدمه جداگانه ای نوشته است.
نرگس موسوی در بخشی از مقدمه ی نقاشی های میرحسین می نویسد: نگاه شعرگونه پدرم به هنر ریشه در عقاید عرفانی و انسانی او دارد، عرفان عمیق اسلامی و البته با نیم نگاهی به عرفان شرق دور از آن جهت تاکیدی که عرفان شرق دور بر سکوت، خلوت و فضای منفی دارد. سکوت سرشار از ناگفته هاست. سفیدی بوم یا فضای منفی در آثار پدرم همان سکوتی است که تخیل مخاطب را بر می انگیزد و من خود عقیده دارم که جدا از مسائل شریعتی، ریشه عرفان در تمام فرهنگ ها و ادیان مشترک است.
او معتقد است که خط نوشته های پدرشش در آثار نقاشی اش قابل خواندن نیست: در نقاشی های او سخن از نور است و خورشید و آگاهی. گاه در بالای نقاشی ها در شروع کار خورشید می آید، همچون شروعی به شکل نامی مقدس که نامه ای پر محتوی را آغاز می کند و در این نامه می شود نقاشی پر رمز و راز و البته انتزاعی متاثر از درونیات هنرمندش و متالم از دردهای جامعه ای که در آن زیست می کند. خورشید نارنجی نیم سوخته شاید خبر از حقیقتی تلخ می دهد و فاجعه ای که همچنان در گذر است.
میرحسین، دانش آموخته ی دانشکده‌ی معماری دانشگاه ملی، نقاش تالار قند ریز، معمار مزار شهیدان هفت تیر و رواق هنر، معمار کانون توحید تهران و فرهنگستان هنر که به ۱۹ ستون با نماد بسم الله الرحمن الرحیم طراحی شد، با قلم موی سبزی که هنوز طرح زندگی می زند، حتی در حصر نیز می تواند دعوت کند که جنبش سبز را زندگی کنیم.
علاقمندان برای تهیه این کتاب می توانند با انتشارات Harmattan به شماره تلفن ۰۰۳۳۶۷۳۶۶۸۵۸۰ مکاتبه کرده و یا تماس بگیرند.


در سال گذشته اخراج ۳۶ هزار کارگر در مراجع حل اختلاف تایید شد

بر اساس آمارهای موجود سال گذشته در کل کشور تعداد 290 هزار فقره پرونده شکایات در مرجع حل اختلاف مورد رسیدگی قرار گرفته...
مدیرکل روابط کار و جبران خدمت وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی، گفت: در سال گذشته اخراج ۳۶ هراز کارگر در مراجع حل اختلاف مورد تایید قرار گرفت.
طریقی آزاد با بیان اینکه بر اساس آمارهای موجود سال گذشته در کل کشور تعداد ۲۹۰ هزار فقره پرونده شکایات در مرجع حل اختلاف مورد رسیدگی قرار گرفته بود، گفت: این آمار در مقایسه با سنوات گذشته کاهش یافته است.
وی  یکی از عمده ترین علل این امر را فعال شدن شوراهای سازش در واحد های صنعتی و تشکل های کارگری برشمرد و تصریح کرد: حدود ۳۵ درصد دعاوی مطرح شده در شوراهای سازش حل و فصل گردیده است.
مدیر کل روابط کار و جبران خدمت وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی افزود: خوشبختانه با فعال سازی  ماده ۱۵۸ قانون کار که تا قبل از سال ۸۵ اجرا نی شد، هم اکنون بیش از ۵ هزار شورای سازش در کشور فعال است.

خانواده زندانیان سیاسی از امید به دولت تدبیر و امید می گویند

انتخابات 92 گذشت، زندانیان انتخابات 88 هنوز در زندانند، خانواده زندانیان سیاسی از امید به دولت تدبیر و امید می گویند

امیدواری برای تغییر وضع موجود و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز یکی از مطالبات خانواده های زندانیان سیاسی و فعالان و مردم بود که در اولین ساعت های بعد از اعلام نتایج و حضور خیابانی مردم برای پیروزی حسن روحانی، با شعار "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و "روحانی یادت باشه، میرحسین باید باشه" و "موسوی، کروبی رایم رو پس گرفتم" متبلور شد....

کلمه- زهرا صدر: چهار سال از اولین بازداشت ها و سرکوب های پس از انتخابات سال ۸۸ می گذرد. زندانیان سیاسی و خانواده های آنان که از فعالترین گروه های موثر در فضای سیاسی جامعه بودند طی ماه های گذشته علیرغم تمام سختی ها و فشارها و هزینه هایی که دادند باز هم در کنار مردم برای ساختن کشور همراه شدند تا با انتخاب رییس جمهوری برآمده از رای واقعی مردم، کشور را از سقوط پس از بحران های جدی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باز دارد.
به گزارش کلمه، حمایت های خانواده های زندانی های سیاسی و زندانیان آزاد شده در کنار حمایت برخی بزرگان دیگر از روحانی از عوامل جذب بسیاری از افراد شد. مهدی محمودیان که درست یک روز پیش از انتخابات به زندان رجایی شهر بازگردانده شد، حتی در روزهایی که در مرخصی بود برای پیروزی کاندیدای تدبیر و امید تلاش کرد.
امیدواری برای تغییر وضع موجود و آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز یکی از مطالبات خانواده های زندانیان سیاسی و فعالان و مردم بود که در اولین ساعت های بعد از اعلام نتایج و حضور خیابانی مردم برای پیروزی حسن روحانی، با شعار “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” و “روحانی یادت باشه، میرحسین باید باشه” و “موسوی، کروبی رایم رو پس گرفتم” متبلور شد.
حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی در همان روزهای اعلام حضور برای کاندیداتوری در جمع دانشجویان در پاسخ به این سوال که اگر رئیس جمهور شوید برای رفع حصر آقایان موسوی و کروبی چه خواهید کرد گفته بود: معتقدم اساسا رئیس جمهور آینده باید به دنبال کم کردن فاصله ها و از بین بردن فضای امنیتی در کشور باشد تا نه تنها آن هایی که در حصر هستند آزاد شوند بلکه آنهایی که به خاطر اتفاقات سال ۸۸ زندانی شده اند هم آزاد شوند.
مطالبه ای که اینک خانواده ها و زندانیان سیاسی با امید به آینده در پی تحقق آن هستند.
گفت و گوی کلمه را با پدر سیاوش حاتم، همسر آرش سقر و مادر محمودیان، از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات با هم می خوانیم
پدر سیاوش حاتم: زندانیان سیاسی منتظر رفع حصر از رهبران جنبش سبز هستند
محمود حاتم، پدر سیاوش حاتم که این روزها در بند ۳۵۰ زندان اوین یکی از جوانترین و پر شورترین زندانیان سیاسی است به کلمه می گوید که فضای داخل زندان بعد از انتخابات بهتر شده و زندانیان هم می گویند که اول باید حصر میرحسین و رهنورد و کروبی برداشته شود و بعد از آن ما را آزاد کنند.
سیاوش حاتم، فعال دانشجویی سابق صبح روز ۲۳ خرداد ماه برای اجرای حکم شانزده ماه حبس تعزیری که نه او و نه وکیلش از آن خبر داشتند روانه زندان شد. چهار مامور امنیتی با مراجعه به منزل او و نشان دادن حکم زندان او را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کردند.
سیاوش حاتم، دانشجو و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی همدان بود که یکبار در تاریخ ۲۵ خرداد ماه سال ۸۸ بازداشت شد. وی پس از آن از دانشگاه بوعلی همدان به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شد. اما مدتی پس از انتقال در آذر ماه ۸۹ در جلسه امتحان در دانشگاه شهید بهشتی توسط ماموران وزارت اطلاعات قبل از شروع امتحان بار دیگر بازداشت شد.
به گفته ی پدر این زندانی سیاسی و فعال دانشجویی شایعه ای مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی برای عید فطر وجود دارد که خانواده ها را به تغییر وضع موجود امیدوارتر کرده است.
او می گوید: سیاوش هم خوب است ما دوشنبه ها به ملاقاتش می رویم اما وقتی مرخصی ندادند ما دیگر پیگیری نکردیم. فکر کردیم شخصیتمان را در راهروها و دفاتر کوچک نکنیم و پیگیر مرخصی ای شویم که نمی دهند.
محمود حاتم با بیان اینکه خوش بین هستیم به آزادی عزیزانمان و پیگیر مطالباتمان هستیم می گوید: بچه ها در زندان می گویند الآن باید حصر رهبران جنبش را بردارند و در آن صورت ما خوشحال تر هستیم. در واقع در زندان ظاهرا بحث اصلی حصر رهبران است و زندانی ها و خانواده هایشان بیشتر پیگیر این هستند که حصر آقای میرحسین و خانم رهنورد و آقای کروبی برداشته شود.
سیاوش حاتم سال گذشته در نامه ای از داخل زندان اوین نوشته بود که در این سال ها نه تنها در باورش به آرمان های جنبش سبز تردیدی ایجاد نشده بلکه بیش از پیش به آن مفتخر است که در میانه ی آن خیل فداکاری و ایثار مردمی، او نیز سهم اندک خود را ادا می کند، جنبشی که از اعتراض به آرای خوانده نشده آغاز و با نفی استبداد و خشونت و تاکید بر خواست دمکراسی، حقوق شهروندی و احترام به کرامت انسانی، به شیوه ای مسالمت آمیز ره خود می پوید.
همسر آرش سقر: ما همیشه امیدوار بوده ایم
همسر آرش سقر زندانی دیگر محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین با اشاره به اینکه همسرش در این چند سال حتی یک روز را نیز به مرخصی نیامده در گفت و گو با کلمه می گوید که در وضعیت این زندانی سیاسی تغییری ایجاد نشده است اما ما همیشه امیدوار بودیم و در این چهار سال نیز امید خود را نسبت به بهبود اوضاع از دست نداده ایم.
آزاده قرنجیک و میثم، ۷ ساله ی آن ها که مانند بقیه ی خانواده های زندانیان سیاسی زندان اوین از حق تلفن و تماس روزانه با زندانی خود محروم هستند و تمام ارتباطشان به ملاقات های هفتگی و گهگاه ملاقات های حضوری محدود است. با اینحال خانم قرنجیک معتقد است در این سیستمی که قوه قضاییه در پیش گرفته است، پیگیری خانواده ها نقشی در روند پرونده و یا دریافت مرخصی ندارد: در مورد زندانی سیاسی پیگیری معنی ندارد. ما چهار سال است که داریم می دویم و پیگیری می کنیم، اما فایده ای نداشته است. همه چیز دست خودشان است. قدرت دست آنهاست و تصمیم گیرنده هم خود آنها هستند.
آرش سقر یکی از اعضای ارشد ستادانتخاباتی میرحسین موسوی در مناطق سنی نشین کشور بود و از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به هشت سال حبس تعزیزی و محرومیت پنج ساله از همه فعالیت های مطبوعاتی و سیاسی محکوم شد.
همسر آرش سقر با اشاره به مطالباتی که در ایام انتخابات درباره ی آزادی زندانیان سیاسی مطرح شد می گوید که امیدوار است فضا تغییر کند: در این چهار سال همیشه در مناسبت های مختلف امیدوار بودیم. امسال امیدوارتریم انشا الله برای عید فطر که همه شان با هم آزاد شوند اگر نشوند که دیگر واقعا جای تعجب است.
وی در ادامه تصریح می کند که البته همین الان هم واقعا بی مورد و بی معنی هست که زندانیان ما آنجا باشند. اما به هر حال ما این همه صبر کردیم باز هم صبر میکنیم تا ببینیم عید فطر شاهد آزادی عزیزان مان هستیم یا خیر.
خانم قرنجیک با تاکید بر این که درخواست ما آزادی زندانیان سیاسی است خاطرنشان می کند: آزادی کسانی که بی گناه عمرشان در زندان در حال هدر رفتن و سوختن است و رهایی خانواده هایی که چه مصیبت هایی کشیدند در این چند سال و عواقبی که دراین چند سال داشته است امیدواریم هر چه زودتر این روزها تمام شود.
سال ۸۹ همسر آرش سقر در نامه ای به رهبری، با اشاره به ظلمی که به آنها رفته است، نوشته بود:  بنده اکثر مطالب مربوط به خاطرات زندانی بودن شما به خاطر فعالیت­های عقیدتی و سیاسی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی را مطالعه کرده­ام. اما هرچه گشتم کمتر دیدم که این چنین همسر و فرزندان شما را در تنگنای معاشرتی و معیشتی قرار داده باشند. همسر خیراندیش و نیکوکار من همواره به اصلاح جامعه اندیشیده و در مسیر عقیده و ایمان به خیر جامعه گام بر­داشته است. چرا باید به خاطر ایمان و عقیده­اش که ظاهراً و احیاناً با عقیده دیگران تفاوت­هایی دارد این چنین آزار ببیند و برخلاف حکم قرآن از دیدار شرعی و مصاحبت عرفی زن و فرزند و اعضای خانواده­اش محروم شود؟ و چرا باید زوج وفاداری از دست­پخت و هدایا و دیدار زوجه وفادارش بی­ نصیب بماند. اجازه ندهید قانون خدا بازیچه هوس و میل بعضی متصدیان و کارگزارانی شود که حقوق زنان و کودکان مسلمان را نادیده می ­گیرند.
مادر مهدی محمودیان: امیدوارم آنانکه خود را به خواب زده اند از خواب خرگوشی بیدار شوند
مادر مهدی محمودیان، روزنامه نگار و عضو شاخه اطلاع رسانی جبهه مشارکت که با ابراز امیدواری از این که پسرش و دیگران زندانیان سیاسی تا چند ماه آینده آزاد شوند به کلمه می گوید: اگر نخواهند چوب لای چرخ دولت جدید بگذارند و نخواهند اذیتش کنند، فکر می کنم که حتما آزاذ می شوند. البته بعضی از دوستان و خانواده ها می گویند که اگر بخواهند بعضی چوب لای چرخ این بنده خدا بگذراند و جلوی کارش را بگیرند که هیچ امیدی نیست. اما ما امیدوارم و ایشالا که به زودی خبرهای خوب بشنویم.
وی با بیان اینکه هر دو هفته یک بار به دیدن پسرش می روند و تنها مشکل وی دوری از تنها دخترش است که او را آزار می دهد می گوید: زینب دختر مهدی از وقتی که پدرش به زندان بازگشته مریض شده و بی قرار پدرش است این تنها ناراحتی مهدی است.
مهدی محمودیان که ۲۵ شهریور ماه سال ۸۸ در منزل شخصی اش بازداشت و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد و در داخل زندان نیز نامه ای درباره وضعیت اسفناک زندان رجایی شهر کرج و تجاوزهای مکرر در این زندان خطاب به آقای خامنه ای نوشت، در اولین مرخصی اش در سال گذشتهدر توضیح آنچه زندگی عادی می نامد، نوشته بود: “در این ایام بعد از نزدیک به سه سال چون اولین بار بود که می توانستم فضای اجتماعی را ببینم و ساعت های زیادی را با مردم عادی باشم برایم خیلی لذت بخش بود. مردم در فضای آزاد بدون دغدغه های سیاسی یا بدون گرایش خاصی داشتند زندگی عادیشان را می کردند که گفتگو با آن ها برایم جذاب بود و تازگی داشت.”
مادر این فعال سبز با اشاره به اینکه مدت هاست که پیگیری های قانونی را رها کرده است می گوید منتظریم ببینیم دولت جدید در تحقق وعده های خود چه اقدامی می کند.
مادر مهدی محمودیان در پایان می گوید: کسی که خواب است راحت از خواب بیدار میشود اما کسی که خودش را به خواب زده بیدار کردنش سخت است. اتفاقی که برای اینها افتاده است هم همین است و به نظر می آید در واقع خودشان را به خواب زده اند. امیدواریم اینها از خواب خرگوشی زودتر بیدار شوند.
این زندانی سیاسی که بهمن ماه سال گذشته برای چند روز در بیمارستان رجایی بستری بود در پاسخ به دوستانی که از او درخواست کرده بودند مدتی ننویسد به وضعیت اسفبار زندان ها و جامعه اشاره ایی نکند تا شاید از زندان خلاصی یابد و بتواند در کنار خانواده اش بماند، نوشته بود: آیا ارزشش را داشت بخاطر اینکه به زندان نیفتم حرفی از کهریزک نمی زدم شاید تا هفته ها و یا حتی ماه های دیگر صدها برادر دیگرمان آنجا شکنجه و هتک حرمت می شدند؟ آیا ارزشش را داشت به خاطر ترس از دوری خانواده حرفی از قبرهای مخفیانه قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا نمی زدم و به مانند هزاران مادری که ۲۳ سال است هنوز محل دفن فرزندان اعدام شده یشان را نمی دانند، صدها مادر و فرزند دیگر نیز تا سالها حتی نتوانند بر قبر عزیزانشان گریه کنند؟
مهدی محمودیان سال گذشته پیش از بازگشت به زندان در گفت و گو با کلمه گفته بود: تمام این مدت حتی یک لحظه پشیمانی که هیچ، حتی فکر اینکه که ای کاش نمی کردم در من به وجود نیامد. قاطع می گویم کاری که کردم بسیار بسیار درست بوده و کماکان اگر آن شرایط بوجود بیاید انجامش می دهم.

 


گرانی دارو از ۴۰ تا ۹۰ درصد

قیمت‌گذاری جدید داروها بر اساس درخواست شرکتهای دارویی در سازمان غذا و دارو با ارائه مدارک و اسناد مربوط به درخواست افزایش قیمت آنها بررسی و انجام می‌شود. ...
معاون امور دارویی سازمان غذا و دارو از اتمام قیمت‌گذاری داروهای داخلی و وارداتی خبر داد و گفت: داروهای تولید داخل به طور متوسط ۴۰ درصد و داروهای وارداتی به طور متوسط حدود ۹۰ درصد گران شدند.
شمس علی رضا زاده افزود:‌ قیمت‌گذاری جدید داروها بر اساس درخواست شرکتهای دارویی در سازمان غذا و دارو با ارائه مدارک و اسناد مربوط به درخواست افزایش قیمت آنها بررسی و انجام می‌شود.
وی ادامه داد: در سال جاری قیمت گذاری‌حدود۲۲۰۰ داروی تولید داخل از مجموع ۳ هزار دارو انجام شده و با توجه به اینکه قیمت گذاری بقیه داروهای تولید داخل قبلاً انجام شده بود اکنون دیگر درخواستی برای افزایش قیمت داروهای تولید داخل نداریم و طی یکماه گذشته هر درخواستی که ارائه شده ظرف ۴۸ ساعت در کمیسیون قیمت گذاری دارو در مورد آن تصمیم گیری شده است.
وی گفت: اکنون کار قیمت گذاری داروهای تولید داخل تمام شده است و به طور متوسط داروهای تولید داخل بین ۳۵ تا ۴۰ درصد رشد قیمت داشته‌اند، کمترین رشد قیمت داروهای داخلی حدود ۱۹ درصد و بیشترین آن حدود ۷۵درصد افزایش قیمت داشته است.
معاون امور دارویی سازمان غذا و دارو افزود: قیمت گذاری داروهای وارداتی هم تمام شده و به طور متوسط قیمت داروهای خارجی نیز در سال جاری حدود ۹۰ درصد بیشتر شده است.
به گزارش فارس، وی گفت: علت افزایش قیمت دارو، افزایش قیمت ارز برای واردات مواد موثره داروهای تولید داخل است که تا حدی بر قیمت تمام شده آنها تأثیر می‌گذارد اما در مورد داروهای خارجی افزایش دوبرابری قیمت ارز از ارز مرجع به ارز مبادلاتی به صورت مستقیم بر قیمت تمام شده دارو تأثیر می ‌ذارد به همین علت شاهد افزایش قیمت حدود ۲ برابری این داروها هستیم.


سبزها از گذشته نمی گویند تا آینده را بسازند؛ اما افراطیون از نجابت و رای مردم سوء استفاده نکنند

آقایان حواسشان جمع باشد، ما که قصد دامن زدن به این مسائل را نداشتیم، ما که نمی خواهیم و نخواستیم از تمام شواهدی که در انتخابات 92 بر درستی ادعای دروغ بودن نتایج انتخابات 88 صحه می گذارد بگوییم و تلاش شد تا نگاه رو به آینده و با هدف حل مساله باشد، اما کمی خجالت هم خوب است....


کلمه- علی بردبار
از روزی که انتخابات اخیر ریاست جمهوری با پیروزی کاندیدای طرفداران تغییر که عمدتا از اصلاح طلبان و سبزهایی تشکیل می شد که به حضور در انتخابات قانع شده بودند، بنا بر میل عمومی این نیروها برای حل و یا کاستن منطقی منازعات و پیروی از اصلی ملی و اخلاقی که میرحسین موسوی هم بر آن تکید داشت، یعنی “پیروزی ما پیروزی همه است”، تلاش شد تا کمتر این شکست برای اقتدارگرایان به رخ کشیده شود.
بنای طرفداران تغییر این نبوده که پیروزی در رقابتی نابرابر را در برابر تیمی که با همه امکانات و همه نیروهایش به میدان رقابت آمده بود را تبدیل به ابزاری برای تحقیر و یا رجز خوانی کند. چه ایمان این جریان، پیروزی برای همه است و واقعا اعتقاد دارد آنچه را که دنبال می کند، مناقع بلندمدت محافظه کاران را در صورتی که مایلند در واحدی به نام “ایران” به فعالیت خود ادامه دهند را تامین می کند. نکته ای که بلافاصله پس از پیروزی انتخاباتی حسن روحانی در کلمه هم منتشر شد و در مواضع پس از انتخابات اغلب نیروهای منتقد مورد تاکید قرار گرفت. حتی برای ترغیب حاکمیت برای ادامه آنچه پس از رد صلاحیت فاجعه بار و رسوای آیت الله هاشمی رفسنجانی، به نحو نسبتا خوبی در بخش اجرای انتخابات پدید آمد، برخی نیروهای منتقد از رهبری برای اجازه ندادن به برخی نهاد های حاکمیت برای دستکاری بیشتر در فرایند انتخابات تشکر و تقدیر کردند. همه اینها برای آن بود که با نگاهی رو به آینده، برای حل مسایل باقی مانده از کودتای انتخاباتی ۸۸، راه آبرومندانه ای پیش روی عقلای جریان حاکم گذاشته شود، به رقیب سیاسی نشان دهند که بنای کینه ورزی و تلافی ندارند و در صورت نیل به مسیر منطق و پذیرش معیار صندوق رای به جای زورگویی، ما را همچون برادران و خواهران همدل و همراه خود خواهند یافت. هدفی که با گفتمان مترقی روحانی، تحت عنوان اعتدال تقویت شد تا هیچ کس حس شکست و در نتیجه مانع تراشی در برابر اراده ملت پیدا نکند.
اما گویا این نجابت و این دوراندیشی برای برخی نیروهای فاقد درک الفبای سیاست در بین جریان حاکم موجب توهمات عجیب و غریبی شده است و بار دیگر پا به ورطه ای گذاشته اند تا شکست سیاست و گفتمان اقتدارگرایانه شان که در انتخابات از مردم خورد، به رخشان کشیده شود.
یکی از افراد اولیه این دسته، حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان بودند که البته بر او حرجی نیست. او و امثال او مدت هاست که مصداق “ختم الله علی قلوبهم” شده اند و مهری که بر دل هایشان خورده، فایده گفتگو و برخورد منطقی با آنها را یکسره از دل امیدوارترین افراد هم زدوده است. آنها کارویژه شان گسترش نقار و اختلاف و کینه بین هموطنانمان است که اگر در سلیقه سیاسی با هم یکی نباشند، در انسانیت و حق برابر در این سرزمین با هم تفاوتی ندارند. برخی برادران امنیتی هم اگر اختلافات کم و مسائل حل شود ممکن است به شغلشان نیاز نباشد. لذا بر آنها هم حرج زیادی نیست که بخواهند در جاهای مختلف بر تنور امنیتی نگه داشتن فضا بدمند. اما از برخی افراد انتظار بیشتری می رود.
به عنوان نمونه آقای کاظم صدیقی، خطیب نماز جمعه تهران که باید منادی وحدت و اعتدال باشد حرف هایی زد که ناگزیر می کند از او بپرسیم واقعا سطح تحلیلتان همین قدر است یا خودتان را به آن راه زده اید؟ ما می فهمیم حسین شریعتمداری بر اساس چه انگیزه و کمبودی رای حسن روحانی را رای به سرمقاله های کیهان می داند و به نتیجه می رسد که مردم به همان راهی که او می رود رای داده اند، آیا شما را هم در همان حد و اندازه ببینیم؟ آیا باید به رویتان آورد که به محض دریافت آمار نهایی انتخابات اخیر، آنچه بین مردم رد و بدل می شد این بود، “دیدید نتایج ۸۸ تقلب بود!” اینجا بحث از آقای صدیقی نیست، اما برای دیگرانی که از خلال سکوت نجیبانه پیروزهای انتخاباتی دچار اعوجاج ذهنی و تحلیلی شده اند و حرف هایی می بافند که ممکن است برای خودشان هم مشتبه شود می گوییم تا یادشان بیاید اقبال عمومی به میرحسین موسوی را در سال ۸۸ و با نتایج انتخابات ۹۲ و آراء روحانی مقایسه کنند. رایی که برای مهدی کروبی در سال ۸۸ خوانده شد را با آراء آقای غرضی در انتخابات ۹۲ مقایسه کنند. آقای غرضی انسان محترمی است و از زحمت کشیدگان انقلاب است، اما تحلیل گران جناح بازنده در انتخابات که به لطف برخی مسایل، چه رای بیاورند و چه رای نیاورند همیشه جزیی از جریان حاکم می توانند بمانند، انشاءلله در این حد از سیاست سر در می آورند که متوجه تفاوت زمینه رای هر یک از این دو با هم باشند. به علاوه آنکه مشارکت مردم در انتخابات ۸۸ بیش از ۹۲ بود و طبعا این موضوع نتیجه گیری برای تقلب در انتخابات ۸۸ را پررنگ تر می کند، چون هر تازه کاری در سیاست هم می داند آراء خاموش اگر بیدار شوند به نفع کدام جریان رای می دهد. ایشان در نظر بگیرند که پایگاه رای روحانی در انتخابات چه نسبتی با معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ دارد و از هر فردی با بهره هوشی متوسط بخواهد تا برایشان توضیح دهد که اینها چطور نشان می دهد که چه بلائی بر سر رای مردم در انتخابات ۸۸ آمده است. در این باره شواهد متعدد دیگری وجود دارند که تنها مبتنی بر انتخابات ۹۲ و نه اخبار و اسناد مربوط به سال ۸۸ هستند اما فعلا سودی از طرح آنها برای منافع ملی و کمک به دولت اعتدال برای کار در فضای آرام و همدلانه دیده نمی شود مگر که افرادی، وفاداران به ارزش های جنبش را وادار به واکنش کند.
آقایان حواسشان جمع باشد، ما که قصد دامن زدن به این مسائل را نداشتیم، ما که نمی خواهیم و نخواستیم از تمام شواهدی که در انتخابات ۹۲ بر درستی ادعای دروغ بودن نتایج انتخابات ۸۸ صحه می گذارد بگوییم و تلاش شد تا نگاه رو به آینده و با هدف حل مساله باشد، اما کمی خجالت هم خوب است. ۸ سال تمام با دفاع مطلق از کسی که حالا یک نفر پیدا نمی شود از غلط کاری هایش حمایت کند، تمام قد دفاع کردید، مردم را کشتید و زندانی و آواره کردید و مردم صبورانه و مدنی منتظر فرصتی ماندند تا دوباره موضعشان را نشان دهند. هرچه شد کردید تا این اراده حاکم نشود. موسوی و کروبی را که در حصر نگه داشتید، راه بر خاتمی بستید، هاشمی رفسنجانی را رد صلاحیت کردید، احزاب جدی تر منتقد را تعطیل و احزاب کوچک تر را هم ترسیدید و اجازه برگزاری جلسه ندادید، هر روز عده ای از فعالین سیاسی دلسوز کشور را احضار و تهدید کردید که در خیابان با ماشین به خودتان و زن و بچه تان خواهیم زد اگر دست از فعالیت برندارید، منتقدان را از کارهایشان اخراج کردید، برخی را مجبور به جلای وطن کردید، تراژدی های بزرگی مانند مرگ شهادت گونه هاله سحابی و هدی صابر را رقم زدید که در تاریخ می ماند، در رسانه های عمومی تان که از پول بیت المال تزریق می شود مرتبا اتهام پراکنی علیه سبزها و اصلاح طلبان راه انداختید، هر چه از دستتان بر آمد کردید، ولی باز به کاندیداهای بعدی این جریانی که می خواستید بمیرد ولی هر روز زنده تر شد، به طرزی مفتضحانه باختید. حالا ما به رویتان نمی آوریم که دلیل نمی شود شما دور بردارید.
بدیهی است که درصورت ادامه موضع گیری های وارونه این افراد، سر بحث های دیگری باز خواهد شد. دلایل اینکه چرا در انتخابات ۸۸ تقلب شد و در انتخابات ۹۲ انجام نشد موضوعی است که در آینده می تواند به آن پرداخته شود. اما فعلا بنای سبزها باز کردن بحث های گذشته به نحوی نیست که منجر به افزایش تنش و ایجاد احتمالی مشکل برای دولت منتخب مردم شود. ایجاد آرامش و جبران ویرانی های گذشته و باز گذاشتن راه برای اصلاح روندها و جبران ضایعات به جا مانده از انتخابات ۸۸ کاری است که اغلب نیروهای منتسب به جنبش سبز در طول روزهای منتهی به انتخابات و پس از آن به عنوان راهبرد خود انتخاب کرده اند.
تحقق منافع ملی برای این مجموعه بزرگ مردمی بر هر چیز دیگری حتی اعمال عدالت در قبال ظالمانی که جان و مال مردم را در سال های گذشته مورد تعرض قرار دادند، اولویت دارد. این جنبش متکی بر چهره هایی مانند پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی است که از خون فرزند جوانش در قبال آزادی زندانیان می گذرد. بزرگی این جریان فراتر از تصور و عجیب و غریب است، ولی اگر در برابر این بزرگی، بی حیایی و زیاده روی و زیاده خواهی دیده شود، دلیلی برای سکوت سبزها نخواهد بود.
به افراطیونی که از مقاومت ۴ ساله مردم بر مواضع اعتدالی و شکست از آنان عصبانی هستند می گوییم سند تقلب همان حصری است که مطالبه هر روز قاطبه رای دهندگان میلیونی به دکتر حسن روحانی، رفع آن است. حد را نگه دارید تا در حد همین اشارات بماند، شاید که تدبیرها اسیر غرور و منیت ها نشود و اجازه گشودن گره ها به برکت حماسه نجیب و بزرگ مردم در انتخابات ۲۴ خرداد فراهم شود.

۲۷۰هزار نفر دیگر نیز به صف ۳ میلیون بیکار پیوسته اند

اخراج کارگران، تعطیلی کارخانه ها و فقر روز افزون کارگران که پیامد سومدیریت ها و بی توجهی ها به قانون است مدت هاست چنان گریبانگیر جامعه شده که بخش عظیمی از بدنه ی اجتماع را متاثر از شرایط خود کرده است و روزی نیست که خبر و گزارشی از شرایط بغرنج کارخانه ها و کارگران از یک سو و نامدیریتی ها و بی قانونی ها از سوی دیگر کمرنگ تر از روزهای پیش باشد....


اخراج کارگران، تعطیلی کارخانه ها و فقر روز افزون کارگران که پیامد سومدیریت ها و بی توجهی ها به قانون است مدت هاست چنان گریبانگیر جامعه شده که بخش عظیمی از بدنه ی اجتماع را متاثر از شرایط خود کرده است و روزی نیست که خبر و گزارشی از شرایط بغرنج کارخانه ها و کارگران از یک سو و نامدیریتی ها و بی قانونی ها از سوی دیگر کمرنگ تر از روزهای پیش باشد.
* * *
پلمب یک کارخانه به دلیل بدهی به بانک کشاورزی
تعدادی از کارکنان شرکت سویا سان (مکسوی) در نامه‌ای به مسئولان کشور بازگشایی هرچه سریعتر کارخانه و بازگشت کارگران آن را خواستار شدند.
به گزارش ایسنا، بر اساس این نامه، کارکنان شرکت سویا سان که یک شرکت تولید فراوده‌های سویا است، در هنگام فعالیت خود با حضور نمایندگان بانک کشاورزی در محل کارخانه مواجه می شوند و پس از مدتی با هدایت کارگران به بیرون شرکت، کارخانه از سوی نمایندگان بانک پلمپ می شود.
این اقدام در تاریخ ۲۹ خرداد ماه جاری صورت گرفته و وجود بدهی‌های معوق، دلیل اصلی پلمپ کارخانه و بیکار شدن کارکنان شرکت ذکر شده است.
مدیر کارخانه سویا سان در این باره اظهار کرد که مجموع بدهی‌های این شرکت به بانک کشاورزی، ۱۸ میلیارد تومان است که تا کنون ۵۰۰ میلیون تومان آن پرداخت شده است.
مدیریت کارخانه به منظور حفظ کارخانه و بیکار نشدن کارگران، پیشنهاد کرده بود که با پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان، مابقی بدهی در ۲۴ قسط بازپرداخت شود اما ظاهرا بانک کشاورزی این پیشنهاد را نپذیرفته و توقف تعطیلی کارخانه را به پرداخت ۳۰ تا ۴۰ درصد کل مبلغ بدهی در ابتدای امر و بازپرداخت مابقی بدهی طی دو سال منوط کرده که در نهایت به دلیل عدم توافق، بانک کشاورزی کارخانه مذکور را با هدف فروش آن پلمپ کرده است.
کارگران شرکت مکسوی از مسئولان امر خواسته‌اند تا به جهت جلوگیری از به مخاطره افتادن معیشت نیروهای کار شاغل در این کارخانه در شرایط حساس کنونی، نسبت به بازگشایی کارخانه و بازگرداندن کارکنان آن مساعدت و اقدامات لازم را به عمل آورند.
۱۰۰ کارگر شرکت عمران علوی کرمان از کار اخراج شدند
به گزارش رادیو زمانه، این کارگران پس از اخراج، مقابل دفتر این شرکت تجمع کردند.
بر پایه این گزارش شماری از این کارگران دارای هفت سال سابقه کار و زن و فرزند هستند. یکی از کارگران گفته است: “ما باید در روزهای تعطیل کار کنیم و هیچ حق بیمه‌ای نداریم و حقوق هم به ما داده نمی‌شود و مرخصی نیز نداریم.”
همچنین در جریان تجمع کارگران، “مهندس ناظر این شرکت هم اخراج شد.”
۲۷۰هزارنفر دیگر نیز به صف ۳ میلیون بیکار پیوسته اند
با وجود ادعای دولت در ۸ سال گذشته مبنی بر ریشه کنی بیکاری، آمارها نشان می دهد نه تنها از تعداد بیکاران کم نشد بلکه در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۱ حدود ۲۷۰هزارنفر دیگر نیز به صف ۳ میلیون بیکار پیوسته اند و به دلیل پایین بودن سطح دستمزدها ۶ میلیون مشمول قانون کار امروز فقط حداقل دستمزدها را دریافت می کنند.
به گزارش مهر، براساس آمار منتشر شده در سال ۸۴ نرخ بیکاری ۱۱.۵ بوده که این نرخ در سال ۹۱ به ۱۲.۲ رسیده است. مهم ترین چالش های بازار کار کشور در سال های اخیر بیکاری ۳ میلیون کارجوی جوان ایرانی و عمدتا از فارغ التحصیلان دانشگاهی است.
در حال حاضر طبق گفته کارشناسان و برآوردهای انجام شده حداقل ۵۰ درصد از حدود ۱۲ میلیون مشمول قانون کار دارای بیمه کشور تنها حداقل های مصوب شورای عالی کار را دریافت می کنند و این مسئله باعث به وجود آمدن شرایط نامطلوب زندگی برای طبقه کارگر شده است.
کارشناسان بازار کار تخمین می زنند در حال حاضر حداقل ۶ میلیون کارگر در کشور در پایان هر ماه تنها دستمزد مصوب شورای عالی کار (برای امسال ۴۸۷ هزارتومان) را دریافت می کنند و باید گفت این گروه از مشمولان قانون کار نیروهای ارزان قیمتی هستند که در دسترس بنگاه ها قرار دارند و با مشکلات فراوان معیشتی دست و پنجه نرم می کنند.
مرکز آمار ایران در گزارش های بیکاری خود در حالی وجود ۳ میلیون بیکار در کشور را تایید می کند که بر نحوه محاسبه بیکاران با شاغلان نیز بحث ها و نقدهای فراوانی وجود دارد. در حال حاضر، مرکز آمار ایران می گوید به استناد استانداردهای جهانی هر فردی که در هفته ۱ ساعت کار داشته باشد حتی اگر حقوقی نیز بابت آن دریافت نکند، شاغل محسوب می شود.
انتقاد ۶۰۰ بازنشسته از نحوه اداره سازمان تامین اجتماعی
۶۰۰ بازنشسته‌ی تامین اجتماعی با ارسال نامه‌ای به «حسن روحانی»‌ رئیس جمهوری منتخب با بیان اینکه در شرایط کنونی خط فقر بالغ بر ۲۲ میلیون ریال است عنوان کردند که دریافتی بیش از ۸۰ درصد بیمه شدگان بازنشسته و مستمری بگیر این سازمان معادل یک سوم خط فقر است.
به گزارش ایلنا، نویسندگان نامه به رئیس جمهور منتخب، آورده‌اند: اگر از منابع و سرمایه هایی که کارگران بیمه شده در هنگام کار اندوخته اند به درستی نگهداری و محافظت می‌شد هیچ بازنشسته ای در خط فقر قرار نمی گرفت.
در ادامه این نامه از تعویض شش مدیر عامل در شش سال گذشته، تعطیلی موسسات پژوهشی و آموزشی و نشریات تخصصی از جمله « موسسه عالی پژوهش تامین اجتماعی » و « فصلنامه تامین اجتماعی »، منحل شدن گروه های تخصصی و حرفه ای و جایگزینی چرتکه بازاری به جای رویکرد تخصصی که سازمان تامین اجتماعی را به مرز ورشکستگی رسانده است انتقاد شده است.
همچنین نویسندگان این نامه از اینکه دولت سال‌ها است با فراموش کردن وظیفه اصلی خود مبنی بر امانتدار بودن، سازمان تامین اجتماعی را به مثابه ی صندوق اختصاصی اش در نظر گرفته انتقاد شدیدی کرده‌اند.
گفتنی است نویسندگان این نامه، سخنانشان را «مصائب یک جامعه ۳۶ میلیونی تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی» خوانده اند و مدعی شده‌اند که با جمعیتی در حدود «۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر آن بازنشسته و مستمری بگیر حدود ۱۰ میلیون نفر از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند».
آیین نامه کنونی جامعیت کانون‌های صنفی کارگری را از بین برده است
مشاور کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران سراسر کشور با اشاره به ماده ۱۳۱ قانون کار که در آن گفته شده است « کارگران مشمول قانون کار و کارفرمایان یک حرفه یا صنعت می توانند مبادرت به تشکیل انجمن های صنفی نمایند » از تفاوت میان پیش شرط تشکیل انجمن صنفی توسط کارگران و کارفرمایان انتقاد کرد.
غلامرضا توکلی در گفتگویی تفصیلی با ایلنا اظهار داشت: قانونگذار شرایط متفاوت و جداگانه ای برای تشکیل انجمن های صنفی توسط کارگران و کارفرمایان تعیین کرده است که بر این اساس شرط تشکیل انجمن صنفی توسط کارگران، مشمول قانون کار بودن آنها و شرط تشکیل انجمن توسط کارفرمایان، تعلق داشتن آنها به یک حرفه و یا صنعت است.
وی ادامه داد: این شرایط متفاوت باید تا آخرین مرحله از تشکیلات بالادستی انجمن های کارگری و کارفرمایی رعایت شود اما در آیین نامه ای که برای چگونگی تشکیل انجمن های صنفی و کانون های مربوط به آنها تهیه شده است شرط مشمول قانون بودن کارگران حذف می شود و شرط تعلق داشتن به یک حرفه یا صنعت که متعلق به کارفرمایان است مورد استفاده قرار می گیرد.
به گفته‌ی آقای توکلی، انتخابات هیات مدیره کانون های عمومی استانی و کانون های عالی انجمن های صنفی کارگران با شرکت نمایندگان کانون های صنعتی و حرفه ای انجام می شود.
این فعال صنفی تصریح کرد: تشکلی که می خواهد در سطح استان و عالی کلیه صنوف کارگری را نمایندگی کند باید نمایندگان تمام صنوف را در تشکیل، انتخابات، اداره و برنامه ریزی های خود شرکت دهد تا از جامعیت لازم برای نمایندگی همه ی کارگران برخوردار باشد.
به گفته‌ی آقای توکلی، فقدان جامعیت برای یک تشکل صنفی که می‌خواهد تمام کارگران را در سطح استانی و عالی نمایندگی کند مشروعیت و وجاهت قانونی آن را زیر سوال می‌برد.
وی با اشاره به مواد ۱۳۰، ۱۳۲ و ۱۳۳ قانون کار که به ترتیب به موضوع تشکیل انجمن های اسلامی و شرکت های تعاونی مسکن و شرکت های تعاونی مصرف توسط کارگران مربوط می‌شود، گفت: ماده ۱۳۲ و ۱۳۳ از کلمه کارگران مشمول قانون کار استفاده کرده و استفاده از این کلمه تردیدی باقی نمی گذارد که کارگرانی که می خواهند انجمن صنفی، انجمن اسلامی، شرکت تعاونی مسکن یا شرکت تعاونی مصرف تشکیل دهند باید مشمول قانون کار باشند و این مشمول قانون کار بودن باید در تشکیل کانون های مربوط به آنان نیز منظور شود.
مشاور کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران سراسر کشور تصریح کرد: کانون هایی که نمایندگان کلیه بخش های کارگری در تشکیل، هیات مدیره، اداره و ساختار آنها دارای جایگاه یکسان باشند از حمایت و پشتیبانی تمام کارگران برخوردار خواهند بود و توانایی لازم برای دفاع از حقوق کارگران و پیگیری مطالبات آنها را خواهند داشت.
وی افزود: مقررات تشکیل کانون های انجمن های صنفی کارگری با حذف پیش شرط مشمول قانون کار بودن کارگران، جایگاه نمایندگی در کانون ها را فقط به کارگران بخش صنعت داده است و بدین وسیله با تقسیم کارگران به دو بخش حرفه و صنعت از ایجاد کانون هایی که دارای جامعیت لازم باشند جلوگیری کرده است.
به گفته ی آقای توکلی، آیین نامه ای که به این شکل برای انجمن های صنفی و کانون های مربوط به آنان مشکل آفرینی می کند مربوط به دورانی است که اراده مسئولین وقت بر این قرار داشت که انجمن های کارگری در حاشیه بمانند و امکان خارج شدن از حاشیه و حضور در سطح کلان را پیدا نکنند و به همین جهت انجمن های کارگری نتوانستند کانون عالی خود را تشکیل دهند.
مشاور کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران سراسر کشور در پایان تصریح کرد: شرایط جدید ایجاب می کند آیین نامه چگونگی تشکل کانون های مربوط به انجمن ها به گونه ای تغییر کند که نمایندگان تمام بخش های کارگری در تشکیل، انتخابات، اداره و تصمیم گیری های آن دارای جایگاه برابر باشند و نمایندگان این کانون ها در مراجعی که حضور نمایندگان کارگری در آنها لازم است شرکت داده شوند و ماده ۱۳۶ قانون کار همان گونه که هست اجرا شود.
آیین نامه کنونی جامعیت کانون‌های صنفی کارگری را از بین برده است
رییس اداره تشکل‌های صنفی و تخصصی دفتر سیاسی وزارت کشور گفت: کانون صنفی معلمان می‌تواند درخواست مجدد خود را برای فعالیت به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ارائه دهد تا کمیسیون براساس قانون به آن رسیدگی کند.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) سید میثم بصام‌تباردر این باره اظهار کرد: کمیسیون ماده ۱۰ از زمان دولت اصلاحات تذکرات و اخطارهایی را به این کانون به خاطر فعالیت‌ خارج از چارچوب اساسنامه داده است که کانون صنفی معلمان به این تذکرات توجهی نداشته و آخرین بار بحث درباره پرونده کانون صنفی معلمان در سال ۸۸ مطرح شده است که کمیسیون درباره تمدید پروانه این تشکل صنفی موافقتی انجام نداده است، پس از آن نیز این کانون پیگیری‌های جدی دراین باره نداشته است .
وی افزود:این کانون می‌تواند درخواست مجدد خود را برای فعالیت به کمیسیون ماده ۱۰ احزاب ارائه دهد و کمیسیون نیز به پرونده این تشکل براساس قانون فعالیت احزاب، انجمن‌ها و گروه‌های صنفی رسیدگی خواهد کرد.
وی تصریح کرد: وزارت کشور از درخواست دوباره این کانون استقبال خواهد کرد.
بصام تبار در تکمیل صحبت‌های روز گذشته خود که کمیسیون ماده ۱۰ احزاب با تمدید پروانه کانون صنفی معلمان موافقت نکرده است، براین نکته تاکید کرد که با درخواست مجدد کانون صنفی معلمان، کمیسیون به پرونده این تشکل براساس قانون فعالیت احزاب، انجمن‌ها و گروهها‌ی صنفی رسیدگی خواهد کرد.
به دلیل سوء مدیریت ها، به جای صادر کننده، وارد کننده آب معدنی شده ایم
عضوکمیسیون کشاورزی،آب ومنابع طبیعی مجلس، با تأکید براینکه آب ترش کشور یکی ازمطلوب ترین آب های معدنی جهان است، گفت:متأسفانه وزارت صنعت ومعدن وتجارت به جای توسعه صادرات مجوز واردات این محصول را داده به طوری که شهرهای مرزی آب ترش بی کیفیت آذربایجان را با قیمت بسیارزیاد وارد کشورمی کنند.
حبیب برومند داشقاپو در گفت و گو با خانه ملت،با بیان اینکه آب معدنی به عنوان یکی از محصولات مرغوب درکشورمی تواند موجب رونق بخش صادرات غیر نفتی کشورشود، گفت: شهرهای مشکین شهر،سرعین و اردبیل به علت داشتن کوهستان های بکرازموقعیت جغرافیایی مطلوبی برای تولید آب ترش برخوردارند.
وی با تأکید براینکه آب ترش کشور یکی ازمطلوب ترین آب های معدنی جهان است، تصریح کرد: متأسفانه تا به امروز درجهت افزایش بهره برداری ونیزصادرات این محصول اقدامات جدی و مؤثری از سوی مسئولان دولتی و وزارتخانه ها صورت نگرفته است.
برومند، با انتقاد ازعملکرد ضعیف وزارت صنعت و معدن و تجارت، اظهار داشت: درشهرهای مشکین شهر،سرعین واردبیل آب ترش با کیفیت وجود دارد، اما متأسفانه ازسوی این وزارتخانه به جای توسعه صادرات مجوز واردات این محصول مشاهده شده به طوری که شهرهای مرزی آب ترش بی کیفیت آذربایجان را با قیمت بسیارزیاد وارد کشور می کنند.
نماینده پارس آباد و بیله سواردر مجلس، درتشریح دلایل نبود موفقیت درصادرات آب معدنی،افزود: درکشورنمونه هایی ازآب معدنی با افزودن مواد نگهدارنده نامطلوب صادرمی شود که همین امر موجب استقبال نکردن کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است.

ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ سبز ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ؛ تقلب نکردن، عقب نشینی یا چرخش

آنچه از اهمیت انکار ناپذیری برخوردار است، اینکه مقاومت عمومی پس از انتخابات 1388 و حضور زنده، پویا و سیال جنبش سبز در چهار سال گذشته، مهمترین عامل عقب نشینی یا چرخش حاکمیت بوده و لذا در آینده نیز پایداری و میزان تعمیق تغییرات موکول به نقش بی بدیهی است که جنبش سبز و جامعه مدنی ایفا خواهد کرد....
یکی از زندانیان سبز محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای درباره ی انتخابات اخیر می نویسد: در شرایطی که از دیدگاه نظام حتی آقای “هاشمی رفسنجانی” با این احتمال که حضورش در راس قوه مجریه می توانست به تبعات و آثار غیر قابل جبرانی منجر شود و به همین دلیل رد صلاحیت می شود، تایید ۸ نامزد دیگر و صدور مجوز ورود آنها به مسابقه انتخاباتی معنایی جز پذیرش آثار حاصل از انتخابات هر یک از آنها توسط مردم ندارد.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که قصد دارد نامه هایش را به قصد ثبت در تاریخ منتشر کند، با اشاره به اینکه در این دوره بر خلاف سال ۱۳۸۸ نظام با ردصلاحیت آقای “هاشمی” رفسنجانی نشان داد که حاضر به پذیرش ریسک احتمال رای بالای گزینه های نامطلوب خود مثل “میرحسین موسوی” نیست و ترجیح می دهد هزینه حذف نامزدهایی از این سنخ را به اتکای نظارت استصوابی در مراحل اولیه پرداخت کند تا مرحله پس از رای گیری و با دست کاری آرا، نتیجه گیری کرده است که اگرچه گزینه هایی همچون جلیلی و ولایتی در صدر انتخاب نظام برای تصدی قوه مجریه بودند، اما در بدترین حالت انتخاب روحانی نیز خارج از کادر انتظارات و برنامه های مدیریت مهندسی انتخابات نبود و قرار گرفتن وی در راس قوه مجریه، نظام را دچار سوء هاضمه نمی کرد، از این رو نیازی به دست کاری آرا برای حذف وی نبود.
وی معتقد است: با این همه آنچه از اهمیت انکار ناپذیری برخوردار است، اینکه مقاومت عمومی پس از انتخابات ۱۳۸۸ و حضور زنده، پویا و سیال جنبش سبز در چهار سال گذشته، مهمترین عامل عقب نشینی یا چرخش حاکمیت بوده و لذا در آینده نیز پایداری و میزان تعمیق تغییرات موکول به نقش بی بدیهی است که جنبش سبز و جامعه مدنی ایفا خواهد کرد.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بی تردید شگفتی انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، دستکاری نشدن نسبی آرای مردم و انتشار واقعی صندوق های رای بود. در میان طیف نیروهای اصلاح طلب و فعالان جنبش در دیدگاه نسبت به علل این رفتار حاکمیت وجود دارد؛
بنا بر دیدگاه اول باید تمایز روشنی بین مهندسی انتخابات و تقلب نکردن قایل شد. مهندسی انتخابات به معنای مداخله حاکمیت برای اعمال نظر و نقص حاکمیت مردم از مراحل اولیه یعنی آغاز فعالیت و تبادل نظر احزاب، گروهی و فعالان سیاسی درباره انتخابات و تا روزهای پس از رای گیری و شمارش آرا ادامه دارد.
در انتخابات اخیر نیز مهندسی انتخابات با اعمال فشار؛ تهدید و بازداشت فعالان سیاسی – اجتماعی از جمله آقای خاتمی برای وادار کردن وی به خودداری از ورود مستقیم به انتخابات و اعلام نامزدی شروع و در ادامه با بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی – اجتماعی سبز و اصلاح طلبان ادامه یافت. در مرحله ثبت نام و تایید صلاحیت نیز رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی و تایید صلاحیت آقایان عارف و روحانی را باید در چهارچوب مهندسی انتخابات تحلیل کرد. حتی طراحی برنامه های تلویزیونی انتخابات، مناظره ها و میزگردها نیز بخشی از مهندسی انتخابات بود، اگرچه این امر به معنای آن نیست که اظهارات و سخنان نامزدها از جمله دو نامزد نزدیک به اصلاح طلبان طراحی از قبل پیش بینی شده بود. درهر حال از این دیدگاه حاکمیت تمامی تلاش خود را برای مهندسی انتخابات انجام داد و با شرایط غیرمنتظره ای مواجه نشده بلکه حتی تصمیم در مورد شمارش و انتشار نتایج بدون تقلب و دست کاری آرا نیز بخشی از مهندسی انتخابات محسوب می شود. دیدگاه مورد بحث در توضیح دلایل اتخاذ روشی کاملا خلاف انتظار توسط مدیریت نظام به موارد زیر اشاره دارد:
۱-برخی شواهد حاکی از اختلاف عناصر در سپاه و بیت رهبری دارد در مورد به ریاست جمهوری رساندن جلیلی یا ولایتی بود. حل نشدن این تعارضات تا روزهای آخر امکان افشای هرگونه دست کاری در آرا توسط دو سوی رقیب را افزایش می داد.
۲-از آنجا که مشایی نماینده احمدی نژاد در انتخابات رد صلاحیت شد، امکان جلب رضایت دولت برای همکاری با مدیریت مهندسی انتخابات ناممکن و دشوار بود و هرگونه اعمال فشار به احمدی نژاد و برای دستکاری نتایج احتمال داشت که توسط وی یا اطرافیانش افشا یا بعنوان اهرم فشار علیه حذف کنندگان مشایی مورد استفاده قرار گیرد. بر این اساس برخلاف انتخابات سال ۱۳۸۸ مدیریت مهندسی انتخابات نمی توانست بر همکاری و همراهی دولت حساب کند.
۳-تقلب در شمارش آرا و وقوع اعتراضات احتمالی بعدی امکان تشدید فشارهای بین المللی و تحریم ها را علیه ایران دو چندان می کرد. با توجه به پدیدار شدن آثار تحریم ها در اقتصاد ایران حاکمیت به شدت نگران ادامه فشارها و تضییقات بین اللملی و گسترش آنها به علت وقوع تقلب در انتخابات بود. به سخن دیگر افشای ساز و کارحاکمیت در انتخابات و خصوصا جابجایی آراء، در صحنه بین المللی، افکار عمومی دنیا را برای ادامه و تعمیق فشارها بر جمهوری اسلامی آماده می ساخت، شرایطی که حاکمیت به شدت نگران عواقب آن بر اقتصاد کشور بود.
۴- همانطور که اشاره شد مهندسی انتخابات منحصر به روز رای گیری و مداخله در شمارش و دستکاری نتایج نبوده و نیست. یکی از مهمترین مراحل مهندسی انتخابات، در نتایج حاصل از نظارت استصوابی شورای نگهبان نمود دارد که درانتخابات اخیر منجر به تایید صلاحیت ۸ نفر از نامزدها شد. این امر به معنای آن است که از دیدگاه نظام هر ۸ نفر واجد صلاحیت لازم برای نشستن بر صندلی ریاست قوه مجریه بودند.
بنابر این در شرایطی که از دیدگاه نظام حتی آقای “هاشمی رفسنجانی” با این احتمال که حضورش در راس قوه مجریه می توانست به تبعات و آثار غیر قابل جبرانی منجر شود و به همین دلیل رد صلاحیت می شود، تایید ۸ نامزد دیگر و صدور مجوز ورود آنها به مسابقه انتخاباتی معنایی جز پذیرش آثار حاصل از انتخابات هر یک از آنها توسط مردم ندارد. خاطر نشان می سازد در این دوره بر خلاف سال ۱۳۸۸ نظام با ردصلاحیت آقای “هاشمی” رفسنجانی نشان داد که حاضر به پذیرش ریسک احتمال رای بالای گزینه های نامطلوب خود مثل “میرحسین موسوی” نیست و ترجیح می دهد هزینه حذف نامزدهایی از این سنخ را به اتکای نظارت استصوابی در مراحل اولیه پرداخت کند تا مرحله پس از رای گیری و با دست کاری آرا. بنابر این اگرچه گزینه هایی همچون جلیلی و ولایتی در صدر انتخاب نظام برای تصدی قوه مجریه بودند، اما در بدترین حالت انتخاب روحانی نیز خارج از کادر انتظارات و برنامه های مدیریت مهندسی انتخابات نبود و قرار گرفتن وی در راس قوه مجریه، نظام را دچار سوء هاضمه نمی کرد، از این رو نیازی به دست کاری آرا برای حذف وی نبود.
از این منظر انتخاب روحانی در انتخابات اخیر، حاکمیت را در برابر وضعیت غیر منتظره ای قرار نداد، اگر چه در مقایسه با دیگر گزینه های ممکن یعنی انتخاب یکی از شش نامزد دیگر، برگزیده شدن حسن روحانی از بین نامزدها، ناخوشایند اما تحمل پذیر بود. لذا با در نظر گرفتن آثار و تبعات دستکاری آرا، درشرایط کنونی برای حذف حسن روحانی یا کشیده شدن انتخابات به دوره دوم، حاکمیت به این نتیجه تن داد تا شاهد واکنش ها و اعتراضات احتمالی همچون انتخابات سال ۱۳۸۸ نیز نباشد.
بر خلاف نظراتی که در دیدگاه اول مطرح شد، دیدگاه کاملا متفاوت دیگری وجود دارد که معتقد است عملکرد غیرمنتظره حاکمیت در انتخابات و عدم صدور مجوز برای جابجایی آرا و نتایج، محصول چرخش میمونی در سیاست ها و جهت گیری های نظام و خصوصا رهبری است. از این منظر حاکمیت با جمع بندی حاصل از نتایج و دستاوردهای انتخابات سال ۱۳۸۸ و با در نظر گرفتن شرایط دشوار و بحرانی که در پی حذف اصلاح طلبان بوجود آمد، تجدید نظر در سیاست ها و برنامه ها را در دستور کار خود قرار داده و مجددا جمهوری اسلامی بر محور جمهوریت و عقلانیت بازگشته است. از این رو تسلیم شدن حاکمیت به آرای عمومی و اعلام ریاست جمهوری حسن روحانی را باید نمودی از چرخش استراتژیک نظام دانست که در نهایت می تواند پروژه اصلاحات در درون نظام را احیاء و بازسازی کند. بنابراین انتظار می رود که در ادامه و استمرار این استحاله شاهد تغیرات دیگر در سیاست امنیتی – پلیسی و آغاز وزش نسیم فضای باز سیاسی و اجتماعی بر کشور باشیم. قائلان به این دیدگاه حتی اغلب به اخبار غیر رسمی مبنی بر درخواست فرماندهان فعلی سپاه و بسیج برای درگیر نشده نیروهای خود در رقابت های انتخاباتی می شوند و انتظار دارند در ترکیب کابینه روحانی و انتخاب وزرای کلیدی همچون اطلاعات، کشور ونفت شاهد ورود افراد نزدیک به اصلاح طلبان باشیم.
پذیرش صحت هر یک از دو دیدگاه مورد اشاره نتایج منطقی به دنبال خواهیم داشت که به اختصار در جدول زیر ارایه شده است:
موضوع دیدگاه اول: عقب نشینی تاکتیکی دیدگاه دوم: چرخش استراتژیک
دستکاری نشدن آرا در انتخابات یازدهم از سوی حاکمیت تاکتیک استراتژی
سیاست تسلیم در برابر نظر مردم و پدیرش نتایج حاصل از آرای عمومی از سوی حاکمیت موقتی و ناپایدار دایمی و پایدار
احتمال تعییرات در سیاست خارجی دولت روحانی بسیار زیاد بسیار زیاد
علت و انگیزه موافقت نظام با تجدید نظر در سیاست خارجی توسط دولت روحانی تشدید بحران در روابط بین الملل و تجریم ها علیه ایران و نگرانی از عواقب آن تجدید نظر در رویکرد نسبت به روابط بین الملل و چرخش در مواضع
احتمال تغییرات در سیاست داخلی و رفتار با جامعه مدنی در دولت روحانی کم و محدود زیاد
احتمال تغییرات در سیاست اقتصادی در دولت روحانی زیاد بسیار زیاد
احتمال بازگشت اصلاح طلبان به قدرت در دولت روحانی تا حدی و منحصر به اصلاح طلبان تکنوکرات زیاد
ترکیب احتمالی دولت روحانی ترکیب اصولگرایان میانه و اصلاح طلبان تکنوکرات ترکیب اصولگرایان معتدل و اصلاح طلبان
نقش و جایگاه جنبش سبز در تحولات آینده ایران بیش از گذشته و ضروری کمتر از گذشته و تا حدی مضر
بی شک در آینده نزدیک شواهد و قراین بیشتری مبنی بر صحت و سقم هر یک از دو دیدگاه مورد اشاره خواهیم داشت، بعنوان مثال، ترکیب کابینه روحانی، سیاست ها درباره زندانیان سیاسی و رهبران در حصر جنبش سبز و روش برخورد دولت در قبال احزاب، مطبوعات و جامعه مدنی می تواند تا حدودی شاخص های مهمی برای سنجش میزان عمق تغییراتی باشد که نظام پس از انتخابات یازدهم در دستور کار خود قرار داده است.
با این همه آنچه از اهمیت انکار ناپذیری برخوردار است، اینکه مقاومت عمومی پس از انتخابات ۱۳۸۸ و حضور زنده، پویا و سیال جنبش سبز در چهار سال گذشته، مهمترین عامل عقب نشینی یا چرخش حاکمیت بوده و لذا در آینده نیز پایداری و میزان تعمیق تغییرات موکول به نقش بی بدیهی است که جنبش سبز و جامعه مدنی ایفا خواهد کرد.

حکم تجدید نظرمیرطاهر موسوی: ۳ سال حبس تعزیری و ۲ سال تعلیقی

معاون هماهنگی ستاد میرحسین موسوی که پیش از این به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به تحمل ۵ سال حبس در استان سیستان و پس از آن ۱۰ سال تبعید به این استان شده بود هم اکنون توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی موحد به ۳ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد. ...


میرطاهر موسوی،استاد دانشگاه، نماینده سابق مجلس و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سال ۸۸ به سه سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد.
به گزارش کلمه، میرطاهر موسوی، فرماندار اسبق کرج،نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، مدیرعامل سابق آسایشگاه خیریه کهریزک و موسس شعبه دوم این آسایشگاه خیریه در محمدشهر کرج،استاد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، معاون هماهنگی ستاد میرحسین موسوی که پیش از این به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی محکوم به تحمل ۵ سال حبس در استان سیستان و پس از آن ۱۰ سال تبعید به این استان شده بود هم اکنون توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی موحد به ۳ سال حبس تعزیری و ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شد.
در متن حکم آمده: با ملاحظه محتویات پرونده و لایحه اعتراضیه وکلای تجدیدنظرخواه و این که از ناحیه ایشان ایراد و اشکال موجه و موثری که مطابق شقوق مندرج در ماده ۲۴۰ قانون آئین دادرسی کیفری سبب بی اعتباری و در نتیجه نقض دادنامه صادره و رسیدگی بیشتر را فراهم نماید مطرح نگردیده است وعمده مطالب آورده شده در لایحه اعتراضیه تکرار مطالب بدوی است .
این در حالیست که علی رغم پیگیری های مکرر وکلای ایشان و خانواده پرونده جهت مطالعه در اختیار وکلا قرار نگرفت و وکلا بالاجبار لایحه اعتراضیه را بر اساس دادنامه صادره از شعبه ۲۶ نگارش نموده اند.
این عضو انجمن جامعه شناسی ایران سال گذشته پس از بازگشت از یک سفر خانوادگی به ایران در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) بازداشت شد و ماه ها در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ که زیر نظر وزارت اطلاعات اداره می شود، به سر می برد و تحت بازجویی های زیاد، شکنجه های شدید روانی و فشارهای جسمی قرار داشت.
میرطاهر موسوی از بیماری‌های متعددی از جمله بیماری قلبی رنج می‌برد و تحت نظر پزشک بود، به نحوی پزشکان معالج وی اعلام کرده بودند او به هیچ وجه نباید در محیط بسته و شرایط ایزوله قرار گیرد. این نظر تخصصی پزشکان از سوی خانواده موسوی به مسئولان زندان و بازپرس نیز منتقل شد، اما نه تنها بازجویان از انتقال وی به بیمارستان برای درمان جلوگیری کردند، بلکه هشت ماه طول کشید تا در نهایت با انتقال وی بند ۳۵۰ موافقت شد.
.................................................................................................................................................................
 دست نوشته 
این چه ظلمی و جنایتی است بر سر روشنفکران و منتقدان به حق این خاک روا داشته می شود؟ آیا براستی جواب اندک انتقاد به حق در این حکومت این است مگر نه آنکه انتقاد به حق سازنده است مگر آنکه سرمایه های سازندی این خاک باید در بهترین پست های مدیریتی باشند سرمایه های جامعه شناسی این خاک که مدیرانی شایسته را تحویل این خاک می دهند امروز در کلاس دانشگاه هستند یا در سلول انفرادی !
مدتی است که به امید آزادی زندانیان سیاسی و شنیدن خبری هرچند کوچک دل خوش کرده ام خداوند شاهد است که هر بار که می خواهم شروع به تایپ متن و مواردی که در روز ها و ماه ها گذشته در دفتر هایم نوشته ام کنم تا وارد صفحه وبلاگ می شوم و سایت ها را باز می کنم امید به دیدن با خواندن خبر آزادی زندانی سیاسی دارم تا شاید اشتیاق نوشتن پیدا کنم اما باز همانند روز ها شب های گذشته خبری دردناک می بینم .
یک ماه هم از انخابات گذشت اما هنوز هیچ خبر دل خوش کننده ای از آزادی و باز شدن فضای سیاسی و اجتماعی شنیده و دیده نمی شود بعضی وقتها می خوام بنویسم و دلم را خالی کنم و بگویم این مردم داغ کشیده و فریاد فرو خفته نه بخاطر مشروعیت بخشیدن به این نظالم حکومتی ظالم بلکه به امید بهتر شدن و تغییر فضای حاکم به امید آزادی فرزندان ،پدران و مادران رنج کشیده که در حسرت دیدار کودک و فرزند خود شب های طاقت فرسای زندان را صبح می کنند به پای صندوق آمدند ، با بغض های فروخفته با دلی آکنده از بی اعتمادی و صد ها امید به پای صندوق ها آمدند.
آمدند تا شاید اندکی از فکر فشار زندگی که بر دوش پدر کارگرم است کاسته شود، آمدند تا مادرم دیگر مجبور نباشد در اندوه جهیزیه خواهرم باشد، آمدند تا خواهرانم به جرم زن بودن پس از سالها درس خواندن در دانشگاه مجبور نباشند بیگاری کنند و نصف یه مرد حقوق بگیرند و از زن بودن و درس خواندن و خون دل خوردن بیزار شود.
آمدند تا دیگر بهترین دوستم در ترم اخر کارشناسی ارشد از دانشگاه به جرم تنها نوشتن در روزنامه و خبرنگار بودن اخراج نشود
آمدند تا امثال محسن ها و دکتر فلانی استاد فیزیک و ریاضی مهندسی پس از سالها تدریس در دانشگاه ، امروزبیکار نباشند و کاسه چکنم چکنم در دست نگیند و مسافرکشی نکنند.
خدایا نگاهت به کدامین نقطه زمین است که مارا نمی بینی

۱۳۹۲ تیر ۵, چهارشنبه

میرحسین و رهنورد عید نیمه شعبان را هم بدون ملاقات و تماس تلفنی گذراندند

علیرغم برخی امیدها و انتظارات و حتی نقل بعضی شایعات، میرحسین و رهنورد، دو همراه محصور جنبش سبز حتی روز عید را نیز بدون ملاقات و تماسی با اعضای خانواده ی خود در منزل به تنهایی گذراندند....
میرحسین موسوی و زهرا رهنورد عید نیمه شعبان را نیز تنها در خانه و بدون هیچ ملاقات و یا تماس تلفنی سپری کردند.
به گزارش کلمه، علیرغم برخی امیدها و انتظارات و حتی نقل بعضی شایعات، میرحسین و رهنورد، دو همراه محصور جنبش سبز حتی روز عید را نیز بدون ملاقات و تماسی با اعضای خانواده ی خود در منزل به تنهایی گذراندند.
با وجود شرایط تغییر یافته در عرصه سیاسی کشور، مقطع خاص انتخابات که همواره با آزادی نسبی فضای سیاسی همراه بوده و مجموعه عوامل دیگری که برای بسیاری از ناظران توقع گشایش نسبی در امور را ایجاد کرده است، تغییری در وضعیت میرحسین و رهنورد ایجاد نشده و وضعیت بی خبری که در ماه های گذشته هم به شکل ها و بهانه های مختلف وجود داشت تشدید شده؛ وضعیتی که فراتر از حصر باعث آزار خانواده ی آقای موسوی است.
در ۸ ماه گذشته از سه دختر میرحسین و رهنورد، یکی از آنها یک ملاقات و دیگری دو ملاقات داشته است که دیدار اول مربوط به عید نوروز می‌شود و دیدار بعدی که به صورت محدود و امنیتی تنها با یکی از دختران برگزار شد مربوط به دیدار دو هفته پیش “کوکب”، فرزند ارشد خانواده است. از آن پس دیگر هیچ خبری مطلقا نرسیده است. تماس های محدود تلفنی که گاه ماه ها قطع می‌شود در حال حاضر وجود ندارد و بیشترین ارتباط میرحسین و رهنورد با خارج از زندان خانگی، دیدارهایی با مادر خانم رهنورد است که گاهی اوقات برقرار می شود.

پزشکی قانونی: ستار بهشتی در اثر شرایط خاص و فشارهای روحی فوت کرده است

ما هم روز اول همین نظر را دادیم که احتمال قوی وجود دارد که بر اثر شرایط خاص و فشارهای روحی ستار بهشتی فوت‌کرده است. در اینگونه پرونده‌ها معمولاً می‌گویند علت فوت نامشخص است اما چون بحث این پرونده خیلی حساس بود مدام آزمایشات و کمیسیون‌های مختلف تخصصی تشکیل شد و آنقدر متخصصان رشته‌های مختلف روی علائم آزمایشات بحث کردند تا توانستند جواب نهایی را ارائه دهند. ...
کلمه- گروه اجتماعی: با گذشت ماه ها از کشته شدن ستار بهشتی وبلاگنویس در زندان، شجاعی، رئیس سازمان پزشکی قانونی بر این احتمال تاکید دارد که ستار بهشتی در اثر شرایط خاص و فشارهای روحی فوت کرده است.
ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس اهل رباط‌کریم بود که به دلیل انتشار مطالب انتقادی علیه حکومت توسط پلیس فتا دستگیر شد. وی نهم آبان ۱۳۹۱ دستگیر و به زندان اوین تهران منتقل گردید، لیکن چهار روز بعد در حالی که به بازداشتگاه پلیس منتقل شده بود، در آنجا درگذشت.
خانواده ستار، هنگام دفن جسد وی آثار کبودی را در بخش هایی از بدن او مشاهده کرده بودند.
اکنون پس از گذشت ماه ها از آن واقعه، هنوز به پرونده قتل این فعال وبلاگ نویس رسیدگی نشده است.
به گزارش کلمه از گفت و گوی تفصیلی رییس سازمان پزشکی قانونی با فارس، وی با اشاره به پیچیده بودن پرونده ستار بهشتی گفته است: پرونده ستار بهشتی یکی از پرونده‌های بسیار پیچیده و مشکل بود که علت فوت در وهله اول آنقدر واضح نبود که قابل تشخیص باشد، در اینگونه پرونده‌ها معمولاً می‌گویند علت فوت نامشخص است اما چون بحث این پرونده خیلی حساس بود مدام آزمایشات و کمیسیون‌های مختلف تخصصی تشکیل شد و آنقدر متخصصان رشته‌های مختلف روی علائم آزمایشات بحث کردند تا توانستند جواب نهایی را ارائه دهند.
وی در ادامه تصریح کرده است که ما هم روز اول همین نظر را دادیم که احتمال قوی وجود دارد که بر اثر شرایط خاص و فشارهای روحی ستار بهشتی فوت‌کرده است اما نباید فراموش کرد که ما اصلاً در کار کارشناسان دخالت نمی‌کنیم و فقط نظریات را بیان می‌کنیم.
محسنی اژه ای در اولین اظهار نظر خود وجود ضربه و کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد و پس از آن بود که خبر از مرگ ستار بهشتی در اثر ایست قلبی داده شد.
تاکنون نیز از سوی پزشکی قانونی اظهارات چندگانه ای در خصوص مرگ ستار بهشتی در زندان شده است. اما مجموعه گزارش ها حاکی از آن است که این زندانی سیاسی در بازجویی ها توسط بازجویان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به طوری که این شکنجه‌ها باعث از کار افتادن کلیه و مرگ او در روز شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۱ در بازداشتگاه پلیس فتا شده است.
بعد از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری، گیتی پور فاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی در نامه ای خطاب به رئیس جمهور منتخب ملت با ابراز نگرانی از روند طولانی رسیدگی به این پرونده از سوی مسئولان نوشت: “هفت ماه ازمراجعه خانواده او به من وهشت ماه هم از تشکیل پرونده قتل این جوان ۳۲ ساله که در۱۶ آبانماه ۱۳۹۱می گذرد لیکن تاکنون ازبازپرسی به دادگاه برای ارسال نگشته است.”
گیتی پور فاضل در خصوص رسیدگی به پرونده این قربانی شکنجه می افزاید: “پرونده پیچیده نیست، پلیس فتا که کارش پرسه زدن درفضای سایبری وچک کردن سایتها و وبلاگهاست با نوشته های این جوان که مربوط به گرانی وتورم روزافزون،ویرانی اقتصادی کشور و تنگدستی مردم که همچنان ادامه دارد، برخوردکرده شناسایی می شود سپس چهارنفر ازماموران پلیس فتا به خانه او یورش برده ودرنهم آبان ماه سال گذشته بنا به گفته خانواده اش بدون نشان دادن حکم جلب دستگیرش می کنند وپس ازبازجویی های نخستین به زندان اوین تحویل می دهند. کسانی که در زندان با وی همبند بوده اند شهادت داده اند که بدن وی پرازکبودی وازنظر روحی دروضع نامناسبی بوده است ، دوباره پلیس فتا ستار را ازمحوطه اوین بیرون برده و در جایی نامعلوم هنگام بازجویی جانش ازدست می رود.”

بازداشت علی نکویی در شیراز و بی خبری از سه فعال دانشجویی بازداشتی

علی نکویی، روز پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه ۹۲ بازداشت شد. همزمان از بازداشت شدگان اخیر فارس نیز، خبری در دست نمی باشد....
علی نکویی، روز پنجشنبه ۳۰ خرداد ماه ۹۲ بازداشت شد. همزمان از بازداشت شدگان اخیر فارس نیز، خبری در دست نمی باشد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر این فعال سبز استان فارس، روز پنجشنبه ۳۰ خرداد هنگام خروج از محل کار، توسط چند مامور لباس شخصی مجهز به بیسیم و سلاح متوقف شده و بعد از لحظاتی به خودروی آنان منتقل و به محلی نامعلوم برده می شود.
گزارش ها حاکی از آن است که ماموران امنیتی همزمان به منزل علی نکویی مراجعه کرده و ضمن بازرسی منزل وی و برادرش، وسایل شخصی از جمله کامپیوتر، سی دی، البوم های خانوادگی و برخی وسایل را ضبط کرده و با خود منتقل کردند.
گفتنی است، علی نکویی از مسئولین بخش کنترل فرودگاه شیراز و در آن محل مشغول به کار بوده است. وی از حامیان آیت الله دستغیب، روحانی منتقد بوده و هنوز دلیل بازداشت و محل نگهداری وی مشخص نمی باشد.
همزمان منابع خبری گزارش داده اند که با گذشت نزدیک به دو هفته از بازداشت محمدرضا واحدی، آزیتا راستی فیروز زاده و مهدی فرمانی، هنوز از وضعیت این سه فعال دانشجویی شیراز که روز سه شنبه ۲۱ خرداد ماه بازداشت شدند، خبری در دست نمی باشد و مراجعات خانواده های این سه فعال دانشجویی به مراجع قضایی و انتظامی نتیجه ای نداشته است.
طی هفته های اخیر، موج بازداشت فعالان دانشجویی، سیاسی و مدنی شدت گرفته است.

ناگفته های چهار ساله آسیب دیدگان انتخابات ۸۸


سالگرد اعتراضات پس از انتخابات سال 88 در حالی وارد چهارمین سال می شود که هنوز در مورد بسیاری از همین آسیب دیدگان پس از انتخابات سال 88 هیچ خبری منتشر نشده است. از سویی خانواده های مجروحان این انتخابات هیچ نتیجه ای از پیگیری های خود در دستگاه قضایی ایران نگرفته اند و چه بسیار دیگر از آسیب دیدگانی که هنوز اسمی از آنها نیست....

کلمه-گروه اجتماعی: چهارسال به زبان ساده است برای خیلی از آنها که سال ۸۸ را به حضور خود در راهپیمایی ها و باتوم و گاز اشک آور و گریز و فرارها و اسامی ای چند خلاصه کردند. ۸۸ اما هنوز برای بسیاری تازه است از حضور سبزی که پاسخش برای شان باقی مانده اثرات باتوم و گلوله بوده است و زخم هایی که نه تنها بر جان شان بلکه بر کل زندگی جوانان زیادی سایه افکند. یکی هنوز گلوله ۸۸ را بر پهلوی خود به همراه دارد و آن دیگری زخم های آن را. یکی چهره فرد حمله کننده را همیشه مرور می کند و آن دیگری بعد از نزدیک به چهارسال با ناگفته های زیادی از زخم ها و درد و رنج های خود جان می سپارد.
از میدان آزادی که امثال سهراب اعرابی ها، حسن پور ها و … یادگارهای آنند تا خیابان امیرآباد که اگر گذرت به آن بیفتد محال است رد خون ندا را بر آن ندیده باشی. از میدان ونک که حسن میرزاآقا خان تحت فشار بی آنکه فرصت سخن گفتن از چهارسال سختی های ناشی از ضرب و جرح و گلوله را بیان کند در سکوت جان می بازد تا رد خون ستم های حاکمیت که با نام جانبازان زیادی همیشه تازه خواهد بود. خون هایی که با زخم های جانبازانی که تحت فشار تا امروز نه نامی از آنها بوده و نه حرفی زده اند، همیشه تازه است.
بسیاری هم با خود خاطرات زیادی از آن روزها دارند از مصدومان و مجروحین و جانباختگانی که کف خیابان ها یا در بیمارستان ها دیده اند. یکی از شهروندان سبز در این خصوص به کلمه می گوید: در بیمارستان مدائن زخمی ها را از پا کشیدند و پشت وانت انداختند بردند.
آن دیگری وضعیت مشابهی از همین موضوع را از بیمارستان امام علی روایت می کند. یکی از فعالان جنبش سبز نیز براساس مشاهدات خود که پیگیر وضعیت یکی از بستگانش در بیمارستان های تهران بوده می گوید: من خودم به بیمارستان های امام خمینی، رسول اکرم، فیاض بخش رفتم همه آنها پر از زخمی و مجروحانی بود که از راهپیمایی به این بیمارستان ها آورده بودند. او به طور نمونه اشاره می کند که تنها در بیماستان امام خمینی ۴۰ نفر لیست زخمی هایی بود که روز ۲۵ خرداد به این بیمارستان منتقل کرده بودند.
حالا سالگرد اعتراضات پس از انتخابات سال ۸۸ در حالی وارد چهارمین سال می شود که هنوز در مورد بسیاری از همین آسیب دیدگان پس از انتخابات سال ۸۸ هیچ خبری منتشر نشده است. از سویی خانواده های مجروحان این انتخابات هیچ نتیجه ای از پیگیری های خود در دستگاه قضایی ایران نگرفته اند و چه بسیار دیگر از آسیب دیدگانی که هنوز اسمی از آنها نیست.
گزارش زیر همزمان با چهارمین سالگرد راهپیمایی های اعتراضی پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ روایت چند تن از آسیب دیدگان سال ۸۸ است که برای اولین بار جزییات و حتی برخی از اسامی آنها ذکر می شود.
امید عزیزی
نام امید عزیزی طی دیداری که برخی از فعالان سیاسی با وی داشتند، رسانه ای شد. امید عزیزی روز ۲۵ خرداد ۸۸ همزمان با راهپیمایی سکوت سبز که از میدان امام حسین تا آزادی در جریان بود و بسیج آن را به خشونت کشید، مورد اصابت گلوله قرار گرفت. امید که در خیابان آزادی در حال عبور بود، ابتدا بر اثر ضربات باتوم به زمین می افتد و شدت ضربات در حدی بود که او در حال دست و پا زدن بوده که ماموران برای اطمینان از مرگ او، تیرخلاص به او می زنند. تیر از فک او وارد شده و در مهره شماره ۵ نخاع گیر می کند و منجر به قطع نخاع شدن وی می شود. امید زنده می ماند؛ اما کارشناس با استعداد حوزه نفت و گاز کشور از آن روز دیگر بر روی ویلچر روزگار می گذراند و امکان هر گونه فعالیت و تحرکی از او سلب می شود. کارشناس سابق از روز ۲۵ خرداد ۸۸ دیگر تنها می تواند سر و چشم و دهان خود را حرکت کند. این تاریخ می شود پایان کار و تحصیل جوان برومندی که خرداد ماه امسال ۳۸ ساله شد.
پس از این حادثه خانوده امید زندگی و کار خود در شهر مشهد را رها کرده و برای پرستاری پسرشان به تهران می آیند. پدر او دائما مشغول به پرستاری امید است و برادرش هم در حالیکه سال آخر دانشگاه خود را می گذراند، ترک تحصیل می کند. با وجود شکایت به مراجع قضایی تاکنون ضارب امید شناسایی نشده است.
وحید ایرانی مقدم
وحید ایرانی مقدم نیز از آسیب دیدگان روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ است. روز راهپیمایی سکوتی که حکومت آن را به خشونت کشید و اثرات آن برای بسیاری هم چنان باقی است. از وحید تنها یک بار نامی در رسانه ها به میان آمده است. طی مصاحبه ای که مادرسهراب اعرابی با کلمه داشت و با اشاره به فشارهایی که از سوی حکومت بر آسیب دیدگان بعد از انتخابات سال ۸۸ وارد بوده و هست، از شهدا و جانبازان سبزی که تحت همین فشارها و رعب و وحشت ها، هنوز نامی از آنها به میان نیامده، سخن گفته بود. یکی از این نام ها وحید ایرانی مقدم بود.
وحید ۲۱ ساله روزهای پس از انتخابات سال ۸۸ حوالی مدرس مورد اصابت گلوله قرار می گیرد، گلوله ای که هنوز در بدن او باقی است و منجر به قطع نخاع وی شده است.
وحید ایرانی مقدم که تا سال ۸۸ دانشجو و در حال تحصیل بود به دلیل مشکلات ناشی از جراحت مجبور به ترک تحصیل می شود. او حالا ۲۵ ساله است و مشکلات ناشی از خشونت همیشه همراه اوست.
از سال ۸۸ تا کنون خانواده وی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و تمام وقت در حال پرستاری از او هستند. خانواده وحید نیز شکایت خود را به دستگاه قضایی برده است اما پاسخی دریافت نکرده اند.
بهزاد یزدان پناه
روز عاشورای سال ۸۸ حوالی پل کالج مردی با جلیقه سفید در حال تیراندازی به سمت مردم است که بهزاد یزدان پناه به همراه تعدادی دیگر از مردم به سمت وی می روند تا مانع او از تیراندازی به سمت مردم شوند که از سمت دیگری مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. گلوله به ستون فقرات وی اصابت می کند و بر روی زمین می افتد که با کمک مردم به بیمارستان مدائن منتقل می شود. در بیمارستان نیروهای امنیتی درصدد ربودن وی بودند که خانواده و پرسنل بیمارستان مانع از این کار می شوند، با این حال در طول یک ماه در بیمارستان تحت الحفظ بوده است. بر اثر اصابت گلوله و قطع نخاع می شود.
سال گذشته از بیمارستان پرفسور سمیعی برای معالجه به آلمان رفت که درمان وی نتیجه ای نداشت. دو بار نیز در داخل ایران تحت عمل جراحی قرار گرفت که باز هم بی نتیجه ماند.
در پی شکایتی که خانواده وی به مراجع قضایی داشتند، دادگاه اعلام کرده زمانی شکایت را رسیدگی می کند که شکایت از ضارب را پس بگیرید و فقط برای خسار ت مالی موضوع را دنبال کنید. که البته نه خسارت مالی پرداخت و نه ضارب معرفی شد و شکایت این خانواده آسیب دیده پس از انتخابات ۸۸ از آن سال تاکنون مورد رسیدگی قرار نگرفته است.
علی عسگری
نام این آسیب دیده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تاکنون مطرح نشده است. علی از آسیب دیدگانی است که روز ۲۵ خرداد مورد اصابت گلوله قرار می گیرد. گلوله ای که مدتهاست موجب زحمات و سختی های زیادی برای او و خانواده اش می شود.
فرهاد اظهری
اظهری هم که تاکنون نامی از او در رسانه ها نیامده، از آسیب دیدگان روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ است که طی راهپیمایی سکوت از میدن امام حسین تا آزادی مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و پایش آسیب می بیند. وی پس از آن تحت مداوا و فیزیوتراپی های مختلف قرار می گیرد.
حسن میرزاخان
به این اسامی باید حسن میرزاخان را هم افزود. او که وقتی نامش در اواخر فروردین ماه امسال رسانه ای شد دیگر جانی در بدن نداشت. نه فرصت حرف زدن از دردهایش را قبل از شهادت پیدا کرد و نه خانواده وی تا امروز از سختی های چهار ساله او سخنی به میان آورده اند. «حسن میرزاخان» که در زمان فوت تنها ۲۶ سال داشت، از آسیب دیدگان قطع نخاعی بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که در راهپیمایی پس از انتخابات در روز ۲۶ خرداد ۸۸ در میدان ونک، در مسیر میدان ونک به سمت داخل خیابان ولیعصر در میان جمعیت مردمی بوده که از پشت تیر می خورد و ماموران لباس شخصی کشان کشان او را روی زمین می کشند و داخل آمبولانس می اندازند و حتی در این فاصله او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند تا به بیمارستان ناجا منتقل شود.
برخورد غیرانسانی ماموران به گونه ای بوده که پشت باسن او زخمی شده و مدت زیادی طول کشیده تا پزشکان بتوانند ناحیه آسیب دیده را پیوند بزنند. حسن میرزاخان که از همان زمان با معضل قطع نخاع مواجه شده، در طول چهار سال گذشته در بیمارستان های مختلفی از جمله بهمن، امام خمینی و چمران برای درمان آسیب های ناشی از این حادثه بستری شده است.
خانواده او پس از این حادثه به دادگاه شکایت کرده و در ۴ سال گذشته پیگیر شکایت خود بوده اند، اما هیچ نتیجه ای نمی گیرند. تا آنکه بالاخره او پس از تحمل نزدیک به ۴ سال رنج و سختی، جان باخت و در قطعه ۵۰ بهشت زهرا که از قطعه های متعلق به شهدا و در اختیار بنیاد شهید است، به خاک سپرده شد. بنیاد شهید و امور ایثارگران برای این آسیب دیده حوادث سال ۸۸ کارت جانبازی صادر کرده بود و پس از درگذشت وی نیز قبری را در قطعه شهدا به وی اختصاص داد. خبرگزاری و سایت های حکومتی هم خبر درگذشت حسن میرزاخان را منتشر کردند و او را «جانباز فتنه ۸۸»! نامیدند. پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی در گفت و گوی خود با سایت کلمه به نام حسن میرزاخان اشاره کرده و با اشاره به فشارهایی که از سوی حکومت بر آسیب دیدگان بعد از انتخابات سال ۸۸ وارد بوده و هست، از شهدا و جانبازان سبزی که تحت همین فشارها و رعب و وحشت ها، هنوز بعد از سه سال و نیم نامی از آنها به میان نیامده، سخن گفته بود.
و چه بسیار نام های دیگری از شهدا و آسیب دیدگان سال ۸۸ که هنوز تحت فشارهای امنیتی نامی از آنها به میان نیامده است…