۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

همسر معتمدی مهر: تبعید همسرم غیرقانونی است

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲ 
مهدی معتمدی مهر، عضو نهضت آزادی ایران که از روز شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ در زندان بسر می برد، روز یکشنبه شانزده تیرماه به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
مهدی معتمدی مهر، عضو نهضت آزادی ایران که از روز شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ در زندان بسر می برد، روز یکشنبه شانزده تیرماه به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
همسر وی می گوید: “در یک تماسی که خود آقای معتمدی مهر با من داشت تا اطلاع دهد که او را به رجایی شهر منتقل کرده اند، وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا تبعید کرده اند؟ گفت که بازجو او را تهدید کرده بوده که او را به یک زندان خارج از تهران می فرستد.”
مهدی معتمدی مهر، عضو دفتر سیاسی و مسئول کمیته‌ آموزش نهضت آزادی در نامه‌ ای خطاب به وزیر اطلاعات، ضمن اشاره‌ صریح به ضرب و شتم خود در دوران بازداشت، از استمرار رفتار “غیرقانونی” بازجویان آن وزارتخانه پس از آزادی و اعمال فشارهای روانی در برخورد با خود و سایر اعضای نهضت آزادی ایران انتقاد کرده و آن را باز تولید خط سعید امامی و رویکردی در وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ذکر کرده بود.
این عضو نهضت آزادی ایران نخستین بار در فروردین ۸۸ به بهانه‌ نقش داشتن در تنظیم و انتشار بیانیه درخواست نظارت بین‌المللی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بازداشت و پس از ۴۵ روز حبس انفرادی به قید کفالت آزاد شد و بار دوم، پس از وقایع عاشورای ۸۸ به اتهام شرکت در این تجمع، بازداشت و پس از حدود دو ماه در دهم اسفند همان سال آزاد شد.
وی در شعبه‌ ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام وی عضویت در “نهضت آزادی ایران”، “شرکت در تجمع روز عاشورای ۸۸” و” فعالیت های انتخاباتی” عنوان شده است. این در حالی است که وی در زمان تبلیغات انتخاباتی در بازداشت به سر می برده است.
متن کامل گفت و گوی “جرس” با فریبا معظمی، همسر مهدی معتمدی مهر در خصوص آخرین وضعیت همسرش را با هم می خوانیم:
خانم معظمی! اخباری مبنی بر تبعید آقای معتمدی مهر به زندان رجایی شهر منتشر شده است. می توانید ازعلت این انتقال برایمان بگویید؟
بله، ایشان را به زندان رجایی شهر منتقل کرده اند و در پیگیری هایی که انجام دادم هیچ دلیل و توضیحی در زمینه به من نداده اند.
قبل از اینکه ایشان را به زندان رجایی شهر ببرند، در کدام بند زندان اوین نگهداری می شدند؟
حدود چهار ماه او را در بند امنیتی ۲۰۹ نگه داشتند. گفته بودند که سی فروردین ایشان را به بند عمومی منتقل می کنند که نکردند. تا اینکه دوباره گفتند چهارده تیر او را منتقل می کنند. روز پانزده تیر برای پیگیری به اجرای احکام رفتم به من گفتند نامه نگاری ها انجام شده و ایشان دارند به زندان رجایی شهر منتقل می شوند. حتی زمانی که پرسیدم چرا؟ پاسخ قانع کننده ای نداشتند و گفتند اینجا و آنجا چه فرقی می کند، دوره محکومیت را دارد می گذراند.
بازداشت آقای معتمدی مهر در اسفند ماه مگر مربوط به یک پرونده جدید نبود؟
الان می گویند اجرای حکم است اما آن زمانیکه که ایشان را بازداشت کردند یک بازداشت جدید بود. البته من بعد متوجه شدم که ایشان را در کرج بازداشت کردند اما شعبه شش دادگاه انقلاب کرج ایشان را آزاد کرده بود، ولی به محض آزادی، شبانه او را به اوین منتقل می کنند و چون دلیلی برای نگهداری نداشتند، گفتند اجرای حکم است.
اگر ایشان در حال گذراندن اجرای حکم است پس علت نگهداری ایشان در بند امنیتی ۲۰۹ چه بوده؟
من به این امر معترض شدم و به دادستان نامه نوشتم که اگر اجرای حکم است پس چرا در بند ۲۰۹ نگهداری می شود؟ مگر نباید طبق قانون در بند عمومی دوران محکومیت را بگذراند. نهایت جوابی که به من دادند این بود که “اینطور صلاح دانسته شده است.”
نگفتند چه نهاد یا مقامی این را که امری خلاف قانون است، صلاح دانسته؟
نخیر، من به همه جا به دادستانی، رئیس قوه قضاییه و رئیس اجرای احکام نامه نوشتم اما متاسفانه هیچ جوابی نگرفتم. یعنی چهار ماهی که همسرم را در بند ۲۰۹ نگه داشتند غیرقانونی بوده است؛ زیرا این بند یک بازداشتگاه امنیتی است در حالیکه می گویند او در حال گذراندن اجرای حکم است. حتی در نامه به دادستانی این مسئله را مورد اشاره قرار دادم که همسرم یک حکم تعزیری پنج ساله دارد و سه بار هم برای اجرای حکم احضار شد و هر سه بار مراجعه کرد. حتی بار سوم با وجود بیماری و شرایط جسمی من، باز سر موعد مقرر خود را معرفی کرد. و در هر سه بار او بازگردانده شد، تا اینکه ۲۶ اسفند او را بازداشت کردند.
آیا تبعید به زندان رجایی شهر در حکم آقای معتمدی مهر آمده است؟
نخیر، حکم ایشان فقط پنج سال حبس تعزیری بوده است وعنوان تبعید در حکم نیامده بود. این در حالی است که دادگاه در تهران تشکیل شد و محکومیت در تهران بوده و اتهاماتی که آقایان به ایشان وارد کرده اند در تهران بوده، اما حالا برای اجرای حکم ایشان را به زندان رجایی شهر منتقل کردند.
پس از تبعید آقای معتمدی مهر را ملاقات کرده اید؟ واکنش خود ایشان نسبت به این تبعید چه بود؟
نخیر ملاقات نداشتم. البته در یک تماسی که خود آقای معتمدی مهر با من داشت تا اطلاع دهد که او را به رجایی شهر منتقل کرده اند، وقتی از او پرسیدم چرا به اینجا تبعید کرده اند؟ گفت که بازجو او را تهدید کرده بوده که او را به یک زندان خارج از تهران می فرستد.
شرایط نگهداری ایشان در بند ۲۰۹ در این چهار ماه به چه صورتی بود؟
هر دوهفته یکبار با ایشان ملاقات داشتم و در یکی از ملاقات ها از تنگی نفس و بی حسی پاهایش شکایت داشت. بعد از شنیدن مشکلات جسمانی اش مجددا پیگیری و به رئیس قوه قضاییه و دادستانی نامه نگاری کردم و شرایط جسمانی همسرم را مطرح کردم. همان زمان به خود آقای معتمدی مهر گفته بودند روز چهارده تیر جای او را تغییر می دهند که با کمال تعجب او را به زندان رجایی شهر منتقل کردند. منتهی نمی دانم شرایط نگهداری ایشان در ۲۰۹چطور بوده چون برای اینکه من نگران نشوم، چیزی نمی گفت.
آیا قبل از زندان چنین ناراحتی های جسمانی را داشتند؟
نخیر، ایشان کاملا سلامت بود و تنگی نفس و بی حسی پا مشکلات جدیدی است که من را نگران کرده است.
پس از انتخابات و تغییر فضای سیاسی انتظار می رفت شرایط آزادی زندانیان سیاسی فراهم شود، شما این امید را دارید؟
البته ما هیچوقت امیدمان را از دست نمی دهیم و همانطور که گفتید ما هم چنین انتظاری داشتیم، اما از زمان تبعید همسرم هنوز در بهت و حیرت هستم و علت این تبعید برای من روشن نیست.
در پایان صحبتی دارید بفرمایید؟
با تمام شرایطی که توضیح دادم امیدم را از دست نداده ام و از راههای قانونی پیگیر وضعیت همسرم خواهم بود. تصمیم دارم باز در خصوص تبعید همسرم به زندان رجایی شهر اعتراض کنم و به مقامات قضایی نامه بنویسم زیرا دلیلی برای این تبعید وجود ندارد و در حکم ایشان تبعید وجود نداشته است. انشالله هر چه زودتر شاهد آزادی همه زندانیان سیاسی باشیم.

 

اصغر فرهادی برای پاره ای از توضیحات احضار شد

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲ 
فرهادی که با پرواز ایران ایر به ایران بازگشته است؛ در بدو ورود دچار مشکل شد و پاسپورت وی توسط ماموران فرودگاه توقیف شد اما بعد به وی تحویل داده شد. از قرار معلوم امروز یا روزهای آینده فرهادی باید برای پاره‌ای از توضیحات به محلی که ماموران فرودگاه اعلام کرده‌اند، مراجعه کند....
اصغر فرهادی(کارگردان فیلم گذشته) در سکوت خبری شب گذشته به ایران بازگشت.
به گزارش ایلنا، فرهادی که با پرواز ایران ایر به ایران بازگشته است؛ در بدو ورود دچار مشکل شد و پاسپورت وی توسط ماموران فرودگاه توقیف شد اما بعد به وی تحویل داده شد. 
از قرار معلوم امروز یا روزهای آینده فرهادی باید برای پاره‌ای از توضیحات به محلی که ماموران فرودگاه اعلام کرده‌اند، مراجعه کند؛ فرهادی در هنگام ورود از سوی تعدادی از دوستان و خانواده خود مورد استقبال قرار گرفت، فرهادی قرار است چند ماه آینده در ایران باشد.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: خوشحالم که یک نفر با انرژی‌تر از من با درایت مردم انتخاب شد

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲ 
هر چه دارم از انقلاب است و تا زنده‌ام برای این انقلاب و این کشور نفس می‌کشم و البته از کینه بدخواهان انقلاب و افراطیون بی‌ریشه نیز هراسی ندارم، البته آنان تاکنون نتیجه معکوس گرفته‌اند....
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار با خانواده شهیدان سپهری با اشاره به انتخاب روحانی گفت: خوشحالم که یک نفر با انرژی‌تر از من با درایت و هوشمندی مردم انتخاب شد و باید همه به ایشان به ویژه در دوران سخت پیش رو کمک کنیم.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی عصر دیروز با حضور در منزل سه شهید دوران دفاع مقدس با پدر و مادر و برادران و خواهر شهیدان حسن، علی‌اصغر و علی‌اکبر جوادسپهری و همچنین فرزندان شهید حاج ابوالقاسم تقی‌پور صفایی دیدار کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این دیدار، شهدا را سرمایه ارزشمند کشور خواند و با اشاره به آیات قرآن و روایات متعدد گفت: شهدا از میدان جنگ و لحظه شهادت بر بال ملائک به بزم اولیاء و انبیاء می‌روند.
وی در پاسخ به اظهارنظر یکی از اعضای خانواده شهید در خصوص نقش مردم به‌ویژه خانواده‌های شهدا در عرصه‌های مختلف کشور گفت: انقلاب و نظام اسلامی، متعلق به مردم است و صاحبان اصلی آن خانواده‌های شهدا هستند که بهترین عزیزانشان را در راه دفاع از دین و میهن فدا کردند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام سخنان خانواده‌های شهدا را همواره دلسوزانه و مشفقانه خواند و گفت: ارادتم به خانواده‌های شهدا همیشگی است.
وی درباره انتخاب آقای دکتر حسن روحانی گفت: خوشحالم که یک نفر با انرژی‌تر از من با درایت و هوشمندی مردم انتخاب شد و باید همه به ایشان به ویژه در دوران سخت پیش رو کمک کنیم.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به سخنان پدر بزرگوار شهیدان سپهری که گفته بود «نباید به خاطر بی‌مهری‌ها ناراحت شوید» گفت: هر چه دارم از انقلاب است و تا زنده‌ام برای این انقلاب و این کشور نفس می‌کشم و البته از کینه بدخواهان انقلاب و افراطیون بی‌ریشه نیز هراسی ندارم، البته آنان تاکنون نتیجه معکوس گرفته‌اند.
وی در این دیدار از زمان و مکان شهادت شهیدان پرسید که برادر شهیدان گفت: حسن در عملیات مسلم‌بن‌عقیل و علی‌اصغر در جبهه سردشت در سال ۶۷ به شهادت رسید و علی‌اکبر هم که جانباز ۷۰ درصد و شیمیایی بود، در سال ۸۵ در بیمارستان ساسان به برادران خود پیوست. دایی شهیدان، حاج ابوالقاسم تقی‌پور هم در عملیات رمضان جاویدالاثر شدند.
در این دیدار پدر شهیدان جوادی‌سپهری با اشاره به احترام و تکریمی که همواره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نسبت به خانواده‌های معزز شهدا قائل بود‌ه‌اند، به دیدارهای صمیمانه خود و خانواده‌های شهدا با ایشان در دفتر آیت‌الله هاشمی اشاره کرد و گفت: نقش و جایگاه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در عرصه‌های مختلف انقلاب و بحران‌های مختلف به‌ویژه ۸ سال دوران دفاع مقدس بر کسی پوشیده نیست و خانواده‌های شهدا، آزادگان و ایثارگران هیچ‌گاه نقش و آثار مؤثر وجودی ایشان را در انقلاب فراموش نخواهند کرد.

آزادی سمیرا رزاقی دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شیراز از زندان

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲
سمیرا رزاقی پزشک نمونه و دانشجوی رشته تخصصی رادیوتراپی و شیمی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با قرار وثیقه از زندان اطلاعات شیراز (پلاک۱۰۰) آزاد شد....
سمیرا رزاقی پزشک نمونه و دانشجوی رشته تخصصی رادیوتراپی و شیمی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با قرار وثیقه از زندان اطلاعات شیراز (پلاک۱۰۰) آزاد شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، این فعال دانشجویی پنجم تیرماه در شیراز بازداشت شده بود. وی در سال ۱۳۸۹ پس از قبولی وی در امتحان تخصص، دکتر محمد هادی ایمانیه رییس دانشگاه علوم پزشکی شیراز بدون ارائه هیچگونه دلیلی به مدت ۴ ماه از ثبت نام وی در دانشگاه خودداری کرده بود اما نهایتا با حکم دیوان عدالت اداری مجبور به پذیرش وی در دانشگاه شد.
سمیرا رزاقی در دوران تحصیل پزشکی عمومی و تخصص خود بارها به عنوان دانشجوی نمونه تحصیلی انتخاب شده بود. وی همچنین سردبیری نشریات دانشجویی و عضویت انجمن اسلامی دانشکده پزشکی ( قبل از انحلال و مصادره توسط دانشگاه) را داشته است.

وضعیت نامساعد جسمی هوتن دولتی در زندان اوین

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲

بیماری هوتن دولتی از زندانیان سیاسی بند 350 اوین رو به وخامت گذاشته است و توجهی به بیماری این زندانی سیاسی نمی شود....

بیماری هوتن دولتی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین رو به وخامت گذاشته است و توجهی به بیماری این زندانی سیاسی نمی شود.
به گزارش خبرنگار کلمه، هوتن دولتی به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر بیانیه ها و پیامهای جبهه ملی و عضویت در این جبهه و تشکیل گروه تهیه فیلم و مستند در زندان به سر می برد.
او اواخر اسفندماه سال گذشته بازداشت شد و نزدیک به یک ماه را درانفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ زندان اوین تحت بازجویی قرار گرفت و با اینکه درخردادماه سال جاری درشعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست مقیسه محاکمه شد ولی هنوز حکم وی ابلاغ نشده و قرار وثیقه او نیز ملغی شده است.
این زندانی سیاسی همچنین از بیماری پرولاپس دریچه میترال رنج می برد و از سال ۸۰ تحت نظر پزشک قلب بوده که زندان ادامه درمان وی را با خلل موجه کرده است.

 

علی خدابخش بازداشت شد

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲

علی خدابخش صبح امروز توسط تعدادی از ماموران امنیتی در دفتر کار خود بازداشت و برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد....

علی خدابخش برای اجرای حکم یک سال حبس تعزیری به زندان اوین منتقل شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، علی خدابخش صبح امروز توسط تعدادی از ماموران امنیتی در دفتر کار خود بازداشت و برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد.
بر اساس این گزارش در دادسرا از علی خدابخش خواسته شده که نامه ی عفو مشروط را امضا کند که وی این درخواست را نپذیرفته است.
علی خدابخش، که سرمایه‌گذار چند روزنامه اصلاح طلب بوده است، پیش از این روز ۱۶ آذر سال ۸۹ درپی یورش نیروهای امنیتی به دفتر تحریریه این روزنامه بازداشت و به یک سال حبس تعزیری و ۳۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده بود.

 

 

محمدرضا خاتمی: وزیر کشور دولت منتخب باید به توسعه سیاسی اعتقاد داشته باشد

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲
غیر‌قانونی تابلوی ما را پایین کشیدند با این وجود حزب مشارکت یک حزب قانونی است زیرا هیچ دادگاهی برای این حزب تشکیل نشده و هیچ حکمی برای ما صادر نشده...
محمدرضا خاتمی، دبیرکل سابق جبهه مشارکت می گوید که با همه رایزنی می‌‌‌‌کنیم تا تضییقات ناروا و غیر‌قانونی در مورد حزب مشارکت برطرف شود. وی ادامه می دهد : « غیر‌قانونی تابلوی ما را پایین کشیدند با این وجود حزب مشارکت یک حزب قانونی است زیرا هیچ دادگاهی برای این حزب تشکیل نشده و هیچ حکمی برای ما صادر نشده است. تنها یک حکم توسط قوه قضاییه برای حزب مشارکت صادر شده است و آن حکم ابطال رأی کمیسیون ماده ١٠ در توقیف پروانه حزب و تعلیق فعالیت آن است‌. دادگاه صریحا آن حکم کمیسیون را لغو کرده است. این تنها حکم قضایی است که تا به حال برای حزب صادر شده است و برای همین حزب مشارکت، حزبی قانونی است‌.»
خاتمی همچنین در مورد حضور اعضای حزب مشارکت در دولت روحانی می گوید : « ما ترجیح می‌دهیم در جای خودمان یعنی در حزب باشیم البته از هیچ کمکی هم دریغ نمی‌کنیم.»
متن کامل گفت و گوی سایت جماران با محمدرضا خاتمی در پی می آید:
اگر به یکی از اعضای حزب مشارکت پیشنهادی برای حضور در کابینه شود شما چه انتظاراتی از وی خواهید داشت؟
ما ترجیح می‌دهیم در جای خودمان یعنی در حزب باشیم البته از هیچ کمکی هم دریغ نمی‌کنیم. طبعا اگر کسی وارد کابینه شد باید به برنامه‌های رئیس‌جمهور وفادار باشد. حزب در اداره کشور معتقد به اصول «حکمرانی خوب» است یعنی شفافیت، پاسخگویی، مشارکت، کارآمدی، و امثال آن‌. این اصول سرلوحه همه اعضای حزب است که در هر مسئولیتی قرار می‌گیرند، باید به آن پایبند باشند.
شما در سخنان خود بارها اشاره کردید که دنبال سهم‌خواهی نیستید اما به عنوان عضو ارشد حزب مشارکت آیا رایزنی و توصیه‌هایی داشتید که چه فردی با چه شرایطی وزیر کشور شود تا شرایط برای احزاب سیاسی بهبود پیدا کند.
در برنامه آقای روحانی به وضوح می‌توان مشاهده کرد که ایشان به توسعه سیاسی پایبند است اما این‌که اولویت به چه بخشی داده می‌شود هنوز مشخص نیست. حوزه مرتبط با توسعه سیاسی، وزارت کشور است به همین دلیل فردی باید در راس وزارتخانه قرار بگیرد که با تمام وجود به توسعه سیاسی پایبند باشد. اگر کسی توسعه سیاسی را قبول نداشته باشد، نمی‌تواند در راس این وزارتخانه قرار بگیرد زیرا برنامه‌های آقای روحانی را قبول ندارد. اگر کسی موافق بگیر و ببند باشد موافق توسعه سیاسی نیست یا اگر کسی بر مطبوعات فشار وارد می‌کرد یا از اعمال فشار بر مطبوعات حمایت می‌کرد این افراد کسانی هستند که به توسعه سیاسی پایبند نیستند. کسانی که برخورد خوبی با خبرنگاران نداشتند یا نهادهای مدنی را توطئه دشمن می‌دانند افرادی هستند که نمی‌تواند در راس وزارت کشور قرار بگیرند. وزیر کشور باید کسی باشد که توسعه سیاسی را قبول داشته و به تحزب باور داشته باشد و انتخابات را آزاد برگزار کند. من در بین اصولگرایان کسی را نمی‌شناسم که این صفت را داشته باشد مگر اینکه خود را نشان نداده و سکوت کرده باشد، بنابراین انتظار ما این است که یک اصلاح طلب شناخته شده و مومن به توسعه سیاسی در راس وزارتخانه قرار بگیرد.
فکر می‌کنید چه سرنوشتی در انتظار حزب مشارکت در دولت یازدهم خواهد بود، آیا فضا باز خواهد شد یا اینکه همچنان تابلوی حزب پایین خواهد ماند. 
آینده حزب مشارکت به خود ما بستگی دارد، اگر ما فعال باشیم حزب مشارکت هم فعال باقی خواهد ماند. درطول چهار سال گذشته حزب ما فعال بوده و علی‌رغم اعمال محدودیت‌ها همچنان به فعالیت خود ادامه داده است. البته غیر‌قانونی تابلوی ما را پایین کشیدند با این وجود حزب مشارکت یک حزب قانونی است زیرا هیچ دادگاهی برای این حزب تشکیل نشده و هیچ حکمی برای ما صادر نشده است. تنها یک حکم توسط قوه قضاییه برای حزب مشارکت صادر شده است و آن حکم ابطال رأی کمیسیون ماده ١٠ در توقیف پروانه حزب و تعلیق فعالیت آن است‌. دادگاه صریحا آن حکم کمیسیون را لغو کرده است. این تنها حکم قضایی است که تا به حال برای حزب صادر شده است و برای همین حزب مشارکت، حزبی قانونی است‌.
آیا این مطالبه را از آقای روحانی خواهید داشت که با رایزنی شرایطی را فراهم کند تا بار دیگر تابلوی حزب مشارکت بالا کشیده شود‌؟
ما از همه می‌خواهیم به قانون گردن نهند و جلوی بی‌قانونی را بگیرند. این درست نیست اگر زور داشتیم بگوییم قانون حکم ماست. آقای روحانی مسئول اجرای قانون اساسی هستند و بدیهی‌‌‌‌ترین اصل هم این است که بدون تشکیل دادگاه نمی توان هیچ‌کس را محکوم کرد.
یعنی رایزنی نمی‌کنید‌؟
ما با همه رایزنی می‌‌‌‌کنیم تا تضییقات ناروا و غیر‌قانونی در مورد حزب برطرف شود.
جلسات حزبی که بعد از انحلال حزب تشکیل شد تا چه حد توانست نقصان ها و ضعف های موجود را تشخیص بدهد.
حزب مشارکت هیچ وقت منحل نشده است البته فشار و محدودیت زیادی متوجه آن شده که به نظر ما غیر‌قانونی بوده است ولی با همه این مشکلات حزب درحد مقدورات به وظیفه قانونی خود عمل کرده است و همچنان با توجه به جمیع جهات کار می‌کند و طبعا همیشه یکی از مسائل مهم مطرح، ارزیابی داخلی خودمان است.
اگر جبهه فراگیر اعتدال تشکیل شود حزب مشارکت هم به آن خواهد پیوست؟
ما از نظر تشکیلات در اصلاح‌طلبان چیزی کم نداریم‌. اما همواره این آمادگی هست که اگر کسی چیزی به ما اضافه می‌کند از توان او بهره گیریم و اگر هم تجربه ما به کار کسی می‌آید، از او دریغ نکنیم.
آیا امکان دارد که در دولت جدید تقاضای صدور مجوز یک حزب اصلاح‌طلب از سوی چهره‌های شاخص حزب شما مطرح شود که محکومیتی ندارند‌.
حزب مشارکت به لحاظ انسجام فکری و عملی به بلوغ رسیده است و لذا بازگشت به کودکی نوعی ارتجاع است.
حزب مشارکت نه به صورت صد در‌صد ولی تا حدودی بار دیگر درقدرت سهیم شد، متاسفانه حزب در دوران هشت ساله اصلاحات از سازماندهی نیروها غفلت کرد آیا در حال حاضر این مسئله در اولویت شما هست تا باردیگر نیروهای پراکنده را گرد هم بیاورید‌؟
این امر نسبی است. اگر ما را با احزاب قدرتمند دنیا مقایسه کنید خیلی عقب هستیم اما اگر با احزاب ایرانی مقایسه کنید خدا را شکر در وضعیت خوبی هستیم آن هم پس از آن همه مشکلات تحمیلی. البته ما باید تلاش کنیم تا واقعا یک حزب حرفه‌ای شویم و این کار نیازمند کادرهای حرفه‌ای، آموزش دیده و توانمند است.

آرزویم این است که یک روز آزادی همه را ببینیم

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲

هم نوا با دعای افطار خانواده های زندانیان سیاسی/ مادر مجید دری

خانواده های زندانیان سیاسی امسال، هر شب، با شما از دعای خود بر سر سفره ی افطار می گویند، دل های شکسته ی منتظر بر آستانه ش آمین بگویید. مادر مجید دری: همیشه آرزویمان این بوده و هست که یک روز آزادی همه شان را ببینیم....

دم دمای غروب است و ربنای شجریان و اذان موذن زاده بر سفره های افطار نشسته و دل های شکسته ی در قامت بغض و دعا دست به آستانش بلند کرده اند که اللّهمّ‏ ربّ النّور العظیم..

سخن از میهمانی خداست و رحمتش، حرف از لرزش دل است و گلستان حاجات و سفره ی گسترده ی نور و نرگس و دلی که چون تیرکی خسته به سقفی شکسته هر دم میل رها شدن دارد.
دل های شکسته ی مادران و چشم های منتظر کودکان و دست های لرزان پدرانی که این روزها دانه های خرما و برگ های سبزی را به نیت آزادی سروهای دربند در سفره های خود چیده اند و دعا می خوانند؛ بارالها…
خانواده های زندانیان سیاسی امسال، هر شب، با شما از دعای خود بر سر سفره ی افطار می گویند، دل های شکسته ی منتظر بر آستانه ش آمین بگویید.
مادر مجید دری:
آرزویم این است که همه ی زندانی ها آزاد شوند. وقتی خانواده ها را می بینم که بچه ی کوچک دارند و شوهرانشان پیششان نیستند… من یک مادرم. مجید زن و بچه ندارد که من نگران آن ها هم باشم.
آرزو می کنم که اول آن ها آزاد شوند و بعد مجید آزاد شوند… اصلا همه شان با هم آزاد شوند.
همیشه آرزویمان این بوده و هست که یک روز آزادی همه شان را ببینیم.


بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت.
زیرا شمایید که چون طایفه ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می کردند بارالها ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.
آنگاه‌ که آن جوانان کهف (از بیم دشمن) در غار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.
چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.

 

سیدمصطفی تاج زاده: از همه راه های قانونی و مدنی به ادامه حصر اعتراض کنیم

چهارشنبه, ۱۹ تیر, ۱۳۹۲

سیدمصطفی تاج زاده: تحقق استقلال، اصلاحات و پیشرفت جز با دفاع از شعار استراتژیک میرحسین میسر نیست

به نسل جوان دختر و پسر خاضعانه عرض می کنم که با توجه به مشکلات گسترده و عمیق داخلی و خارجی که عمدتا میراث بی کفایتی حکومت یک دست اقتدارگرا و هم چنین با در نظر گرفتن آن چه در کشورهای مسلمان منطقه می گذرد- تحقق اصلاحات دموکراتیک تامین توامان استقلال و آزادی و دست یابی به رفاه و پیشرفت هم جانبه و عادلانه جز با دفاع از شعار استراتژیک مهندس موسوی یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی میسر نیست. ...

سیدمصطفی تاجزاده در یادداشتی از زندان اوین با اشاره به مشکلات گسترده و عمیق داخلی و خارجی که عمدتا میراث بی کفایتی حکومت یک دست اقتدارگرا و هم چنین با در نظر گرفتن آن چه در کشورهای مسلمان منطقه می گذرد خطاب به نسل جوان می نویسد: تحقق اصلاحات دموکراتیک تامین توامان استقلال و آزادی و دست یابی به رفاه و پیشرفت هم جانبه و عادلانه جز با دفاع از شعار استراتژیک مهندس موسوی یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی میسر نیست. خوشبختانه از برنامه های خوب دکتر روحانی که در اولین مصاحبه اش نیز بر آن تاکید کرد اجرای قانون اساسی و به ویژه فصل سوم آن است. که به حقوق اساسی ملت اختصاص دارد و آقایان هاشمی و خاتمی نیز بارها آن را تکرار کرده اند و آقای کروبی و عارف نیز بر آن تاکید دارند.
به گزارش کلمه، معاون وزیر کشور دولت سیدمحمد خاتمی معتقد است: اجرای کامل قانون اساسی به خواست مشترک همه تحول خواهان تبدیل شده است. نسل جوان ما با دفاع از این راهبرد و با لطف خدا قادر خواهد بود با کمترین تنش و هزینه به سوی تحقق اهداف خود پیش رود و فردایی بهتر را رقم بزند و ایران را برای ایرانیان نماید.
عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت همچنین در بخشی از یادداشت خود با تاکید بر این باور که تحقق اصلاحات دموکراتیک گاه منوط به تعلیق داوطلبانه و آگاهانه برخی حقوق فردی یا جمعی البته به شرط تثبیت حقوق مهم تر است، خاطرنشان کرده است: درست است که دربند ماندن ما حتی برای یک لحظه عادلانه نیست و لازم است به روش های قانونی و مدنی به افشای ظلمی بپردازیم که بر فرزندان ملت می رود و به ویژه به حصر غیرقانونی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اعتراض خواهیم کرد. اما توجه داریم که آقای روحانی تنها زمانی می تواند حبس و حصر را منتفی نماید که شخص رهبر دستور لازم را صادر کند.
وی در ادامه تصریح کرده است در صورتی که زندانیان سیاسی آزاد نشوند به جامعه توضیح دهیم که شخص رهبر مایل به حل مساله نیست و درحقیقت اراده حاکم در جهت تقابل با خواست ملت و برنامه ها و شعارهای رپیس جمهور منتخب و تضعیف دولت او قرار دارد.
متن کامل این یادداشت به گزارش نوروز به شرح زیر است:
۱. جنگ طلب های وطنی مانند جنگ طلبان آمریکایی و اسراییلی که از نتایج انتخابات حماسی ۲۴ خرداد بسیار ناراضی و عصبانی اند در صددند تا فضا را تند کنند. بدان امید که آب رفته را به جوی بازگردانند. آنان می دانند قطبی و رادیکال شدن شرایط به زیان بازی برد-بردی است که آقایان هاشمی و خاتمی و روحانی در پیش گرفته اند. در این جهت روزنامه جوان سخنگوی ستاد مهندسی انتخابات در سرمقاله اول تیرماه خود از تعطیلی روزنامه- بستن سایت و انحلال تشکلهای دانشجویی در دولت جدید و در عین حال بی نتیجه بودن تلاشهای رییس جمهور جدید در این زمینه خبر می دهد. سپس پیش بینی قطعی و حتمی می کند که اقدام فوق جریان عبور از خاتمی را کلید خواهد زد. به این ترتیب یکی از مهمترین برنامه های نظامیان مداخله گر در سیاست را که نا امید کردن نسل جوان تحصیل کرده از برگزیده خویش است اعلام کرد.
۲. آقای الله کرم پیش بینی کرد که در دولت دکتر روحانی قشرهای محروم در اعتراض به اوضاع اقتصادی تظاهرات خواهند کرد. ظاهراْ گروه خوارج مسلک انصار حزب الله این بار در کنار طرح مطالبات به اصطلاح فرهنگی و در حقیقت طالبانی قصد دارد به نام مقابله با فقر و فساد و تبعیض که به زودی به گفتمان اصلی اقتدارگراها و تمام تریبون های رسمی کشور تبدیل خواهد شد زمینه های تظاهرات اعتراضیخیابانی را فراهم کند تا به زعم خود هم دولت تضعیف شود و هم آنان تبلیغ کنند آن چنان که رییس انصار گفت دولت یازدهم فاقد جایگاه گسترده مردمی است. بر خلاف دولت آقای احمدی نژاد که چون حامی محرومان بود کسی در اعتراض به اوضاع اقتصادی تظاهرات نکرد.
۳. صدا و سیما ظاهراْ برنامه خود را در تحریف گفتمان رییس جمهور جدید از همان سخنرانی اول وی آغاز کرده است. به همین دلیل سخنان دکتر روحانی در دفاع از حقوق و آزادی های اساسی شهروندان، ضرورت به رسمیت شناختن سلایق گوناگون فکری و سیاسی، پرهیز از معیارهای دوگانه و یک بام و دو هوا، عدم تکفیر منتقد و مخالف، قیم نبودن حکومت و روحانیت و احتمال ارتکاب خطا توسط آنان و دیگر موانع بر سر مشی اصلاح طلبانه وی در اخبار، گزارش ها و برنامه ها و تفاسیر و میزگردهای صدا و سیما مطلقاْ مطرح نمی شود تا وجه تمایز وی و برنامه ها و شعارهایش با ۵ نامزد دیگر به تدریج از اذهان محو گردد و این مواضع صرفاْ شعارهایی تلقی شوند که آقای روحانی در ایام تبلیغات انتخاباتی و برای جلب آرا سر داد و بعد از رییس جمهور شدن آن ها را فراموش کرد.
۴. کیهان یا ارگان تکفیری های ایران با این که عشق و علاقه مردم را در ماه های اخیر به آقای خاتمی دید بار دیگر به ایراد تهمت و اهانت به ایشان پرداخت و این بار حتی دکتر عارف را نیز بی نصیب نگذاشت. به نظر من باید سه مورد اول را جدی گرفت و اندیشید که پیش بینی های فوق تحقق نیابد و صدا و سیما نیز نتواند چهره تحریف شده ای از دکتر روحانی ترسیم کند. اما هرگز نباید به تهمت ها و اهانت هایی که کیهان ۸ درصدی (مجموع آراء سلفی های ایرانی) بها داد. زیرا هر که را ملاحسینِ بدنام بیشتر مورد هتاکی قرار می دهد نزد ایرانیان عزیزتر می شود. البته امیدوارم رهبری با توجه به آن چه در جریان انتخابات گذشت و آرای ملت و نیز شعارهای مردم در جشن پیروزی و تصاویری که حمل کردند به نماینده خود در کیهان تذکر دهد که از اهانت به بزرگان خودداری نماید. چرا که روش فوق بیش از همه به شخص آیت الله خامنه ای لطمه می زند کما این که تاکنون آسیب های جدی به جایگاه رهبری وارد کرده است.
۵- همان طور که رای دادن ما مشروط به آزاد شدن از زندان نبود پشتیبانی مان از دکتر روحانی برای تحقق برنامه هایش نیز منوط به رهایی مان از بند نیست. اتفاقا ما در حبس صریح تر و موثرتر می توانیم از دولت تدبیر و امید حمایت کنیم و به افشای کارشکنی های کانون قدرت-ثروت و رسانه بپردازیم. به باور من تحقق اصلاحات دموکراتیک گاه منوط به تعلیق داوطلبانه و آگاهانه برخی حقوق فردی یا جمعی البته به شرط تثبیت حقوق مهم تر است. بنابرین درست است که دربند ماندن ما حتی برای یک لحظه عادلانه نیست و لازم است به روش های قانونی و مدنی به افشای ظلمی بپردازیم که بر فرزندان ملت می رود و به ویژه به حصر غیرقانونی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد اعتراض خواهیم کرد. اما توجه داریم که آقای روحانی تنها زمانی می تواند حبس و حصر را منتفی نماید که شخص رهبر دستور لازم را صادر کند. بنابر این باید انتظارمان را از رییس جمهور در حد مقدورات و اختیارات قانونی او تنظیم کنیم و در صورتی که زندانیان سیاسی آزاد نشوند به جامعه توضیح دهیم که شخص رهبر مایل به حل مساله نیست و درحقیقت اراده حاکم در جهت تقابل با خواست ملت و برنامه ها و شعارهای رپیس جمهور منتخب و تضعیف دولت او قرار دارد.
۶- درست است که پیروزی ملت در ۲۴ خرداد ضربه سنگینی بر فضای امنیتی و پلیسی وارد کرده و شادی و نشاط و امید را به جامعه بازگردانده است اما فراموش نکنیم که آن جریان هنوز قدرتمند است و کنترل بسیاری از مراکز قدرت را در دست دارد. در حقیقت ما از دو جهت تحت فشاریم. در عرصه بین المللی به نام جامعه جهانی تلاششان معطوف به نقض و نفی حقوق و آزادی های اساسی ماست. در ایران نیز به نام مقابله با دشمن و دفاع از ارزش ها تلاششان معطوف به نقض و نفی حقوق و آزادی های اساسی ماست. در چنین شرایط حساسی اگر بخواهیم دستاوردهای اصلاحی را حفظ کنیم و بدون آن که به وضعیت آشفته کشورهای منطقه دچار شویم مسیر پیشرفت را بپیماییم چاره ای جز اتخاذ یک راهبرد دوسر برد و کاستن از دیوار بی اعتمادی در ایران و جهان نداریم.
۷- به نسل جوان دختر و پسر خاضعانه عرض می کنم که با توجه به مشکلات گسترده و عمیق داخلی و خارجی که عمدتا میراث بی کفایتی حکومت یک دست اقتدارگرا و هم چنین با در نظر گرفتن آن چه در کشورهای مسلمان منطقه می گذرد- تحقق اصلاحات دموکراتیک تامین توامان استقلال و آزادی و دست یابی به رفاه و پیشرفت هم جانبه و عادلانه جز با دفاع از شعار استراتژیک مهندس موسوی یعنی اجرای بدون تنازل قانون اساسی میسر نیست. خوشبختانه از برنامه های خوب دکتر روحانی که در اولین مصاحبه اش نیز بر آن تاکید کرد اجرای قانون اساسی و به ویژه فصل سوم آن است. که به حقوق اساسی ملت اختصاص دارد و آقایان هاشمی و خاتمی نیز بارها آن را تکرار کرده اند و آقای کروبی و عارف نیز بر آن تاکید دارند. بنابراین اجرای کامل قانون اساسی به خواست مشترک همه تحول خواهان تبدیل شده است. نسل جوان ما با دفاع از این راهبرد و با لطف خدا قادر خواهد بود با کمترین تنش و هزینه به سوی تحقق اهداف خود پیش رود و فردایی بهتر را رقم بزند و ایران را برای ایرانیان نماید.

 

وزارت نفت به سرطان زا بودن بنزین تولیدی اعتراف کرد

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲
افزودن چنین ترکیباتی موجب احتراق بهتر سوخت و بنزین شود اما در تمام دنیا استفاده از آنها به دلیل مشکلاتی که برای سلامت مردم به بار می آورد به عنوان افزودنی به سوخت و یا اکتان افزا ممنوع است. ...
مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران با اشاره به اظهارات مدیرعامل شرکت پتروشیمی مبنی بر اینکه این شرکت همچنان تأمین کننده بنزین پالایشگاههاست گفت: از آنجایی که پتروشیمی ترکیباتی مانند بنزن، تولوئن و زایلن که سرطانزا هستند تولید می کند؛ این بدان معنی است که وزارت نفت رسماً اعلام کرده که از ترکیبات سرطانزا به عنوان افزودنی سوخت استفاده می کند.
به گزارش مهر، یوسف رشیدی با بیان این مطلب افزود: به هیچ عنوان نمی توان از چنین ترکیباتی به عنوان سوخت و یا افزودنی بنزین نام برد زیرا همانطور که بار ها متخصصان محیط زیست و وزارت بهداشت اعلام کرده اند این ترکیبات سرطانزا هستند و برا ی سلامت مردم خطرات بسیاری دارند.
به گفته وی، شاید افزودن چنین ترکیباتی موجب احتراق بهتر سوخت و بنزین شود اما در تمام دنیا استفاده از آنها به دلیل مشکلاتی که برای سلامت مردم به بار می آورد به عنوان افزودنی به سوخت و یا اکتان افزا ممنوع است.
رشیدی اظهار داشت: البته اینکه در سوخت و بنزین این مواد سرطانزا وجود دارد بارها از سوی کارشناسان ومتخصصان هشدار داده شده که هرگز وزارت نفت زیر بار آن نمی رفت اما بر اساس گفته های مدیرعامل شرکت پتروشیمی و مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران این بار رسماً اعلام کرده اند که پالایشگاهها در حال حاضر اکتان افزای بنزین را از پتروشیمی می گیرند.
مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران تصریح کرد: البته ممکن است منظور مسئولان وزارت نفت از اکتان افزا و کمک کننده به سوخت ماده ای دیگر غیر از این حلال های صنعتی و ترکیبات سرطانزا باشد که هیچ نامی از آن برده نشده است.
به اعتقاد وی، مسئولان وزارت نفت باید به افکار عمومی توضیح دهند که از چه محصولی از پتروشیمی ها که غالباً در تما م دنیا حلا ل های صنعتی تولید می کنند به عنوان افزودنی به بنزین استفاده می شود و تا چه اندازه سلامت مردم در نظر گرفته می شود.
روز گذشته مدیرعامل شرکت پتروشیمی ایران گفته است شرکت پالایش و پخش هنوز تصمیم تازه ای را مبنی بر عدم نیاز به دریافت بنزین از پتروشیمی ابلاغ نکرده و در حال حاضر میزان تحویل بنزین به پالایش و پخش تغییر نکرده است.
پیش از این معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش گفته بود: برای اینکه کمکی برای پالایشگاه اراک داشته باشیم اکتان افزا را از پتروشیمی برای احتیاط می گیریم.

گزارش نهایی پزشکی قانونی در باره مرگ ستار بهشتی: ضربه کشنده نبود، مرگ غیرطبیعی نیست

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲
کلمه- گروه خبر: به رغم وجود علائم شکنجه در بدن ستار بهشتی و اظهارات ضد و نقیض پزشکی قانونی و مسئولان قضایی رئیس سازمان پزشکی قانونی از اتمام رسیدگی به پرونده ستار بهشتی در این سازمان و اعلام گزارش نهایی کمیسیون پزشکی خبر داد و ادعا کرد که ضربات کشنده نبوده و نمی تواند منجر به مرگ شود.
به گزارش کلمه، تاکنون نیز از سوی پزشکی قانونی اظهارات چندگانه ای در خصوص مرگ ستار بهشتی در زندان شده است. اما مجموعه گزارش ها حاکی از آن است که این زندانی سیاسی در بازجویی ها توسط بازجویان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، به طوری که این شکنجه‌ها باعث از کار افتادن کلیه و مرگ او در روز شنبه ۱۳ آبان ماه ۱۳۹۱ در بازداشتگاه پلیس فتا شده است.
هفته گذشته نیز با وجود اینکه ماه ها از مرگ ستار بهشتی در اثر شکنجه در زندان هنوز این پرونده به دادگاه ارسال نشده و یکی از بازجویان از خانواده این قربانی درخواست عفو کرده، محسنی اژه ای مدعی شده است که تاکنون نشنیده که یک مامور سبب مرگ ستار بهشتی شده باشد و ضربات وارده به وی کشنده نبوده است!
سخنگوی قوه قضاییه مدعی شده بود که ۹ پزشک با رشته‌های مختلف در این جلسه حضور داشته‌ و آن‌ها گفته‌اند با توجه به نظریات قبلی پزشکی قانونی، ضرباتی که وارد شده نوعا کشنده نبوده و نمی‌تواند مرگ مستند به این ضربات باشد. همچنین این ضربات به جای حساس بدن هم وارد نشده است.
با گذشت ماه ها از کشته شدن ستار بهشتی در زندان، دکتر احمد شجاعی مدعی شده است: در جریان معاینات تخصصی پزشکی قانونی دو نظریه مطرح شد. در نظریه اولیه احتمال مرگ بر اثر فشارهای روحی و یا ضربه های وارد شده مطرح شد. اما پس از بررسی این احتمال پزشکان اعلام کردند ضربات وارد شده به ستار بهشتی نوعا کشنده نبوده و نمی تواند منجر به مرگ شده باشد.
وی ادعا کرد: این ضربه ها به نقاط حساس بدن نیز وارد نشده بود. از سوی دیگر در آزمایشات سم شناسی نیز هیچ موردی مشاهده نشد که مرگ او را غیر طبیعی نشان دهد.
رئیس سازمان پزشکی قانونی در ادامه اظهار کرد: در نظریه دوم احتمال مرگ بر اثر ضربه و فشار روحی به صورت توامان مطرح شد که پس از بحث درباره این احتمال به عنوان گزارش نهایی پزشکی قانونی ارسال شد. البته پزشکی قانونی نتیجه معاینات خود را اعلام کرده و تصمیم گیری در این خصوص بر عهده قضات است.
شجاعی خاطر نشان کرد: با ارسال گزارش نهایی رسیدگی به این پرونده در پزشکی قانونی پایان یافت.
بعد از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری، گیتی پور فاضل، وکیل خانواده ستار بهشتی در نامه ای خطاب به رئیس جمهور منتخب ملت با ابراز نگرانی از روند طولانی رسیدگی به این پرونده از سوی مسئولان نوشت: “هفت ماه ازمراجعه خانواده او به من وهشت ماه هم از تشکیل پرونده قتل این جوان ۳۲ ساله که در۱۶ آبانماه ۱۳۹۱می گذرد لیکن تاکنون ازبازپرسی به دادگاه برای ارسال نگشته است.”.
ستار بهشتی کارگر وبلاگ نویس اهل رباط‌کریم بود که به دلیل انتشار مطالب انتقادی علیه حکومت توسط پلیس فتا دستگیر شد. وی نهم آبان ۱۳۹۱ دستگیر و به زندان اوین تهران منتقل گردید، لیکن چهار روز بعد در حالی که به بازداشتگاه پلیس منتقل شده بود، در آنجا درگذشت.
خانواده ستار، هنگام دفن جسد وی آثار کبودی را در بخش هایی از بدن او مشاهده کرده بودند و محسنی اژه ای در اولین اظهار نظر خود وجود ضربه و کبودی بر بدن ستار بهشتی را تایید کرد و پس از آن بود که خبر از مرگ ستار بهشتی در اثر ایست قلبی داده شد.

۱۳۹۲ تیر ۱۸, سه‌شنبه

مروری بر فاجعه ۱۸ تیر به روایت تصویر

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲ 
زمانی که دست‌اندرکاران مطبوعات و رسانه‌های گروهی کشور، در روز شانزدهم تیرماه سال ۱۳۷۸، مضمون خبر تعطیلی رونامه سلام را از خروجی خبرگزاری‌های رسمی دریافت کردند، هرگز گمان نمی‌کردند که این واقعه به سرعت تبدیل به یکی از بزرگترین و هنجارشکن‌ترین رخدادهای سیاسی ـ اجتماعی کشور در سال‌های حیات نظام جمهوری اسلامی گردد. هجده تیرماه ۱۳۷۸، انصار حزب الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به کوی دانشگاه و خوابگاه‌های دانشجویی حمله برده و با تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. این حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت.
پرونده ای که همچون سایر پرونده ها بی نتیجه ماند و سرانجام یک سرباز به جرم دزدیدن یک ریش تراش محکوم شد.
میرحسین در دهمین سالگرد این فاجعه گفته بود: اگر مسببان فاجعه ۱۸ تیر شناخته می شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه دانشجویی را بعد از انتخابات نمی داشتیم.
بازخوانی فاجعه کوی دانشگاه ۷۸   یکی از کامل ترین و دقیق ترین گزارش های مطبوعاتی در  باره  این فاجعه است که تاکنون منتشر شده و به جزییات این فاجعه پرداخته است.
آنچه در پی می آید گزارش تصویری از اتفاقات ۱۸ تیتر است.  از احمدی نژاد شاکی روزنامه سلام تا اعلام برائت برای سردار نظری و محکومیت یک سرباز وظیفه به جرم دزدیدن ریش تراش!


 

انتخابات 92 گذشت، زندانیان انتخابات 88 هنوز در زندانند/ بخش دوم

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲ 

خانواده زندانیان سیاسی از امید به دولت تدبیر و امید می گویند

و حالا خانواده های زندانیان سیاسی که در ماه های اخیر باز هم برای ساختن کشور و جلوگیری از به قهقرا رفتن آن، آستین ها را بالا زده بودند، این روزها با پیگیری مطالبات بر حق شان، به دنبال تغییر وضع موجود و آزادی زندانیان شان هستند. زندانیانی که بعد از چهار سال بازجویی و انفرادی و بعضا شکنجه و بی قانونی های ظالمانه همچنان از مدنی ترین ابزارها چون قلم و قانونی ترین روش ها نقد و اعتراض و اعلام موضع می کنند....

کلمه- زهرا صدر: حضور یک زوج جوان روزنامه نگار در زندان می تواند در هر نقطه ای از زمان و مکان بمب خبری ای باشد الا آن زمان که صدها جوان و پیر و زن و مرد بازداشت و مجروح و کشته می شوند تا آنجا که رنگ ظلم ها برای افراد کمرنگ می شود.
چهار سال بیشتر از روزهای سرکوب مردم به جرم سوال “رای من کجاست؟” نمی گذرد و آثار و زخم ها و نشانه ها هنوز بر قلب ها و تن ها و روان ها برجای است، اما بر اساس همان قانون همیشگی طبیعت او که هزینه ی بیشتر پرداخته دلسوزتر است برای کشورش.
و حالا خانواده های زندانیان سیاسی که در ماه های اخیر باز هم برای ساختن کشور و جلوگیری از به قهقرا رفتن آن، آستین ها را بالا زده بودند، این روزها با پیگیری مطالبات بر حق شان، به دنبال تغییر وضع موجود و آزادی زندانیان شان هستند. زندانیانی که بعد از چهار سال بازجویی و انفرادی و بعضا شکنجه و بی قانونی های ظالمانه همچنان از مدنی ترین ابزارها چون قلم و قانونی ترین روش ها نقد و اعتراض و اعلام موضع می کنند.
در بخش دوم گفت و گو با خانواده های زندانیان سیاسی این بار، مادر مهسا امرآبادی، پدر محمدحسین نعیمی پور و مادر و پدر حسین رونقی از امید برای آزادی زندانیان سیاسی می گوید.
متن این گفت و گو ها را با هم می خوانیم:
مادر مهسا امرآبادی: قبل از آنکه دیر شود صدای مردم را بشنوید
مادر مهسا امرآبادی می گوید: می خواستم به آقایان بگویم که گوشهایشان را باز کنند و صدای مردم را بشنوند و قبل از اینکه دیر شود یک راه نجاتی برای ملت و مردم بگذارند قبل از اینکه خودشان غرق شوند و ببیند خواسته مردم چیست. بچه های مردم را بی گناه نگه ندارند.
مریم نقی مادر مهسا امرآبادی زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین در گفت و گو با کلمه با بیان این که هنوز هیچ خبری نه هیچ خبری از مرخصی نیست می گوید با اینکه نزدیک ۶ ماه است که از اولین مرخصی مهسا گذشته، هیچ خبری از مرخصی نیست. ما هرچه پیگیری می کنیم و دادستانی می رویم فایده ای ندارد. قبل از انتخابات می گفتند بعد از انتخابات، بعدش هم که هنوز هیچ خبری نیست متاسفانه.
مادر این روزنامه نگار دربند که حال روحی مهسا را خوب و قوی توصیف می کند می گوید که بعد از انتخابات بچه های داخل بند خیلی شارژ شدند و انرژی گرفتند. البته به هر حال زندان زندان است و سختی هایش کم نیست اما بچه ها خیلی خوب روحیه ی خود را حفظ کرده اند.
مریم نقی معترض است که اصلا نمی دانم برای چه این هنوز زندانیان را نگه داشته اند و می پرسد: مشکل واقعی کجاست؟
مهسا امرآبادی و مسعود باستانی زوج جوان و روزنامه نگاری هستند که در دو زندان جدا از هم ایام حبس ناعادلانه ی خود را سپری می کنند.
مهسا امرآبادی نخستین بار در خرداد سال ۸۸ بازداشت و حدود سه ماه را در بند انفرادی ۲۰۹ سپری کرد. او که به یک سال حبس محکوم شده بود دومین بار در اسفند ۸۹ به بهانه حضور در تجمعات اعتراضی به حصر مهندس موسوی و مهدی کروبی توسط حفاظت اطلاعات سپاه در حالیکه او در خودروی شخصی اش و دور از محل تجمعات بود، بازداشت شد. او توسط قاضی پیر عباسی محاکمه و به یک سال حبس تعزیری دیگر و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده و ۲۲ اردیبهشت سال گذشته برای اجرای دو سال حکم خود به زندان اوین رفت.
مسعود باستانی همسر روزنامه نگار مهسا نیز که از تاریخ ۱۴ تیر ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به شش سال زندان محکوم شده بود تا بهمن ماه ۱۳۸۸ در زندان اوین به سر ‌برد، اما پنجم بهمن ماه ۱۳۸۸ در اقدامی خلاف قانون و بر خلاف اصل تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان از زندان اوین به زندان رجایی‌شهر که محل نگهداری مجرمین خطرناک است، منتقل شد.
مادر مهسا امرآبادی خاطرنشان می کند به هر حال گذشته از انتخابات و وعده ها، شعارهایی که مردم در روزها و شادی های پس از پیروزی در خیابان ها سر دادند و خواسته هایی که داشتند باید به گوش آقایان برسد. بعد از ۴ سال که این بچه ها و بسیاری از جوان ها و فعالان ما را در زندان نگه داشته اند، حالا که مردم فرصتی پیدا کردند و توانستند علنی حرف بزنند و شعار دهند، یکی از جدی ترین خواسته هایشان همین آزادی زندانیان سیاسی است. امیدوارم آقایان اینقدر عقل داشته باشند که این خواسته مردم را بشنوند.
مریم نقی می گوید که چهار سال مرتب پیگیری قانونی کردیم از این به بعد هم دست برنخواهیم داشت. ولی اینکه تا چه حد بتوانیم پیشرفت کنیم و بتوانیم حرفمان را به گوش اینها برسانیم نمی دانم. واقعا اینکه تغییری در رویه اینها به وجود می اید را نمی دانم ولی امیدوارم.
مادر این روزنامه نگار که بیش از یک سال است در زندان به سر می برد هنوز یک سال دیگر تا پایان محکومیتش مانده در پایان می گوید: من می خواستم به آقایان بگویم که گوشهایشان را باز کنند و صدای مردم را بشنوند و قبل از اینکه دیر شود یک راه نجاتی برای ملت و مردم بگذارند قبل از اینکه خودشان غرق شوند و ببیند خواسته مردم چیست. بچه های مردم را بی گناه نگه ندارند.

پدر حسین رونقی: امیدوارم به وعده ها عمل شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند
زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی با اشاره به اینکه هنوز به درخواست مرخصی برای پسرش پاسخی داده نشده است به کلمه می گوید حسین هم مانند خیلی از دیگر از جوان ها الان در زندان گرفتار است اما با حرف ها و وعده هایی که داده شده فکر می کنم که به زندانیان سیاسی به زودی مرخصی بدهند. گرچه این سال ها بس که حرف زدند و عمل نکردند من دیگر باور نمی کنم.
حسین رونقی ملکی، ۲۵ ساله، در ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان استان آذربایجان شرقی بازداشت و به گفته خانواده‌اش حدود ۳۰۰ روز در سلول‌های انفرادی بند دو الف زندان اوین به‌سر برد. این فعال حقوق بشر به ۱۵ سال زندان محکوم شد.
پدر حسین رونقی نیز در گفت و گو با کلمه می گوید: ۴ اصل وجود دارد که اگر در کشور رعایت نشود آن کشور روی موفقیت و خوشی را نخواهد دید.
حسن رونقی با بیان اینکه عدالت یکی از آن اصول است ادامه می دهد: که بر مبنای آن قانون اساسی و قانون تصویب می کنند. دیگری قانون است که در کشور قانون باید حاکم اشد. سومی اجرای قانون است. اگر قانون باشد ولی اجرا نشود فایده ای ندارد و چهارم هم مردمی هستند که از قانون تبعیت می کنند.
پدر این زندانی سیاسی با ابراز تاسف از این که این موارد در کشور ما به درستی اجرا نمی شود می گوید: اگر انتخابات آزاد بود پسر من باید بیرون می ماند. او هم یک ایرانی است. تغییری بعد از انتخابات انجام نگرفته است. البته حرف های زیادی شنیدیم و امیدواریم آقای روحانی به گفته های خودش عمل کند.
به گفته ی حسن رونقی، به مردم وعده هایی داده شده که امیدوارم به آن ها عمل شود تا مشکلات کشور حل شده و زندانیان سیاسی هم آزاد شوند.
پدر حسین رونقی با تاکید بر این که زندانیان سیاسی کاری نکرده اند می افزاید: آنها صرفا انتقاد کردند از تخلفاتی که دیده اند، از اختلاس، بیکاری، فقر بیچارگی.
پدر این زندانی سیاسی با اشاره به اینکه مردم با مشکلات زیادی در کشور درگیر هستند تصریح می کند که بارها دیده ایم مردمی را که برای خرید نان خود در مانده بوده اند.
آقای رونقی در پایان با بیان اینکه وضع کلیه های پسرش نگران کننده است ابراز امیدواری می کند که به زودی زندانیان سیاسی آزاد شوند و وعده هایی که به مردم داده شده نیز عملی شوند.
هفته ی گذشته گزارش شد که یک مقام قضایی در پاسخ به حسین رونقی که به بی توجهی های مسولان قضایی نسبت به وضعیت خود و زندانیان سیاسی اعتراض کرده گفته است. نهایتا در زندان می میری و بعد از دو هفته سر و صدای رسانه ها، همه چیز تمام می شود.
سید حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر در بند، در ملاقات کوتاهی که با این مقام قضایی در داخل بند ۳۵۰ زندان اوین داشته است نسبت به وضعیت بد غذای زندان ، نبود امکانات پزشکی ، تخصصی و دارویی و عدم توجه مسولان به نگهداری خود و دیگر زندانیان بیمار در محیط غیربهداشتی و نامناسب زندان اعتراض کرده و با واکنش بد وی مواجه شده است.
این مقام قضایی همچنین در پاسخ به درخواست مرخصی استعلاجی حسین رونقی عنوان کرده است که تاکنون نامه موافقت با مرخصی وی از طرف اطلاعات سپاه برای دادستانی ارسال نشده است. این در حالی است که بارها مقامهای ارشد قضایی از استقلال قوه قضاییه در تصمیم گیری ها سخن به میان آورده اند.
بنا به نظر پزشکان متخصص سید حسین رونقی ملکی که علاوه بر بیماری کلیوی اخیرا با بیماری پروستات و التهاب مثانه مواجه شده و نیازمند حضور در محیطی بدون استرس و با امکانات کافی غذایی و رفاهی و دسترسی آزاد، راحت و سریع به پزشک معالج و امکانات فوق تخصصی و درمانگاهی می باشد تا بتواند درمان خود را ادامه دهد.
این فعال حقوق بشر طی روزهای اخیر بدلیل نبود امکانات تخصصی و دسنرسی نداشتن به پزشک معالج خود و نبود غذای سالم در زندان با مشکل خونریزی گوارشی نیز مواجه شده است که به همین دلیل از مصرف داروهای خود برای درمان بیماری کلیوی و پروستات نیز منع شده است.

پدر محمدحسین نعیمی پور: امیدوارم که با آمدن دولت جدید و تغییرات در وزارت اطلاعات، گره ها باز شود
محمد نعیمی پور، پدر محمدحسین نعیمی پور جوان کم صدای محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین دوران محکومیت ۴ ساله ی خود را می گذراند با بیان اینکه روحیه ی محمدحسین در زندان خیلی خوب است می گوید: هنوز خبر موثقی نداریم از اینکه بخواهند مرخصی بدهند و یا خیر.پدر این زندانی سیاسی که خود نیز عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و از نمایندگان مجلس ششم شورای اسلامی است با اشاره به مطالبات مردم در انتخابان اخیر ریاست جمهوری به تغییر هر چه زودتر وضعیت موجود ابراز امیدواری کرده و خاطرنشان می کند که خود من تصورم این است که قبل از عید فطر اتفاقی نمی افتد.
محمدحسین نعیمی پور از جوانان فعال عضو حزب مشارکت و فرزند محمد نعیمی پور، نماینده مجلس ششم شورای اسلامی است که در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد.
این عضو خانواده شهدا و فعال “پویش موج سوم” در دوران بازداشت و انفرادی تحت فشار شدید قرار داشت تا در مصاحبه ای تلویزیونی از جنبش سبز و رهبران آن اعلام برائت کند.
پدر محمدحسین نعیمی پور پیش از این نیز در گفت و گو با کلمه گفته بود: متاسفانه دادستانی از خود سلب اختیار و مسئولیت کرده و آن را به عهده وزارت اطلاعات و بازجوها گذاشته است. بازجوهای محمد حسین هم حرف های جالبی زده اند. کسی را بی دلیل در زندان نگه داشته اند و حالا از او می خواهند از گذشته اش توبه کند، از وقایع این چند سال ابراز برائت کند و علیه به قول خودشان سران فتنه موضع بگیرد. این نشان می دهد که چقدر این بازجوها سطحی هستند و عمق ندارند. انگار متوجه نیستند این مدت چه گذشته است! خیلی کلیشه ای حرف هایی را از زندانی سیاسی می خواهند که چند روز مرخصی بدهند، در حالی که همه می دانند چه شرایطی وجود دارد. هیچ یک از این زندانی ها تاکنون زیر بار این حرف ها نرفته اند و نخواهند رفت. شاید هم تعمدا شرایطی می گذارند که مطمئنند امکان پذیر نیست. شرط محال می گذارند که بعد بگویند ما خواستیم مرخصی بدهیم، خودشان نپذیرفتند. متاسفانه قوه قضائیه هم خودش را معطل چنین شرایط سخیفی کرده است.
محمد نعیمی پور این بار و در روزهایی که خانواده ها امید به تغییر وضع بسته اند با اشاره بیان اینکه نه تنها خانواده ی وی که همه ی خانواده های زندانیان سیاسی پیگیر مطالبات خود هستند تاکید می کند که به هر صورت باید منتظر باشیم که تغییر و تحولات در  کابینه دیده شود تا فرصت فراهم شود.
پدر محمدحسین در عین حال معتقد است ما که چهار سال تحمل کردیم الان هم باید تحمل کنیم که انشا الله با یک تعامل گره ها باز شود و الا صرف پیگیری ها که حرکت جدیدی نیست و در این چهار سال هم ما خیلی پیگیری کردیم و نتیجه اش آن نبوده که می خواستیم.
وی در پایان تصریح می کند که اما من خیلی امیدوار هستم که با آمدن دولت جدید و تغییراتی که احتمالا در وزارت خانه ها از جمله وزارت اطلاعات ایجاد میشود راه باز شود.

 

 

 

افزایش ۵۲ درصدی قیمت آپارتمان و رشد ۸۰ درصدی قیمت زمین در مشهد

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲
رییس اتحادیه مشاورین املاک خراسان رضوی گفت: طبق آماری که دراواخر سال گذشته ارائه شد، قیمت آپارتمان‌های مشهد افزایش ۵۲ درصدی و قیمت زمین افزایش ۸۰ درصدی داشته است....
رییس اتحادیه مشاورین املاک خراسان رضوی گفت: طبق آماری که دراواخر سال گذشته ارائه شد، قیمت آپارتمان‌های مشهد افزایش ۵۲ درصدی و قیمت زمین افزایش ۸۰ درصدی داشته است.
صادق عابد‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به افزایش قیمت مسکن عنوان کرد: افزایش بیش از۵۰ درصدی قیمت انواع مصالح ساختمانی از عوامل موثر درافزایش قیمت مسکن درشش ماه گذشته بوده است.
وی به رابطه عرضه و تقاضا و تورم در بازار مسکن اشاره و اظهار کرد: افزایش تقاضا و تورم از جمله عواملی است که درتعیین رویه افزایش قیمت مسکن موثراست.
عابد‌زاده با اشاره به اشتغال‌زایی فراوان بازارمسکن خاطر نشان کرد: زمانی که نرخ دلار روبه کاهش باشد بازار مسکن رونق پیدا می کند وسرمایه گذاری‌ها به بخش مسکن برمی گردد، این موضوع باعث افزایش قیمت در بازار مسکن می‌شود.
رییس اتحادیه مشاورین املاک مشهد به رونق بازار رهن واجاره اشاره و خاطرنشان کرد: با شروع فصل تابستان و افزایش نقل وانتقالات، قیمت رهن واجاره رشدی بیش از ۵۰ درصد داشته است.
وی تاکید کرد: افراد برای ثبت قرادادها حتما به مشاورین املاکی که دارای پروانه کسب هستند مراجعه کنند تا در صورت ایجاد مشکل از طریق کمیسیون شکایات اتحادیه قابل پیگیری باشد.
عابد‌زاده در خصوص نرخ نامه مشاورین املاک خاطر‌نشان کرد: ۱۱ سال است که نرخ نامه مشاورین املاک تغییری نکرده است و کسانی که در این زمینه تصمیم می‌گیرند، نظرات غیر کارشناسانه‌ای را اعمال می‌کنند و تورم را برای این صنف در نظر نمی‌گیرند.

آب شرب اصفهان جیره‌بندی شد

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲
با افت شدید منابع آب سد زاینده رود، کاهش سطح آب‌های زیر زمینی و افزایش دمای هوا، آب موجود در شبکه توزیع اصفهان تا ۳۰ درصد کاهش یافت و طرح جیره‌بندی آب از ساعات پیش از ظهر تا ساعات میانی شب کلید خورد....
معاون امور مشترکان شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان افت شدید فشار آب در شبکه مصرف را مانع تامین آب طبقات همکف به بالا دانست و ادامه داد: متاسفانه در برخی ساعات شبانه‌روز به دلیل محدودیت فشار و دبی آب امکان تامین آب طبقات اول و دوم نیز وجود ندارد.
با افت شدید منابع آب سد زاینده رود، کاهش سطح آب‌های زیر زمینی و افزایش دمای هوا، آب موجود در شبکه توزیع اصفهان تا ۳۰ درصد کاهش یافت و طرح جیره‌بندی آب از ساعات پیش از ظهر تا ساعات میانی شب کلید خورد.
به گزارش ایلنا، با آغاز فصل تابستان و افزایش دمای هوا، میزان مصارف آب شرب و بهداشتی مشترکان خانگی به شدت افزایش یافته و این در حالی است که امسال باز بودن آب زاینده رود برای به ثمر رسیدن کشت بهاره زارعان پایین دست رودخانه، ذخایر پشت سد را به شدت کاهش داده و شبکه توزیع آب شرب را نیز با کمبودهای اساسی روبرو کرده است.
معاون بهره‌برداری شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان در گفتگو با ایلنا، از افزایش یک و نیم تا ۲ برابری میزان مصارف آب با شروع فصل گرما خبر داد و افزود: این در حالی است که عمده منبع تامین آب در این حوضه، رودخانه زاینده‌رود است که به دلیل استمرار شرایط خشکسالی و افت ذخیره آب پشت سد زاینده‌رود، موجب محدودیت منابع شده است.
سید مجتبی قبادیان در این شرایط، ذخیره‌سازی آب تا پایان تابستان و شروع فصل بارش در پاییز را ضروری دانست و گفت: بر اساس تصمیم شورای مدیریت بحران استان، میزان اختصاص آب به همه بخش‌های مصرف کننده از جمله شرب، صنعت و کشاورزی کاهش یافته و شرکت آب و فاضلاب استان نیز به دلیل این کاهش سهمیه آب، با محدودیت‌هایی در توزیع روبرو است.
وی با اشاره به افت شدید سطح آب‌های زیر زمینی، یاد آور شد: مجموع این شرایط باعث شده شبکه توزیع آب شرب نتواند در ساعات پیک مصرف، جوابگو باشد به همین دلیل از شهروندان خواسته‌ایم در صرفه‌جویی همکاری کنند تا تامین آب همه شهروندان به صورت عادلانه انجام شود.
معاون امور مشترکان شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان افت شدید فشار آب در شبکه مصرف را مانع تامین آب طبقات همکف به بالا دانست و ادامه داد: متاسفانه در برخی ساعات شبانه‌روز به دلیل محدودیت فشار و دبی آب امکان تامین آب طبقات اول و دوم نیز وجود ندارد.
وی کمبود آب تحویلی به شرکت آب و فاضلاب برای تصفیه را مهم‌ترین دلیل محدودیت‌های شبکه توزیع و افت فشار آب عنوان کرد و گفت: علاوه بر صرفه‌جویی در مصرف، مشترکان باید به شدت از استفاده از پمپ‌های مکش آب به خانه‌شان خودداری کنند تا امکان استفاده از این مایه حیات برای همسایه‌ها نیز فراهم شود.
قبادیان با تایید موضوع قطعی آب در ساعات قبل از ظهر تا میانه‌های شب که بسیاری از شهروندان از آن گلایه دارند، تاکید کرد: به مردم توصه می‌کنیم از مصارف غیرضروری مانند استحمام و شستشوی لباس در این ساعات به شدت خودداری کنند و این گونه مصارف را به ساعات غیر پیک انتقال دهند.
وی در پاسخ به این پرسش که میزان کمبود آب در شبکه توزیع اصفهان چقدر است؟ گفت: اگر مردم ۲۰ تا ۳۰ درصد صرفه‌جویی کنند مشکلات برطرف می‌شود، در حالی که پس از گذشتن ساعات پیک مصرف، نیز نباید انتظار شرایط عادی در شبکه را داشت، چون شبکه توزیع خالی است و چند ساعتی طول می‌کشد تا دوباره به حالت اول برگردد و فشار قابل قبولی داشته باشد.
این مسئول با اظهار نگرانی برای تامین آب در ماه پایانی تابستان، اعلام کرد: نگران شهریورماه هستیم که ممکن است همین مقدار آب هم وجود نداشته باشد.
وی دلیل اصلی باز ماندن رودخانه زاینده رود را به ثمر رسیدن کشت بهاره در مزارع پایین دست رودخانه عنوان کرد و گفت: رودخانه هم به زودی و با نظر وزارت نیرو بسته خواهد شد، اما مردم می‌توانند با خودداری از پمپاژ آب به سمت منازل خود و صرفه جویی حداقل ۲۰ تا ۳۰ درصدی به عبور از این بحران کمک کنند.

تجمع اعتراضی بازنشستگان اتوبوسرانی تهران در مقابل شورای شهر

سه شنبه, ۱۸ تیر, ۱۳۹۲
صبح امروز جمعی از بازنشستگان شرکت اتوبوسرانی شهر تهران با تجمع در مقابل ساختمان شورای شهر به آنچه «محاسبه نشدن ده سال از سابقه بیمه‌شان» ذکر می‌کردند، اعتراض کردند....
صبح امروز جمعی از بازنشستگان شرکت اتوبوسرانی شهر تهران با تجمع در مقابل ساختمان شورای شهر به آنچه «محاسبه نشدن ده سال از سابقه بیمه‌شان» ذکر می‌کردند، اعتراض کردند.
به گزارش  ایلنا، این گروه با تجمع در مقابل ساختمان شورای شهر و با در دست داشتن پلاکاردهایی خطاب به شهردار و رئیس شورای شهر خواهان اجرای قانون شدند.
حسن بیادی، نایب رئیس شورای شهر تهران درباره این تجمع گفت: این حرکت‌ها کاملا هدایت شده و در راستای دیر اعلام کردن نرخ جدید کرایه‌های اتوبوسرانی است.
رسول خادم، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران نیز درباره این تجمع گفت: اعتراض این افراد کاملا به حق است چراکه حق و حقوق خود را می‌خواهند و بیژنی (مدیرعامل سابق اتوبوسرانی شهر تهران) حقوق این افراد را به صورت کامل پرداخت نکرده است.
وی ادامه داد: این افراد که تعدادشان به ۶۰۰ نفر می‌رسد هرکدام از اتوبوسرانی تهزان ۱۵ میلیون تومان مطالبه دارند. از این رو باید بودجه‌ای به این منظور اختصاص دهیم. همچنین سازمان بازنشستگی تهران باید نسبت به بیمه تکمیلی این بازنشستگان اقداماتی انجام دهد و با تخصیص اعتبار این مشکل رفع شود.
تقوی، معاون پارلمانی شهرداری تهران نیز صبح امروز با حضور در میان تعدادی از تجمع کنندگان مطالبات آن‌ها را «کاملا قانونی» دانست و خطاب به آنان گفت: این اشکال مدیریتی است و ما به دنبال این هستیم تا شما نیز مشمول قانون شوید.

وزارت اطلاعات کانون تندروی است، امید مردم به تدبیر دولت جدید است

دوشنبه, ۱۷ تیر, ۱۳۹۲
بخش قابل توجهی از مردم علاقمند به موفقیت دولت شما،بزرگترین کمکی که از دستشان برمی آید را هشدارهای گاه و بیگاه در یک چارچوب متین و معتدل می دانند. اجازه دهید در این باره اولین نکته دلسوزانه را خدمتتان داشته باشیم. وزارت اطلاعات، سال هایی است که خارج از اندازه تحمل کشور بحران آفرینی و خطا می...
کلمه – علی بردبار
رای مردم در انتخابات ۹۲، رای به تغییر بود. تغییر در وضعیت معیشتی و روانی مردم از جمله مهم ترین این تغییرات است که از دولت جدید انتظار بهبود آنها می رود. در این بین پرداختن به یک مساله، موضوع این یادداشت کوتاه است. موضوع فضای امنیتی حاکم بر کشور و ضرورت تغییر این فضا که نه تنها زندگی فعالان، که همه مردم را متاثر از خود کرده است. تقریبا فصل مشترک نقد منتقدان از طیف های مختلف در ۸ سال و به خصوص ۴ سال گذشته، غلبه فضای امنیتی بر کشور، به حاشیه راندن سیاست و محوریت یافتن نیروهای امنیتی افراطی است که مردم را چندپاره و علیه یکدیگر خواسته اند. بسیاری از منتقدان مسالمت جو را به جفا دارای پرونده های سنگین قضایی کرده اند، برخی از آنها را ناگزیر به جلای وطن و بزرگان انقلاب و کشور را متهم به جاسوسی و فتنه گری و سرمایه های نظام برآمده از انقلاب را به حصر و سکوت و زندان مبتلا کردند و خلاصه آنکه بانی اصلی فتنه واقعی در کشور شده و از فضای سیاسی کشور، یک محیط گشتاپویی ساختند. اتفاقی که به صورت مستقیم و غیر مستقیم تاثیرات منفی خود را بر سایر حوزه ها مانند اقتصاد و معیشت مردم هم گذاشته است. زیرا ناامنی سیاسی، سایر ناامنی ها را نیز با خود به همراه می آورد. واکنش های بازار و افزایش و کاهش قیمت ها در نتیجه تحولات سیاسی، شاهدی بر این مدعاست.
بر این اساس، تغییر اساسی در جایگاه بانیان شکل گیری چنین وضعیتی و پایان بخشیدن به سلطه امنیتی های قانون ستیز، غیرپاسخگو و خودسر، اولین و کم ترین مطالبه ای است که از دولت آقای روحانی انتظار می رود. در این باره لازم است کمی راحت تر و بی رودربایستی تر با رئیس محترم دولت یازدهم و همکاران و نزدیکان ایشان که در تعیین کابینه موثر خواهند بود گفتگو کنیم.
در یک فضای واقع گرا همه می دانند که امکان شکل گیری دولت بدون هماهنگی با بخش های مختلف نظام و مسئولان ارشد آن نه میسر است و نه در صورت شکل گیری چنین دولتی، امکان موفقیت آن با احتمال قوی کارشکنی برخی نهادها امکان پذیر خواهد بود. این قاعده نانوشته، هرچند درقانون نیامده، اما عملا درباره برخی وزارتخانه های حساس به خصوص وزارت اطلاعات، وزارت کشور و وزارت خارجه وجود داشته و دارد.
از سوی دیگر تاکنون به نحوی عمل شده که این قاعده به صورتی بینابین از کار در آید. به عنوان مثال پس از افشای قتل های زنجیره ای و قرار بر کنار گذاشتن دری نجف آبادی از راس وزارت اطلاعات، علی یونسی به عنوان یکی از افراد لیست پیشنهادی رئیس جمهور وقت، سید محمد خاتمی مورد پذیرش قرار گرفت. انتخابی که شاید انتخاب اول خاتمی نبود، اما گزینه مطلوبی بود که موثر واقع شد. او در شرایط مطالبه عمومی برای تغییر در این وزارتخانه از پی افشای قتل های زنجیره ای، تغییرات معنا داری را در آن رقم زد تا نه تنها بی اعتمادی عمومی به این وزارتخانه را به نحو محسوسی کاهش دهد که شاهد یکی از موفق ترین دوره های فعالیت این وزارتخانه از حیث صیانت از کشور و شهروندان و رابطه نسبتا بهتر بین فعالان بخش های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با کارشناسان این وزارتخانه باشیم. همین طور کناره گرفتن وزارت اطلاعات از فعالیت های اقتصادی از دستاوردهای بزرگ دوره وزارت یونسی بود. دوره ای که خطرهای واقعی برای امنیت کشور مانند فرقه رجوی کاملا در کنترل و مدیریت این نهاد امنیتی قرار گرفت و با تکمیل اقدامات حرفه ای اطلاعاتی در حوزه سیاست خارجی، این گروه بدترین و مرده ترین دوره فعالیت عمر خود را از سر گذراند، بدون آنکه با رفتارهای نپخته و خشن، فرصت مظلوم نمایی برای آنها به وجود بیاید. این تغییر بزرگ با وجود هماهنگی خارج از دولت و همراهی مجموعه نظام برای وزارت اطلاعات میسر شد و امکان تکرار آن قاعدتا امکان پذیر است.
حالا به مقطع دیگری از امید برای تغییرات مثبت رسیده ایم. واقعیت آن است که به این تغییر، دل های زیادی امید بسته اند. از سوی دیگر به قدر کفایت و تا حدی که نشان از “اعتدال” و “تعدیل مطالبات” باشد، تاکنون درباره همراهی با دولت رییس جمهور منتخب آقای حسن روحانی از سوی طیف های مختلف جنبش سبز و اصلاح طلبان سخن گفته شده است. در همین پایگاه کلمه، در قالب یادداشت و مصاحبه و خبر تلاش بر پی گیری همین خط تعدیل مطالبات شده است. چه اینکه به گواه همه بیانیه ها و سخنان میرحسین موسوی، خط و هدف وی در آن شرایط بحرانی بازگشت کشور به عقلانیت و اعتدال و قانون بوده است. صاحب همین قلم در اولین روز پس از انتخابات از اینکه “همگان باید احساس پیروزی کنند” نوشت و تلاش شد تا به سهم خود، فضای مناسب برای پی گیری برنامه ها و شعارهای خوب رئیس جمهور منتخب فراهم شود. اما بر اساس همین هدف و همین راهبرد که کمک به دولت جدید برای اجرای برنامه هایش است و دقیقا به این دلیل که یکی از اصلی ترین مطالبات مردم برای تحول، تغییر فضای امنیتی کشور است باید نسبت به تحولات کشور و انتخاب مدیران امنیتی کشور در دولت جدید حساس و هشیار باشیم.
انتخاب وزیر جدید اطلاعات اولین نشانه ای است که آیا قرار است بانیان اصلی فتنه های چهار سال اخیر و امنیتی کردن همه چیز، از سیاست و اقتصاد گرفته تا جامعه و فرهنگ بر راس امور امنیتی کشور باقی بمانند یا نه؟ بدون تعارف اگر این اتفاق بیفتد و تغییری در فضای امنیتی کشور و پایان فعالیت پرونده سازهای آشوب زی حاکم بر نهادهای امنیتی اتفاق نیافتد، حس گازانبری عمل شدن علیه خود، نزد بسیاری از حامیان دولت جدید که با تشکیل آن از خوشحالی سر به آسمان سائیدند، به وجود خواهد آمد. بر بسیاری (و نیز بر ما) واضح است که شخص آقای دکتر روحانی چنین نگاهی ندارد و می داند که بزرگ ترین سرمایه او برای ادامه راه طولانی و سختی که پیش رو دارد، همین حمایت های وسیع مردمی از او و اعتمادی است که به او شده است. در عین حال با توجه به چهره پرصلابت و قاطعی که از وی در جریان تبلیغات انتخاباتی دیده شد، انتظار می رود که ایشان نیز نسبت به دغدغه طیف اصلی حامیان خود، متعهدانه عمل کند و گرفتار وضعیتی نشود که از درون دولت خود ضربه هایی بخورد که از بیرون و از سوی مخالفانش احتمالا نخواهد خورد.
دولت تدبیر و امید، دولتی است که به صلابت امنیتی احتیاج دارد. اما باقی ماندن تفکری که حیات خود را در تداوم آشوب و یا القاء آن به مسئولان ارشد کشور می بیند، در راس وزارتخانه ای که می تواند تیغ تیز را به دست زنگی مست دهد، خلاف تدبیر است و امید بسیاری از دوستداران دولت جدید را ناامید خواهد کرد.
مخاطب ما شخص رئیس محترم جمهور، جناب آقای روحانی است. آقای رئیس جمهور، لطفا مراقب باشید. مردمی که به شما رای دادند با همه سختی ها و جفایی که در حقشان شده، بار دیگر به اصلاحی از درون ساختار دل بسته اند و شما را نماینده خود در این راه قرار داده اند. در این راه، مردم بسیاری نجیبانه، مطالبات بر حق خود را تعدیل کرده اند تا دولت شما به آرامی و خوبی به وعده هایش عمل کند. اما شما به عنوان کسی که حوزه امنیتی را به خوبی می شناسید، و ما که سال ها پیه نهادهای امنیتی متوهم و افراطی به تنمان خورده، هر دو به خوبی می دانیم که چه نقش سازنده و یا مخربی در صورت انتخاب درست یا غلط مدیر برای نهادهای امنیتی و به خصوص وزارت اطلاعات به وجود می آید.
بخش قابل توجهی از مردمی که علاقمند به موفقیت دولت شما هستند، بزرگ ترین کمکی که از دستشان برمی آید را هشدارها و نقدهای گاه و بیگاه در یک چارچوب متین و معتدل می دانند. اجازه دهید در این باره اولین نکته دلسوزانه را خدمتتان داشته باشیم. وزارت اطلاعات، سال هایی است که خارج از اندازه تحمل کشور بحران آفرینی و خطا می کند. این سیستم، دچار بیماری توهم و افراط و ظلم شده است و نه تنها صیانت از شهروندان را وا نهاده که مخل امنیت این مردم نجیب و صبور شده است. امید ملت برای درمان، به دولت تدبیر و امید است.