۱۳۹۳ تیر ۵, پنجشنبه

٢٦ ژوئن روز جهانى منع شكنجه

شكنجه در زندان ها و بازداشتگاه هاى حكومت اسلامى ايران در ابعاد وسيعى انجام مى شود ، شايد هيچ كس به اندازه ي يك زندانى كه شكنجه شده است نمى تواند ابعاد هولناك اين عمل را درك كند 
متاسفانه نوشتن در مورد شكنجه براى افرادى كه شكنجه شده اند كار ساده اى نيست 
به اميد روزى كه در هيچ كجاى دنيا خصوصا در ايران زمين هيچ زندانى تحت آزار و اذيت قرار نگيرد ، متاسفانه مشروعيت دينى و ضعف بنيادى اسلامى در مقوله شكنجه هميشه راه را براى گريز مسولان باز نگه مى دارد ، زندان هاى ايران جايى است كه بيش از هركجاى ديگر دنيا مى توان روش هاى نوين شكنجه را در ان مشاهده كرد 

۱۳۹۳ تیر ۱, یکشنبه

اقاى روحانى شما از كدام قوه قضاييه حمايت مى كنيد

شما از كدام قوه قضاييه حمايت مى كنيد اين يكى كه كاخ نشين است يا ان يكى كه در خيابان حكم صادر مى كند؟ 

منظور از هيچ كس حق ندارد روى قوه قضاييه فشار بياورد چيست؟ مگر نمى دانيد چه گروهى بر قوه قضاييه سلطنت دارند 

دادگاه صالح و عادل! دادگاهى كه قضات ان مشروعيت خود را از حكومتى مى گيرند كه در راس ان صفت عادل و صالح جايى ندارد چه معنايى مى تواند داشته باشد!!!

اقاى روحانى جنابعالى در همايش قوه قضاييه مطالبى را عنوان كرديد كه تنها مى توان انرا تعبير به  نوعى بازى سياسى كرد، بازى سياسى و بازى با كلمات شايد در كوتاه مدت مرحمى بر دل هاى خسته و جسم ناتوان مردمى باشد كه سالهاست حاكمان جور و ستم انها را به بازى گرفته اند اما در دراز مدت چهره واقعى بازيگر نمايان مى شود از شعور ملتى كه با تمام وجود به كشور خود عشق مى ورزند سوء استفاده كردن عمل شايسته اى نيست

قدردانى از وكلاى ازاده ايران زمين زنان و مردانى كه شجاعانه برغم تمامى فشارهاى حكومتى از حقوق بر حق موكلين خود دفاع كردند شايسته است اما تشكر خشك و خالى و قدردانى بدون حمايت واقعى، جز نمك بر زخمشان ريختن چه معنايى مى توان داشته باشد، امروز وكلاى شريف ما در چه حالى هستند ؟ زندان و رنج و فشار بر خانواده هاى آنان جواب شرافتشان است يا انان كه راه تبعيد اجبارى و خروج از وطن را انتخاب كردند امروز در ارزوى ديدار دوباره خانواده و فرزندانشان هستند به نظر شما اين جواب شرافت اينان است ؟ 

شما در بخشى از سخنان خود به اين نكته اشاره كرديد" دولت قادر نيست اقتصاد كشور را به تنهايى اصلاح كند" اين نظر جنابعالى بعد از گذشت يكسال از رياست جمهورى شماست پس چگونه است كه يكسال پيش برغم نظر بزرگان اقتصاد همچنان بر طبل تو خالى برون رفت از بحران اقتصادى كوبيديد و راه برون رفت را كليد خويش مى دانستيد ! 

جناب روحانى رياست محترم جمهور سياست يك بام دو هوا بجايى نمى رسد 

  


۱۳۹۳ خرداد ۳۱, شنبه

نامه ای جهت توقف اعدام چهار زندانی اهل تسنن



نماینده محترم ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد
جناب آقای محمدجواد لاریجانی

با سلام و تقديم احترام

همانگونه كه اطلاع داريد در چند سال اخیر اعدام ها در ايران روند روبه رشدى داشته است تنها در يكسال گذشته تاکنون تعداد بيش از ٧٠٠ اعدام در كشور انجام شده است برغم آنكه مىدانم نوشتن اين نامه تاثيرى در  كاهش اين روند ندارد، شايد شما و همكارنتان نسبت به آن كوچكترين واكنشى نشان ندهيد اما وظيفه انسانى حكم مى‌كند تا اینجانب امیر بی آزار ژورنالیست در تبعید نسبت به نوشتن این نامه اقدام کنم.
 هرچند جنابعالى دلايل افزايش اعدام‌ها در ايران را بهتر از هر شخص ديگرى مى‌دانيد ،اما لازم است متذکر شوم در اكثر موارد ضعف دستگاه قضايى و سياسى شدن فضاى قضاوت تاثير بسزايى در احكام صادر شده دارد. برغم آنكه سالهاست استقلال دستگاه قضايى از بين رفته و دستگاه قضاوت بجاى آنكه به وظيفه‌ى شرعى و قانونى خود عمل كند به تعسى از ارگان‌هاى حاشيه‌اى و ذى‌نفوذ اطلاعاتى تن درداده است. با همه اينها بنده به عنوان يک شهروند ايران زمين كه براى سرنوشت كشورم و آينده‌ى پيش روى آن نگران هستم لازم دانستم اين موارد را به شما يادآورى كنم.
امروز مجازات اعدام در بيشتر كشورها جاى خودرا به احكام ديگرى داده است، بگونه‌اى که هرگز جان آدمى كه از سوى خداوند متعال به وى به امانت سپرده شده است و اوست كه تنها اختيار باز پس گيرى آنرا دارد گرفته نمى‌شود. اگر شما به عنوان نماينده كشورم در شوراى حقوق بشر سازمان ملل متحد منعكس كننده خواست ملت ايران هستيد من به شما اعلام مى‌كنم كه با حكم اعدام به هرگونه و براى هر جرمى كه باشد مخالفم چراكه تبعات آن در جامعه هولناك‌تر از تاثيرات جرمى است كه صورت گرفته است.
جناب آقاى لاريجانى اگر حكومت و راس آن رهبرى نظام که مدعى عطوفت و رافت اسلامى است و بدنبال شناساندن ذات واقعى و فرهنگ غنى ايران زمين است، با اجرای حكم اعدام نمى‌توان به اين منظور رسيد. فرهنگ كشورى كه آغشته به خون باشد هرگز به عنوان فرهنگى مدرن همراه با عطوفت به جهانيان شناسانده نمى‌شود. همچنین چهره خویش را به عنوان یک حکومت دینی اسلامی نیز خدشه‌دار می‌کند. چرا که خداوند در قران کریم میفرماید: « قُل للَّذینَ ءامَنوا یَغفِرُوا للَّذینَ لا یرجونَ أَیّامَ اللهِ لِیَجزیَ قَوماً بِما کانُوا یَکسِبوُن »؛ به کسانی که ایمان آورده‌اند بگو از کسانی که به روزهای (پیروزی) خدا ایمان ندارند در گذرند، تا (خدا ) گروهی را به آنچه مرتکب شده اند مجازات کند. همچنین طلایه دار علم در امامت امام صادق (ع) فرموده است: « العَفو عِندَ القُدرَةِ مِن سُنَنِ المُرسلینُ وَ المُتَّقینَ »؛ عفو کردن هنگام قدرت روش انبیاء و پرهیزگاران است.
« إنّا اهل بیت مروّتنا العفو عمّن ظلمنا»؛ ما خانواده ای هستیم که عفو ستمکاران خوی ما است.
در يكسال اخير شاهد افزايش احكام اعدام براى پيروان اقليت هاى قومى و مذهبى هستيم. اكنون كه اين كلمات به رشته تحرير در می آيند ٤ زندانى اهل تسنن به نام های حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی و جهانگیر دهقانی در آستانه اعدام قرار دارند. همچنین چندی پیش در دوشنبه 22 خرداد ماه سال جاری شاهد اعدام 9 نفر در زندان کارون اهواز بوديم.  من و شما به خوبى مى‌دانيم كه اين اعدام ها در راستاى فشار هرچه بيشتر بر روى اقليت هاى قومى و مذهبى است. چرا که با نگاهی اجمالی به مواد قانونی 287 و 288 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 میتوان به این نکته پی برد بزه انتسابی به این افراد _ محاربه و اقدام علیه امنیت ملی_ با فرض مجرم بودن آنها به هیچ عنوان مشمول مواد فوق الذکر نمی‌گردد. آیا صرف دفاع کردن از عقاید، آن هم عقاید اسلامی در کشوری اسلامی مصداق اقدام علیه امنیت ملی است؟
آیا زمانی که عقاید مذاهب اهل تسنن به سخره گرفته و به آنان توهین میشود عملی که به وفور شاهد آن هستیم کسی هست که از حقوقشان دفاع کند؟
دولت ايران برخي از اسناد بين المللي را كه به نحوي به حقوق اقليت ها و عدم اعمال تبعيض در مورد آنها پرداخته اند را مورد تصويب قرار داده و به اجراي مفاد آنها متعهد است، از جمله مي توان به اسناد زیر اشاره کرد:
1-  منشور ملل متحد مصوب سال 1324
2- «ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي» و «حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي» مصوب سال 1354
3- كنوانسيون بين المللي منع مجازات ژنو مصوب سال 1334
4- كنوانسيون بين المللي رفع تبعيض نژادي مصوب سال 1347
5- كنوانسيون حقوق كودك مصوب سال 1372
6-  مقاله نامه شماره 111 سازمان بين المللي كار مصوب سال 1346
7- كنوانسيون رفع تبعيض در امر تعليمات (يونسكو) مصوب سال 1346
سردمدار حکومت اسلامی ایران امام خمینی «رحمه الله» در این‌باره می‏فرماید:
اقلّیت‏های‏مذهبی... نیز باید ازحقوق طبیعی خودشان، که خداوند برای ‏همه انسان‏ها قرارداده است، بهره‏مند شوند و ما به بهترین وجه ازآنان نگه‏داری می‏کنیم.!
شايد شما و همكارانتان و قضات دستگاه قضايى بر اين باور باشيد كه احكام اسلام در حال اجرا است اگر اعتقاد قلبی و التزام عملی به مذهب شیعه اثنی عشری دارید چرا به امیرالمومنین امام اول شیعیان اقتدا نمی‌کنید و نمایی زیبا از منش شیعه به نمایش نمی‌گذارید؟ امام علی (علیه السّلام) در زمان حکومت مصر به مالک اشتر می‌فرماید:« ولا تَکونَنَّ عَلَیهِم سُبَعاً ضاریاً»؛ نسبت به آنان حیوان درنده‌ای مباش که خوردنشان را غنیمت شماری، در ادامه‌ی این نامه می‌فرماید: زیرا مردم دو گروهند: یا برادر دینی تو اند یا همنوع تو، که از ایشان لغزش سر میزند و در معرض درد و گرفتاری‌ها قرار دارند و دانسته یا ندانسته خلاف می‌کنند، بنا براین همانگونه که خود دوست داری خداوند تو را ببخشاید و از خطاهایت در گذرد تو نیز آنان را ببخش و از خطاهایشان درگذر ... از بخشش و گذشت هرگز پشیمان مباش و از کیفر دادن خوشحالی نکن.
از نظر اسلام، حتی ناموس اقلّیت‏های مذهبی، که در پناه حکومت اسلامی هستند، مانند ناموس مسلمانان محترم‌اند. از این رو «حضرت امیر سلام اللَّه علیه در قضیه‏ای که خلخالی از پای یک زن ذمّیه، که یهودی هم بوده است، کشیده به یغما برده‏اند، می‏فرماید "که من شنیده‏ام که یک همچون چیزی در حکومت اسلامی اتفاق افتاده است که اگر انسان بمیرد، سزاوار است"
سابقاً جنابعالی در مجامع بین المللی حقوق بشرى عنوان كرديد اعدام ها در ايران مربوط به جرايم قاچاق مواد مخدر مى‌شود اما اين نيز تنها توجيه اين اقدام و پاك كردن صورت مسئله است. چرا که بخوبى مى‌دانيد دست‌هاى پشت پرده‌اى در جريان قاچاق مواد مخدر دركار است. سود بالا و غيرقابل تصور حاصل از قاچاق مواد مخدر رقمى نيست كه دستگاه هاى حكومتى نظير سپاه و ... به راحتى بتوانند از آن صرف نظر كنند. پس چگونه است كه برغم اطلاع از اين موضوع كه امروز بر هيچ كس پوشيده نيست، تعدادى به اين بهانه اعدام مى شوند. چراکه اگر اعدام سوداگران مرگ کارساز و امری صحیح بود، اکنون کشور عزیزمان ایران رتبه اول مصرف انواع مواد مخدر را در دنیا نداشت!!
به یاد داشته باشیم که افراد مذکور در آستانه اعدام اولاً ایرانی هستند و همچنین مسلمانند فقط مذهبشان با اکثریت متفاوت است در حالی که در قانون اساسی ایران برای اقلیت ها مذهبی (کلیمی، مسیحی و زرتشتی) حقوقی متصور شده است.
اصل 14 قانون اساسي مقرر مي‌دارد: « دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند...» حال این افراد مسلمانند و نمیتوان به صرف اینکه مذهبشان متفاوت است مورد بازخواست قرار داد.
در اصل23 آمده است: « تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد »
جمعیت اهل سنت سالهای متمادی است که در ایران عزیزمان زندگی می‌کنند و همواره در برهه‌های خطیر و سرنوشت ساز مملکت حضوری شایسته و پرشور داشته‌اند. نمونه‌های که در جریان هشت سال دفاع مقدس نیز شاهد آن بودیم همچنین در آخرین انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که منجر به پیروزی آقای روحانی گشت استان های سنی مذهب بیشترین آمار شرکت در انتخابات را داشتند و همچنین رئیس جمهور محترم نیز بیشترین رای ماخوذه را از این عزیزان کسب کردند.
آقاى لاريجانى من به عنوان يك شهروند ايرانى حق خود مى‌دانستم كه اين موارد را به شما متذكر شوم و مخالفت خود را با حكم اعدام به هر نحوى و براى هر جرمى اعلام كنم.
نگذاريد بيش از اين ابروى كشورم در مجامع بين المللى ريخته شود و جلوى اعدام هايى كه در آستانه وقوع هستند خصوصا اعدام چهار شهروند اهل تسنن به نام های حامد احمدی، کمال ملایی، جمشید دهقانی و جهانگیر دهقانی را بگيريد ، اعدام نه تنها حكمى غير عادلانه است بلكه نشانه تحجر و عقب ماندگى جامعه مى باشد و بجاى اينكه عدالت برقرار شود يك جامعه را به ورطه نابودى فرهنگى مى كشد ، هرگز عدالت با شمشير و ريختن خون انسانها برقرار نمی شود آنچه با ريختن خون ها به وقوع مى پيوندد افول فرهنگى جامعه و دور شدن از معيارهاى انسانى است سالهاست كه بواسطه همين احكام اعدام خاكستر مرگ بر كشور پاشيده مى شود.


                                                                                                          امیر بی آزار
                                                                                                             شنبه 31 خرداد 1393  

۱۳۹۳ خرداد ۲۲, پنجشنبه

٢٢ خرداد ٨٨ ساعت ٢٣

پنج سال گذشت ارى گذشت، با رنج و ناراحتى و اندوه و اميد 
با گذشت زمان بعد از پنج سال ابعاد آن تقلب بزرگ بر همگان اشكارتر مى شود اما چگونه است كه باوجود روشن تر شدن ابعاد اين موضوع عده اى بكلى مطالباتشان را فراموش كرده و راه محافظه كارى را پيش گرفته اند
بگذريم هنوز هم بعد از پنج سال وقتى در اينباره تصميم به نوشتن مى گيرم افكارم بهم ريخته مى شود جملات را يكى پس از ديگرى پاك كرده و مجددا مى نويسم و باز پاك مى كنم
لحظاتى در طول زندگانى ادمى مى رسد كه نه نوشتن از بار سنگين افكارت مى كاهد نه گريستن نه حتى چشم بر هم نهادن، گويا قرار است با گذشت هر دقيقه به انبوه سوال هاى بى جوابت افزوده شود
ارى حال من در اين لحظات اينچنين است سوال هايم همگى بدون جواب مانده ، ستون هاى سترگى كه ارمان هايم بر آن استوار گشته است زير بار انبوه بى جواب ماندن سوال هايم در حال فرو ريختن اند و لرزه بر قامتشان افتاده است
چه شد كه به اينجا رسيده ام ،قرار بود از دلايل و انچه بعد از رويدادهاى اين شب در پنج سال بر ما گذشته است بنويسم اما بسيار در نقد حكومت نوشته اند، سالهاست كه بواسطه ى رويدادهاى متفاوت از نقد حكومت نوشته اند و نوشتن ان براى من نيز تكرار مكررات است، نقد زمانى كار ساز مى باشد كه ملتى گوش هاى خويش را با دستانش نپوشانده باشد، اما ايا براستى مردم كشور من گوش هاى خويش را از روى عمد پوشانده اند يا من به اشتباه انها را اينگونه مى بينم و ايراد از عينكى است كه من بر چشمانم نهاده ام، اين واژه سياست چه واژه عجيبى است اژده هايى با سرهاى بسيار كه در هر لحظه شبيه فرشته اى زيبارو مى شود و با عناوين مختلف از ادمى دل ربايى مى كند، حكومت اسلامى ايران همچون حكومت جباران در تاريخ است و من براستى واژه جمهورى را بجا در نوشته هايم از آن حذف مى كنم چراكه هيچ شباهتى با معناى واقعى جمهوريت ندارد در تمام عمر سى و اندى ساله خود همچون ديگر جباران و ظالمان رفتار كرده و بعد از اين هم عمل خواهد كرد
حكومتى كه بلحاظ ماهيت اش فقط در فكر افزايش قدرت تاج و تخت خويش است از هيچ دغلى كوتاهى نمى كند چه بجا و درست نام حكومت ديكتاتورى را بر آن نهاده اند، حكام اين حكومت جبار روزى در لواى ولايت خدا برغم خواست مردم دست به كودتايى بزرگ مى زنند و روزى ديگر به اجبار مى خواهند مردم را به بهشت وارد كنند و روزى ديگر قرآن بر سر نيزه كرده و نداى دفاع از حرمين را سر مى دهند و روزى ديگر نيز يكى از مجيز گويان خود را با سياست عمر و عاص گونه اى بهر دلبرى از مردم به تاج و تخت مى نشانند تا شايد ضمن تسلاى خاطر مردم و اميدوار كردن آنها بهتر از قبل به فريفتن ملت و چپاول اموال انها ادامه دهند
اما چگونه است كه مردمى كه در تمامى اعصار تاريخ جزو هوشمندان بوده اند امروز با تمام انكه ظلم حكام را برخود مى بينند از حق خويش دم نمى زنند، چگونه است كه گرفتن حق خويش را به ديگرى تفويض كرده و از خود سلب مسئوليت مى نمايند، بارها از پدرانمان شنيده ايم كه حاكمان هر يك به گونه اى بر ملت خويش حكمرانى مى كنند عده اى با سير نگاه داشتن ملت و عده اى با پست شمردن و گرسنگى و سر در گريبان فرو بردن ملت خويش بر آنها حكومت مى كنند براستى ملت ما جزو كدامين دسته اند و دليل آن چيست؟ 
آيا ماهيت ايدئولوژى آنها را اينگونه بى تفاوت كرده است يا دليل ديگرى دارد؟ 

۱۳۹۳ خرداد ۱۶, جمعه

پنج سال گذشت

دل نوشت ديگر
پنج سال از سر دادن نداى آزادى مان گذشت در استانه پنجمين سالگرد هنوز باور كردن بخشى از رويداد ها برايم سخت است هنوز هم لحظه ها را پرسش هاى بى جواب سپرى مى كنم ، 
براستى كجاست ان موج خروشانى كه بدنبال ازادى بود؟ كجا رفت ، چه شد ، چه بر سرش امد
باورش سخت است وقتى بعد از پنج سال مردمى را مى بينى كه نه تنها يادشان نمى ايد پنج سال پيش براى چه چيزى به خيابان امدند حتى فراموش كردند يكسال پيش كف مطالبات شان چه بوده است و امروز در كجاى اين مسير ايستاده اند