۱۳۹۳ فروردین ۳, یکشنبه

يكى از مرزبانان به گروگان گرفته شده به شهادت رسيد

گروهک تروریستی جیش العدل، جمشید دانایی فر یکی از مرزبانان گروگان گرفته شده را به شهادت رساند

متاسفم اين خبر شنيدم اما جا داره به نيروهاى خاك بر سر سپاه پاسداران و نيروهاى به اصطلاح گمنام امام زمان كه مدعى شنود پرواز مگس ها در اسمان هستند دست مريزاد گفت، خداييش هارت پورت هم حدى داره علم الهدى كه مرخصه توهم زده است كارى باهاش نداريم جنتى هم كه جزو اثار باستانى بايد در موزه نگهدارى بشه تا ايندگان ببينند چه جماعتى بر ما حكومت مى كردند اون هيچى بى خيال

اقا رهبر هم كه كلا حساب از دست شون در رفته در توهم محو اسرائيل به سر مى برند خوب سن و سالى ازش گذشته درد پيريه گاه گدارى يه چيزى مى گه ، از دولت هم كه نمى شه گفت چون اصولا هيچ چيزى به دولت مربوط نمى شه، به مجلس هم نمى شه گير داد چون اونا هم خرج دارنديگه 

، برادران دالتون هم كه حسابشون معين است فعلا در گير امورات بچاپ بچاپ هستند

در نهايت باز هم مجبورم با تاسفم ابراز كنم براى خودمان متاسفم

۱۳۹۲ اسفند ۱۲, دوشنبه

بازهم حكمى ناعادلانه براى يك فعال دانشجويى كه هيچ جرمى مرتكب نشده است

مريم شفيع پور به هفت سال زندان محكوم شد

مریم شفیع پور،فعال دانشجویی و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی، در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به هفت سال زندان تعزیری محکوم شد.

مريم شفیع پور به جرم "تبلیغ، اجماع و تبانی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران٬ امضا بیانیهها و همکاری با سایتهایی که قاضی آنها را غیر مجاز نامید" محکوم به زندان شده است.

به گزارش سایت کلمه، یکی از اعضای خانواده ی شفیع پور در خصوص وضعیت این زندانی در دوران بازداشتش گفت: "با تمام شکنجه ها و اذیت هایی که در زندان شده بود، او را کتک زده بودند، که در پرونده هم موجود است، به هیچ فعالیت غیر قانونی که مد نظر بازجو ها بود اعتراف نکرده است. هیچ اطلاعاتی وجود ندارد و تنها آنها در پی گرفتن اعتراف دروغ از مریم هستند."

یک منبع آگاه در خصوص آزار واذیت این دانشجو در دوران بازجویی پیشتر به سایت کلمه گفته بود: "بازجو در بخشی از پرونده مریم نوشته که به طور ناخودآگاه خواسته به صندلی مریم لگد بزند که به کمر و پهلوی او خورده است. خود مریم در ملاقات های کابینی پس از آنکه دوران بازجوییش تمام شده به خانواده اش گفته که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است ولی خانواده از ترسشان که مبادا وضعیتش بدتر شود اطلاع رسانی نکردند."
مریم شفیعپور، پنجم مردادماه امسال و پس از حضور در دادسرای شماره دو شهید مقدس در زندان اوین، به دستور بازپرس این شعبه بازداشت شد و بیش از دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند، او از روز هشتم مهرماه به بند زنان این زندان منتقل شد.
این دانشجوی اخراجی رشتهی مهندسی کشاورزی دانشگاه بینالمللی قزوین، اولین دانشجوی بازداشت شده پس از انتخاب شدن حسن روحانی به ریاست جمهوری است.

مریم شفیعپور در سال ۸۹ نیز از سوی دادگاه انقلاب قزوین به خاطر فعالیتهای دانشجویی و وبلاگنویسی به زندان محکوم شده بود.

وی از جمله اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در جریان انتخابات مناقشهبرانگیز خردادماه سال ۸۸ بود.

۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

هر هفت ساعت و نيم يك اعدام در ايران

در هر هفت ساعت و نيم يك نفر در ايران اعدام ميشود، امار اعدام ها در سال جارى تا اكنون نسبت به سال قبل دوبرابر شده است براستى دست اورد انتخاب دولت تدبير و اميد چه بوده است ؟ گروهى در چنين مواردى بر اين باورند كه دولت و رييس جمهور اختيار و وظيفه اى در اين خصوص ندارد، سوالى كه مطرح مى شود اين است كه پس رييس جمهور و دولت در واقع چه وظيفه اى دارند، فقط در دوره تبليغات انتخاباتى است كه قول پيگيرى مطالبات داده مى شود، قرار بود چه چيزى تغيير كند اگر دولت و رييس جمهور در كشور ما قدرتى ندارد پس چه تفاوتى بين احمدى نژاد و روحانى است؟


۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

دوازده و نيم سال حبس براى چهار شهروند بهايى ساكن مشهد

حکم چهار شهروند بهایی ساکن مشهد از سوی شعبه ۲۰ دادگاه تجدید نظر خراسان رضوی اعلام شد.


بنا به رای صادره، حکم بدوی دو خواهر بهایی به نام های نیکا و نوا خلوصی عینا” تایید شد. طبق حکم بدوی، نیکا خلوصی به شش سال حبس تعزیری و نوا خلوصی به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بودند.


همچنین طبق رای صادره، حکم بدوی “ادیب شعاعی” از یک سال و نیم حبس تعزیری به شش ماه حبس و حکم بدوی “مهسا مهدوی” از ۸ ماه حبس تعزیری به سه ماه و یک روز حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد.


 قابل ذکر است حکم اولیه شهروندان بهایی مذکور در شعبه سه دادگاه انقلاب مشهد به رياست قاضي سلطانى بر اساس اتهامات “تبلیغ علیه نظام” و “عضویت در تشکیلات غیر قانونی بهایی” صادر شده است.

.

۱۳۹۲ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

مصداق بارز " ميزان راى ملت است" چيزى جز راى اكثريت به مهندس موسوى است

دست نوشته 
    
دليل كينه توزى شما نسبت به عزيزان در حصر كاملا واضح و شفاف است چراكه تمامى احساس خطر و هشدارهاى مير ما، خيلى زود بر همگان متجلى شد و دست شما و حاميان به اصطلاح اصولگرا و فرزند خلف تان براى ملت رو شد
محمد نبى حبيبى در نشست دبيران حزب موتلفه با تاكيد بر اظهارات پيشين خود در خصوص وقايع سال ٨٨ و در خصوص بيانيه مجمع روحانيون مبارز مبنى بر رفع حصر و ايجاد فضاى همدلى گفت : واقعيت اين است برخي از اعضاي مجمع در فتنه سال 88 آتش بيار معركه بودند و به این گفته امام (ره) كه فرمودند "ميزان راي ملت است " وفادار نماندند. آنها حماسه بي نظير مردم در پاي صندوقها را به سخره گرفتند و راي ملت را برنتافتند و بنا را بر آشوب و فتنه نهادند و حاضر نيستند در پيشگاه ملت ايران و رهبري مظلوم انقلاب اعتراف به خطاهاي خود كنند
اقاى حبيبى مصداق بارز "ميزان راى ملت است " آيا چيزى جز خواست مردم و راى اكثريت به مهندس موسوى است ؟ اعتراف كردن در مقابل رهبر مظلوم انقلاب! معيار مظلوميت از ديدگاه شما چيست؟ مظلوم يا مظلوم نمايى 
تاكى قرار است به تهمت زدن هاى خود ادامه دهيد از فتنه گرانى نام مى بريد كه با اسلحه و كلت كمرى براى آشوب و كودتا به خيابان آمده بودند تا دست آوردهاى انقلاب را پايمال كنند! اسناد و مدارك در خصوص تير اندازى بسيج و سپاه در وقايع ٨٨ به اندازه كافى و موجود است اين حنا ديگر رنگى ندارد 
اما براستى دست آوردهاى انقلاب شما چيست كه با تعصب از پايمال شدن آن صحبت مى كنيد، براستى دستاورد هاى انقلاب چيزى جز فقر و فحشا و بدبختى روز افزون براى ملت ايران است، كدام ويرانه را در طول٣٥ سال كه از انقلاب مى گذرد آباد كرديد كه اينگونه به آن فخر مى ورزيد، دستاورد اين انقلاب چيزى جز به تاراج بردن سرمايه هاى اين ملت توسط شما و حاميان به اصطلاح اصولگرا است،
براستى چه كسانى راى اين ملت را به سخره گرفتند ؟ مرتضوى ها و احمدى نژادها و لاريجانى ها و،،، اگر نبودند پس پيدا كن پرتقال فروش را
براى كدامين خطا بايد توبه كنيم؟ براى دفاع از حق تجمع يا براى حق مشروع انتقاد يا دفاع از آزادى بيان يا دفاع از خون هاى به ناحق ريخته عزيزانمان، رهبرى جور و ستم را مظلوم و مصداق بارز عاشورا و حسينى و مارا اموى و لشكريان ابن زياد مى دانيد! دليل كينه توزى شما نسبت به عزيزان در حصر كاملا واضح و شفاف است چراكه تمامى احساس خطر و هشدارهاى مير ما، خيلى زود بر همگان متجلى شد و دست شما و حاميان به اصطلاح اصولگرا و فرزند خلف تان براى ملت رو شد- اختلاص هاى چندين ميلياردى، رشوه به مقامات عالى رتبه نظام و متاسفانه وكلاى ملت كه بايد مدافعان حقوق ملت باشند در خانه ملت به آنها خيانت كردندهرچه از طول دولت تدبير و اميد مى گذرد اسناد و مدارك بيشترى از فساد مالى در دولت اصولگرا و حاميان مطبوع ايشان منتشر مى شود، براستى با چه رويى هنوز هم در كوچه و خيابان چشم به مردمى مى دوزيد كه قرار بود دولت رجايى خدمتگزارشان باشد؟ 
سالهاست سرمايه هاى اين ملت مظلوم را به جيب گروه هاى تروريستى همچون حزب الله و حاميان اسد و نصرالله و حماس واريز مى كنيد، نيروهاى قدس و بدر در سوريه در حال دفاع از كدام ناموس هستند ؟ ناموس اموى! براستى آنچه امروز در سوريه اتفاق افتاده است نتيجه حمايت احمدى نژاديون و به اصطلاح اصولگرايان كج فهمى است كه سرمايه هاى اين ملت را به جيب جانى ديوانه اى مانند اسد ريختند
از ديدگاه شما مردم حساس كدام گروه هستند؟ آن قشرى كه بواسطه حضور در راهپيمايى كارت هديه و پاداش دريافت مى كند، تنها و تنها با داشتن مدرك ديپلم به پست مديريتى منصوب مى شوند، يك ميليون سيصد هزار تومان بابت ايثارگرى دريافت ميكند و،،، از سوى ديگر اين مردم به كدام حركت حساس شده اند ! منظور شما از مردم چه كسانى هستند؟ آن دسته از كه ٨ سال با بدبختى خون جگر خوردند و در دل هزار يك بدوبيراه را نصيب خويش كردند كه اى كاش پايشان قلم ميشد و تكيه بر دهر بى ثبات وعده هاى بهشت زهرا نمى دادند
ميزان راى كدام گروه از مردم است ؟ همان پرستارهايى كه در بيمارستان ها سالهاست پيمانى كار مى كنند و هنوز استخدام نشده اند و تنها به عنوان كارگر لاندرى ( رخت شور خانه ) با آنها قرار بسته شده است و وقتى بعد ١٥ سال كار كردن جوياى دليل عدم استخدام رسمى خود ميشوند دليل حراستى عنوان مى شود، 
تاريخ معلم بزرگى است و براستى دور فلكى يكسره بر محور عدل است و شرمسارى از آن شماست، اميد بذر هويت ماست   
 

۱۳۹۲ بهمن ۲۰, یکشنبه

همراه شو عزيز


همراه شو عزیز، همراه شو عزیز 

تنها نمان به درد، کاین درد مشترک 

هرگز جدا جدا، درمان نمی شود 


دشوار زندگی، هرگز برای ما 

دشوار زندگی، هرگز برای ما 

بی رزم مشترک، آسان نمی شود 


تنها نمان به درد، همراه شو عزیز 

همرا شو، همراه شو 

همراه شو عزیز 

همراه شو عزیز 

تنها نمان به درد، کاین درد مشترک 

هرگز جدا جدا، درمان نمی شود


دشوار زندگی، هرگز برای ما 

دشوار زندگی، هرگز برای ما 

بی رزم مشترک، آسان نمی شود 


http://www.youtube.com/watch?feature=player_detailpage&v=-LIrlSMPZv8

تا آزادى ،،،،،

۱۳۹۲ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

براى شما كه همچون سرو استوار ايستاده ايد

در آستانه چهارمين سال حصر بزرگ مرد و استوار بانو و شيخى همچون سرو

هزار و هشتاد و دو روز كذشت و همچنان همچون سرو استوار ايستاده ايد، در كودكى و دوران نوجوانى هرگاه صحبت از واژه هايى مانند سرو و صبر و استقامت را ميشنيدم هـميشه بدنبال همانند سازى براى درك بهتر آن بودم، سالها گذشت در زمان ترور سعيد حجاريان بخوبى معناى همبستگى را در تجمع و برگزارى دعاى توسل و زيارت عاشورا در خيابان دانشگاه و ميدان تقى آباد و مسجد دانشگاه علوم پزشكى كه در جوار درب ورودى بيمارستان قائم مشهد بود ديدم در اون زمان سوالات زيادى برايم پيش آمد براى نوجوانى كه هر روز صبح بجاى خريد چاشت و خواركى مدرسه، روزنامه سلام و صبح امروز و ،،، را ميخريد و با اشتياق ته كيف مدرسه پنهان مى كرد و تمام طول روز سر كلاس منتظر زنگ آخر ميشد تا زودتر به خانه برسه و بدور از چشم بقيه با شور و شوق نوجوانى صفحات روزنامه را بخونه، اون دوره خيلى چيز زيادى از سياست نمى دونستم اما چون در خونواده و فاميلى سياسى با گرايش هاى سياسى بزرگ شده بودم و از كودكى وقتى خاله و دايى فاميل به دور هم جمع ميشدن نقل مجلس بحث هاى سياسى و اوضاع روز بو، خب شايد احساس ميكردم زودتر بزگتر شدم و البته شور و شوق خاصى هم داشت
بگذريم سالها گذشت هميشه اين سوال برايم بدون جواب ماند -'چرا هميشه ما لحظه آخر دست در دست هم ميگذاريم و بعد از وقوع واقعه اى تلخ همبستگى پيدا ميكنيم و بعد از مدتى بكلى از ياد و خاطرمان محو ميشود؟
سال ٨٨ دوباره شاهد رويداد هايى بودم كه بعد از مدتى دوباره اين سوال ذهنم را درگير خودش كرد چرا؟
روزها و گذشت و گذشت هنوز آخرين نكاه ندا و در خون غلتيدن اش جلوى چشمم هست، بخوبى بياد دارم كه ،چطور مير و شيخ ما نگران آينده و سرنوشت ملت و كشور بودند و بياد دارم لحظه اى را كه براى آخرين بار از نگرانى فردايى تيره و تار با ما سخن گفتند، مير حسين و شيخ عزيز شما همچون خورشيد گرمايى دوباره به جان ملتى خسته از دروغ و فريب و استبداد داديد و با صداقتتان بار ديگر نهال خشكيده اميد در وجودمان جوانه زد،
از عدالت و اميد و فردايى بهتر با ما سخن گفتيد، واژه هايى كه هربار برزبان آوردىد با آنچه ديگران هربار بر زبان جارى مى كردند كاملا متفاوت بود، هرگز رنجى كه شما عزيزان هر روز آنرا متحمل ميشويد را نه من نه هر انسان ديگرى درك نخواهد كرد 
استقامت و استوارى شما درس بزرگى است كه ما آموختيد،اكنون بخوبى درك ميكنم كه چرا كاخ نشينان حتى از در حصر بودن شما بزرگان نيز واهمه دارند
بزرگ مرد ميرحسين و بانو رهنورد و شيخ كروبى بزرگ و تمامى دوستان عزيز در بندم كه حتى بسيارى از شما را بخوبى نمى شناسم، اين روزها شما عزيزان برغم سخت ترين شرايط همچنان استوار ايستاده ايد، اما ما ياران با وفايى نبوديم آنچنان در طول اين چهار سال، استبداد بر پيكره ى نهال تازه جوانه زده تازيانه زد كه بسيارى از ما را واداشت اميد را در پستوى خانه ها پنهان كنيم، با تمام رنج ها و نگرانى هايى كه از وضعيت و سرنوشت عزيزان دربند مان داشتيم به فردايى بهتر چشم دوختيم 
من معتقدم زنجيره ى سبز همبستگى ما مستحكم تر شده ولى اندكى دستهايمان بواسطه دورى از شما و يارانمان سرد شده است
  اى كلاغ هاى سياه بدانيد زنجيره سبز اميد همچنان مانند گذشته از سروهاى سبز ما حراست ميكند و آگاه باشيد سروهاى سبز همچنان استوار ايستاده اند
مير حسين موسوى و بانو رهنورد و شيخ مهدى كروبى به رغم رنج هاى فراوانى كه در طول ١٠٨٢ روز حصر بر پيكر خود متحمل شدند هر لحظه به ما ياد آوارى ميكنند كه حق و عدالت و رسيدن به آزادى نيازمند استوارى و همبستگى مداوم و پافشارى بر اهداف است، استبداد ولايى در طول هشت سال انچنان بر پيكر اين ملت ضربه زد و سرمايه هاى ما را به تاراج برد كه نتيجه اى جز سردرگمى و اندكى نااميدى را بهمراه نداشت، امروز استبداد ولايى در آستانه چهارمين سال حصر عزيزان در بندمان زيركانه به ما چشم دوخته است، ياران سبز نگذاريد حكايت اهل كوفه تكرار شود، تاريخ معلمى بزرگ است بخوبى به مامى آموزد هركجا سست شويم و دست هاى يكديگر را رها كنيم، استبداد داس و تيشه خود را در دست گرفته و كمر به قطع درخت هاى سرو آزادى خواهى مى بندد، هر زمان تعلل كرديم و از مسير آزادى خواهى منحرف شديم سرمايه هاى يك عمر حق طلبى و تلاش هايمان براى رسيدن به منزل آزادى به يغما رفت و نيز نيك ترين همراهانمان به اسارت گرفته شدند و سرانجام اين تعلل نتيجه اى جز عقب گرد را براى ما بهمراه نداشت
دوستان و همراهان به ياد داريد روزى كه ندا در آخرين لحظه با نگاهش به ما چه پيغامى داد ؟
آيا رنج هاى مادر سالخورده ستار را بياد داريد ؟ ناله هاى مادر سهراب را چطور؟ نگاه سرد و قلب آكنده از درد پيمان رابياد داريد ؟ ببينم چند درصد از ما خود را جاى پيمان گذاشتيم و لحظه اى به حال روز اش فكر كرديم، چه بر سر ما آمده كه اينگونه  اين موارد را فراموش كرديم و بسادگى پس از مدتى از تب و تاب آن افتاديم ؟ 
به ياد داريد استبداد ولايى چگونه بهترين دوستان و ياران عزيزمان را در عاشورا يك به يك پرپر كرد؟ آرى وقت ان رسيده كه به خودمان بياييم و بجاى گوشه نشينى و زانوى غم بغل كردن ، دست در دست هم بنهيم و استوارتر از گذشته فرياد ازادى عزيزانمان را سر دهيم، وقت آن رسيده به استبداد ولايى ثابت كنيم هنوز هم زنجيره ى سبز اميد از سروهاى سبزمان با تمام وجود حمايت ميكند 

۱۳۹۲ بهمن ۶, یکشنبه

پیشنهادهای خود را جهت اعلام همبستگی با عزیزان درحصر و حبسمان اعلام کنید


 

متن این بیانیه که نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:

 

بهنام خدا

 


هموطنان عزیز، یاران آزاده، همراهان سبز

تبلیغات وسیع و پرهزینه اقتدارگرایان در روزهای اخیر و تجمعات نمایشی و فرمایشی که سعی شد کمرونقیاش با ایجاد سروصدای بیشتر جبران شود، بار دیگر به پایداری حقایقی که بیش از چهارسال است که جنبش سبز مردم ایران عیان کرده، گواهی میدهد. این حقایق چیست؟ پاسخ به این پرسش، هم رمز ماندگاری این جنبش و هم علت هراس اقتدارگرایان از آن را روشن می کند.

 


نخستین حقیقت این که اعتراض میلیونها ایرانی به کودتای انتخاباتی سال ۸۸ (انتخاباتی که آگاهی بر ابعاد تقلب و تخلفاش روز بهروز بیشتر شده)، نیشتری بود بر دمل چرکینی که حاصل فساد عمیق دستگاه قدرت حاکم بر کشور بهحساب میآمد. پافشاری و لجاجت اقتدارگرایان در مقابل خواست عمومی ایرانیان برای تغییر شیوه حکمرانی متکی بر زر و زور و تزویر، سرانجام گستره نقدها و اعتراضها را از دایره محدود نخبگان، روشنفکران و فعالان سیاسی به وسیعترین پهنه جغرافیایی و عمیقترین لایههای اجتماعی کشاند. انفجار آگاهی نسبت به واقعیتهای پیرامونی، شهروندان را از عرصه پیروی نخبگان سیاسی منتقد به وضع موجود، به عرصه کنش فعالانه برای بازپس گیری حقوق شهروندی خویش هدایت کرد. هر شهروند یک ستاد، هر شهروند یک رسانه، و هر شهروند یک رهبر شد. جنبشی ملی پدید آمد که در آن، تفاوتها به رسمیت شناخته شد و حقوق شهروندی هر کس با حفظ باورها و ایدهآلهایش، محترم دانسته شد. حال دیگر بهجای تلاش برای یکسانسازی مغزها، به همزیستی مسالمت آمیز گوناگونیها و یافتن نقاط اشتراک همت گماردیم. مرزهای تصنعی خودی و بیگانهسازی که میرفت تا انسجام ملی و همدلی عمومی را به تباهی کشد، در هم نوردیدیم و همه، حول خواستی مشترک، گرد هم آمدیم.

 


حقیقت دوم، از دل پذیرش حقیقت نخست پدید آمد؛ معلوم شد با گذشت بیش از سه دهه از واژگونی نظام اقتدارگرای شاهنشاهی، جلوههای استبداد بار دیگر و به شکلی متفاوت، ظهور کرده است. آشکار شد که هنوز راهی دشوار تا تحقق مطالبات دیرینه صاحبان واقعی ایران باقی مانده و برای نهادینه شدن آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت، نمیبایست چشم انتظار دولتمردان و حکمرانانی اقتدارگرا نشست که فاقد راهبردهای معین برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب هستند. با کمال تاسف، تکیه مستمر بر شیوههای مدیریتی مبتنی بر آزمون و خطا، تکرار چرخه نافرجام جابجایی جناحهای سیاسی و حاکمیت عقلانیت فردی بهجای بهرهگیری از سازوکارهای عقلانیت جمعی در فرایندهای تصمیمگیری کلان، به شیوه مألوف حکمرانی در این سرزمین تبدیل شده است. نتیجهی این وضع دیرین، فرصتهای از دست رفته و سرمایههای انسانی و مادی بر باد داده شده است. ایرانیان هر روز بیش از روز پیش درمییابند که از قافلهی توسعه و پیشرفت عقب ماندهاند و ادعاهای دروغین حاکمان و نمایشهای چشم پرکن اما پوشالی، چارهساز مشکلاتشان نیست.

 


حقیقت سومی که عیان شد و به بازسازی اعتماد به نفس شهروندان منجر گشت این که با وجود میل اقتدارگرایان، قدرت به تمامی در دست حکمرانان نیست. مردم دریافتهاند که در بزنگاههایی، ارادهشان بر اراده کسانی که قرار بوده خواستههای ایشان را نمایندگی کنند و پاسدار اقتداری باشند که از سوی مردم به رسم امانت در اختیارشان قرار داده شده، غلبه میکند. شکست طرحهای پرهزینه اما کمفایدهای مانند مقابله با دسترسی آزادانه به اطلاعات، ازدیاد جمعیت و تحمیل سبک زندگی، نمایشگر این حقیقت است.

 


و سرانجام باید به این حقیقت مهم اشاره کرد که خواست عمومی برای تغییر شرایط زندگی و تحول بهسوی شرایطی که هرکس آزادانه بتواند در جهت تحقق زندگی مطلوب خود تلاش کند، از مسیر تحولخواهی مسالمتآمیز و دمکراتیک، مبارزه مدنی عاری از خشونت و آراسته به امید و استقامت و صبر میگذرد؛ مسیری که مورد تاکید همراهان سربلند محصور و محبوس جنیش سبز بوده و هست.

 


پژواک بلند این حقایق در تغییر نگرش اکثریت بزرگ جامعه ایرانیان است که نشان میدهد دیگر نمیتوان با توسل به زورمداری، تمسک به تزویرگری، و تکیه بر زرسالاری، شهروندان آگاه این مرز و بوم را از پیمودن راه دشوار اما پرامید آزادی و دموکراسی، بازداشت.

 


رفتار تمامیتخواهان در چندسالی که از انتخابات خرداد ۸۸ و چندماهی که از انتخابات خرداد ۹۲ می گذرد، نشان از ناتوانی آنان در شنیدن صدای مردم دارد. آنان لجوجانه انگشتان خود را در گوش فرو می کنند تا صدای مردم را نشنوند و پلکهای چشمان خود را بر هم میفشرند تا واقعیت را نبینند. حنجرههای خود را میخراشند تا با تکرار فریادهای خشونتبار و سراسر تهمت و افترا، توجهها را به متاعی که دیگر خریداری ندارد جلب کنند. این غفلت و بلکه تغافل اما، به تعبیر کلام وحی، حقایق را نمیپوشاند؛ و اگر ظلمی روا میرود، بیش از هر چیز بر خویشتن خویش کوششگران کتمان حقایق است.

 


هنوز چند ماهی از «نه» بزرگی که در انتخابات خرداد ۹۲ دریافت کردهاند نمیگذرد که گستاخانه و در تقابل آشکار با ضرورتهای همبستگی ملی، ارجحیت منافع ملی و صلح اجتماعی، خواهان حصر و حبس دیگر همراهان جنبش تحولخواهانه مردم آزادهی ایران نیز میشوند، غافل از این که چارهی کار، رهانیدن اندیشهی خود از زندان خردگریزی و خودکامگی و تلاش جهت بازسازی بنیادهای وفاق ملی است. گویی لجوجانه میخواهند به خواب زمستانی خود ادامه دهند، شعاع پرفروغ آفتاب حقیقت را به پناهگاههایشان که روز به روز کوچک تر می شود راه ندهند و مشام خود را از شنیدن عطر بهار سرسبز محروم سازند.

 


اینک، و در آستانه سومین سالگرد حصر غیرقانونی و حبس غیرانسانی همراهان سربلند، مقاوم و حقیقت طلبمان (آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد) شاید لازم باشد بر این صورتهای خوابزده آبی زده شود تا بلکه از رؤیای بازگشت سالهای تاریک گذشته بیدار شوند. از همینرو، و به تبعیت از سنت همراهان پیشرو و سرافرازمان، از شما یاران سبز و همراهان صبور و آزاده درخواست میکنیم پیشنهادهای خود را برای چگونگی نمایش دوبارهی راه سبزی که در آنیم، و برای اعلام همدلی و همبستگی با عزیزان درحصر و حبسمان، با استفاده از شبکههای اجتماعی گوناگون، مطرح کنید تا یکبار دیگر، و همه با هم، سرود دلنشین آزادی و امید سر دهیم.
 

 

شورای هماهنگی راه سبز امید

دوم بهمنماه ۱۳۹۲

پتيشن ازادى اميد كوكبى

دوستان گرامى عزيز، آزادى عزيزان در بند كه همراه براى آزادى ايران زمين تلاش ميكنند و با تمام وجود تا پاى جان بر اين آرمان ايستاده اند خواست و مطالبه ما در تمام اين سالها بوده و هست اينك وقت آن رسيده تا بار ديگر به دولت و رييس جمهور روحانى صداى مطالبه آزادى عزيزان در بندمان را برسانيم ، از همه شما صميمانه درخواست ميكنم براى آزادى اميد كوكبى پتيشن ذيل را امضا كنيد باشد كه روزى فرا رسد كه تمام عزيزانمان در كنار عزيزانشان آزادى ايران زمين را جشن بگيرند

 http://freeomid.org/?page_id=1136

۱۳۹۲ دی ۲۹, یکشنبه

دست نوشته-هشدار به كاربران اينترنتى در داخل ايران

دوستان بهتر از جان لطفا توجه كنيد و در صورت امكان اطلاع رسانى كنيد

متاسفانه سپاه على بن ابى طالب ( ارتش سايبرى ) در حال اتك زدن ( هك كردن ) اكانت هاى فيس بوك است اين اقدام قبلا هم انجام مي شده است اما متاسفانه در اقدام جديد از قابليت ارسال پيام هاى فيس بوك به اين باكس ايميل استفاده ميشود در اين حالت عكس يا پيامى كه از طريق فيس بوك به ايميل مخاطب وارد شده الوده به اسنيفر است و با باز شدن ان ايمل شما هك ميشود لطفا حتما از ايميل اصلى خود براى اكانت فيس بوك استفاده نكنيد و در صورت امكان انرا تغيير دهيد

در صودت دانلود فايل روي سيستم نوت بوك يا كامپيوتر شخصي ، سيستم الوده شده و چون قريب به اتفاق دوستان از انتى ويروس هاى فري يا غير اورجينال استفاده ميكنند امكان شناسايي ان وجود ندارد

لطفا حتما از انتى ويروس هاى اورجينال كه قابليت پشتيبانى مستمر از تولكيت ها را دارند استفاده كنيد حتما در صورت امكان فايروال مودم ADSL خود را فعال كنيد هيچ فايلى را تا زمان اطمينان از پاك بودن ان از اين باكس ايميل خود دانلود نكنيد فايل هاي دانلود شده را روي فلش دانلود كنيد و پس از اطمينان به روي سيستم خود انتقال دهيد هيچ فايلى را روي صفحه دسكتاپ يا درايو اصلى ويندوز ذخيره نكنيد و حتما لطفا هيستوري مرورگر اينترنت ( فاير فاكس، كروم و،،،، ) پس هر بار استفاده حتما به همراه كوكى ها كاملا پاك كنيد 

در پايان به همه دوستان بهتر از جان پيشنهاد ميكنم از فايروال سخت افزارى استفاده كنند  فايروال سخت افزارى در مقياس home هزينه زيادى ندارد ، دوستانى اطلاعات بيشترى در خصوص نحوه فعال سازى و،،،، مي خواهند با كمال ميل در خدمتم

دست نوشته

مجيد عزيز رفيقى به معناى واقعى كلمه، در روزگارى كه سخت در جهالت بودم مانند ستاره اي درخشان در زندگي ام نمايان شد 

ديوار جهالت سترگ جهالت را با ضربه هاى پى در پى تبر آگاهى در هم شكست، جزو معدود انسانهايى بود كه از مرحله ادمي ( حيوانى دو پا) گذار كرده بود 

هميشه معتقد بود ادميان هرچه به سن جسم شان اضافه ميشود بيشتر در غرور و جهالت حاصل از غرور و خود بينى غرق مي شوند و اين غرور به جايى مي رسد كه خود را علامه دهر تصور ميكنند

متعقد بود ظلم بزرگى كه در حق ما ايران زمين نيان روا داشته اند ضمينه سازش همين غرور و خود بينى بوده است ظلمى كه از سوى اجدادمان توسط خويشتن به خود روا داشته شد و سرانجامى جز يوق اسارت ايدئولوژى نداشت

ايدئولوژى كه فلسفه ان به بردگى كشيدن وجود انسانى به قيمت شمشير و خشونت  

بود 

همين بردگى سرانجامى جز بى تفاوتى نسبت به سلب ازادى و افول به پست ترين مرحله در طبيعت مرحله اى كه حتى پست تر از جايگاه حيوانات است، چه بسيار ادميانى در گوشه كنارمان يافت ميشوند كه ورد زبانشان دفاع از حقوق انسانى است بسيارى كه در بسيارى انها جهل نهفته است انانى كه دفاع از حقوق مسلم انسانى تنها لوايى است از سر فريب خويشتن، جامعه اى كه صبح دم بر تن كرده و فريفتن و دروغ كالاى حجره شان است براستى ادمى چقدر نيازمند شنيدن دروغ است وقتى در چشمانش زل زده ميشود و شعورش را به سخره مي گيرى و با دروغ و تملق به پست ترين جايگاه نزول اش مي دهى اشك شوق در چشمانش حلقه مي بندد

چه بسيار ادميانى كه از ترس حبوط رها شدن در اين كره خاكى روزانه به گدايى محبت ميپردازند و شادمان مي شوند اگر دروغ بشنوند و بيشتر از ان وقتى شعورشان را به پست ترين جايگاه انسانى سوق مي دهى و انگاه كه حقيقت را ميشنوند خشمگين از حرف راست و از روي صداقتت ميشوند